بیا با هم ...

دلنوشته های اجتماعی سیاسی من
در سروش به ما بپیوندید
نقشه ی راه...
چه چیزی عوض شده؟! چه توقـعی داریم که امروز امام زمان بیاید؟!
چــرا باید امـام زمــان بیایـد، وقتی همـان مردمی هستیـم که هزار و چهارصد سال پیش یازده امام را تنها گذاشتیم...
منطقی باشیم! چرا امام زمانی که حضورش را هزار سال از مردم دریغ کرد، باید ظهورش را به ما ارزانی بدارد؟ وقتی به آن حد از بلوغ نرسیده ایم که امام زمان از آمدن به جمع ما خوف نداشته باشد!
باید در یک زمـین کوچک، بازی را آزمایشی اجرا کنیم تا اگر مربـی پسندیـد ما را به زمین اصلی راه بدهد.
باید خود را محـک بزنیم تا معلوم شـود: چه کسانی در راه رسیدن به هدف استقامت به خرج می دهند و چه کسـانی رفیـق نیمـه راه انـد؟ چه کسانی هـدف را شنـاخته اند و چه کسانـی هدفشان از گامهای الهی هم دنیا است!؟...
اگر در قبــال این انقـلاب که وجهـه ی الهی دارد، درست انجام وظیفه کنیم، پالس مثبتی خواهد بود به امام زمان ... برای مهیا بودن شرایط ظهور... برای قدرت اسلام و منزوی شدن شیطان...!
بسم الله...
...رهبر انقلاب: »باید برای انقلاب حرف بزنید، باید برای گفتمان انقلاب تلاش و کار کنید»
پیشنهادی سردبیر

۱۷ مطلب با موضوع «مشارکت و مسؤولیت پذیری» ثبت شده است

شبهه ای که چند مدتی است سر زبان ها افتاده این است که می گویند: هیچ رئیس جمهور موفقی نداشته ایم، و این نشان می دهد که عده ای هستند که نمی خواهند بگذارند آب خوش از گلوی ما پایین برود. رأی مردم هم بی تأثیر است و هر بار همان کسی رأی آورده که در پشت صحنه تصمیم بر آن بوده است.

 

البته این ها که این سؤال را می پرسند توضیح نمی دهند که چه رابطه ای وجود دارد بین بی کفایتی رئیس جمهورها و بین اینکه دست پشت پرده ای وجود دارد؟

این را هم توضیح نمی دهند که آن دست پشت پرده دقیقاً کیست؟ آیا رهبری است و یا جریانی در مقابل رهبری؟!

 

به هر حال ما هم این جمله را قبول داریم که: مردم تصمیم گیرنده نیستند و دستان پشت پرده ای وجود دارد که نتیجه را به خواست خود تغییر می دهد. دستان کثیفی که حتی در روزگار ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای، نخست وزیر مورد نظر خودش را به جناب رئیس جمهور تحمیل کرد!

از کجا معلوم؟ شاید این دستان پشت پرده دستگاه تبلیغاتی دشمن باشد! شاید این دستان پشت پرده طیف ارادتمندان به دشمن باشد! شاید این دستان پشت پرده ماهواره های پشت بام خانه های همسایه باشد که با ترفندهایی خواسته ی خودش را به شنونده تحمیل می کند! شاید این دستان پشت پرده کسانی باشند که به سلاح «جنگ روانی» مجهز هستند و با حیله هایی رأی مورد نظرشان را از صندوقها در می آورند.

 

جنگ روانی دقیقاً چیست؟

 

مثلاً همین شبهه یکی از پازلهای جنگ روانی است

کسی که بی کفایتی را به اوج رسانده، برای خراب کردن تقصیر بر سر دیگران فرا کنی می کند و می گوید: من هیچ کاره ام! کارگردان کس دیگری است!

رهبر انقلاب هم در این چند سال بارها این نهیب را زده اند که: چرا کسانی که همه کاره ی کشور اند خود را هیچ کاره جلوه می دهند و انگشت اتهام را سمت «دیگران» دراز می کنند. (حرف دل رهبری حتماً این است که: چرا شما که بیشتر از هر رئیس جمهور دیگری از من اختیارات دریافت کرده اید، و کمتر از هر رئیس جمهور دیگری از جانب نمایندگان مجلس مورد سؤال و بازخواست قرار گرفته اید، حالا ژست اپوزیسیون به خود می گیرید و از کارهاییمی گویید که باید بشود، نه از کارهایی که کرده اید و می کنید!)

 

اگر جزئی تر بخواهیم نگاه کنیم بهتر می بینیم که رهبری فقط نصیحت کننده بوده است و نه تصمیم گیرنده

در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، رهبری در همان ایام انتخابات آبروی دولت را هم برد! (در جریان مخفی کاری سند 2030) و باز جناب روحانی با رأی قاطع تهران و چند شهر دیگر شد منتخب مردم!

در انتخابات قبل از آن هم کسانی در تهران شدند نماینده ی مجلس که دقیقاً در لیست پیشنهادی دشمن ردیف شده بودند.

در خبرگان هم بزرگانی مثل آیت الله مصباح و آیت الله یزدی رأی نیاوردند که نهیب رهبری را در پی داشت و از این وضع انتخاب مردم تهران گلایه ی تندی کردند.

در زمان خاتمی هم نباید یادتان رفته باشد که همت رهبری چقدر صرف پاسخ گویی به یاوه گویی های خاتمی شده بود! چطور می شود گفت که خاتمی گزینه ی رهبری بود؟!

 

فکر کنم بهتر باشد برای تحلیل یک شبهه توجه کنیم که این شبهه از زبان چه کسی خارج شده است و نفع چه کسانی در آن است؟

دو نفر هستند که هر کدام به یک معنا همه کاره ی مشکلات آنها هستند، با این حال ذره ای از تقصیر را به گردن نگرفته اند!

اولی خداست!

خودش گفته که همه ی مشکلات از طرف خود اوست (نساء 78)؛ اصلاً در مقابل او همه، هیچ کاره اند![1]

با این حال در قرآنش، هیچ جا از مردم عذر خواهی نکرده؛ هیچ جا برایشان دل نسوزانده! به جای اینکه بگوید: ببخشید که دنیا را اینقدر با مرارت و تلخی آفریدم! گفته است: فلان قوم فلان اشتباه را کردند، فلان بلا و گرفتاری را سرشان آوردم! (اعراف 96) فلان گروه به خاطر فلان خطایشان گرفتار عذاب من شدند (نوح 25)؛

یا مثلاً گفته: فلان کار را بکنید تا از عذاب من ایمن باشید! (انفال 33)

 

نفر دوم شیطان است!

وقتی از درگاه الهی رانده شد، تقصیر را گردن خود خدا انداخت و گفت: خدایا تو مرا گمراه کردی! (حجر 39)

و وقتی انسان ها را روانه ی دوزخ کرد؛ به آنها پشت کرد و گفت: تقصیر خودتان بود! می خواستید به حرف من گوش ندهید! (ابراهیم 22)

این شیطان بزرگ را ببینید!

آنقدر وقیح است که خودش به ما لیست نشان می دهد و می گوید: به اینها رأی بدهید!

حالا که امورات اجرایی و تصمیم سازی کشور را به دست گرفته اند، حالا همان دشمن می گوید: این چه مملکتی است که دارید؟! بریزید بیرون و اعتراض کنید...!

فرقی ندارد! حرف خدا درست باشد یا حرف شیطان، به هر حال هر دوی آنها انگشت اتهام را به سمت خود ما دراز کرده اند؛

خدا می گوید: اگر فلان گناه را نمی کردید، اگر شاکر نعمت ها بودید، امروز وضع بهتری داشتید...

شیطان هم می گوید: مجبورتان نکرده بودم! خودتان گوش دادن به حرف ماهواره را انتخاب کردید..

از ماست که بر ماست...

 

[1] معنای همان ذکر معروف: لا حول و لا قوة إلا بالله

☠️☠️یک جمله، یک ضرب، چند خطا!☠️☠️

😕😕😕می گن که: جنس ایرانی کیفیت ندارد!

🔍🔍🔍#میگم_که :
👈اولاً چه کسی گفته که برای مردم ایران کیفیت مهم است؟ اگر کیفیت مهم است پس چرا جنس چینی کشور را پر کرده؟
👈ثانیاً چه کسی گفته که جنس ایرانی کیفیت ندارد! لا اقل آنهایی که معلوم است کیفیت دارد چرا خریداری نمی کنید ...
👈ثالثاً چه کسی گفته که چون کیفیت ندارد، نمی خریم! شاید برعکس باشد: چون به جنس بی کیفیت و بنجل علاقه داریم، تولید کننده هم اینطور تولید می کند...
یعنی: جنس ایرانی بخرید، معنایش این نیست که جنس بی کفیت بخرید! اتفاقاً در جنسهای ایرانی بهترین کیفیت را پیدا کنید و بخرید تا تولید کننده تشویق به تولید جنس مرغوب شود...
👈رابعاً چه کسی گفته که شما موقع خرید به محل ساخت آن آن دقت می کنید و اهمیت می دهید! نکند هرچه مغازه دار جلوی شما می گذارد همان را بر می دارید!؟
👈خامساً طوری صحبت می کنید که انگار جنس ایرانی ساخت ایرانی های کره مریخ است! تولید کننده خود شما هستید! اگر در آن کاری که به دست گرفته اید انصاف را مراعات نکنید، اگر به خودتان رحم نکنید، از دیگران چه توقع!
👈سادساً  چه کسی گفته که اگر جنس ایرانی کیفیت نداشته باشد پس باید برویم به کشور خیانت کنیم و در وضعیت #جنگ_اقتصادی، ارزها را از کشور خارج کنیم! حالا کمی جنس بی کیفیت... خود ما که عمرمان ابدی نیست؛ کالاهای ما هم همینطور...
👈سابعاً چه کسی گفته که اگر جنس ایرانی نخریدیم باید جنس برند و آمریکایی بخریم و پولمان را بدهیم به دست دشمنی که به خون ما تشنه است!؟؟؟

 

‼️جواب بدهید!!!‼️

رهبر بزرگوار هم در حرم امام راضا (ع) به این آسیب اشاره کردند که مردم به جنسهای خارجی، فقط چون خارجی است علاقه نشان می دهند...🍁🍁🍁

بازتاب عمل!

۱۳
فروردين

برایم سؤال بود که چرا هروقت کسی را می بینم که به جمهوری اسلامی خرده گیری می کند و دائم اعتراض و بدگویی می کند، خیلی سریع خودش را لو می دهد و همان اشکالی را که به ناپاکی مسؤولین (مسؤولین پاک) گرفته، خودش مرتکب می شود و اینقدر زود خودش را لو می دهد.

چرا مثلاً وقتی راننده تاکسی می گوید: مسؤولین همه دزد هستند، خود آن راننده در حساب کردن کرایه بی انصافی می کند و نشان می ددهد که چندان دست خودش پاک نیست!

یاد این روایت افتادم که می گوید:

من عیر مؤمناً بذنب قد فعله لم یمت حتی یرتکبه!

هرکس مؤمنی را به خاطر گناهی که انجام داده! سرزنش کند، نمی میرد مگر اینکه خودش آن گناه را مرتکب شود.

یعنی جمهوری اسلامی آبرویش نزد خدا کمتر از یک مؤمن است؟

یک پست در تحلیل این موضوع گذاشته بودیم که مراجعه کنید...

در مورد نمایندگان مجلس در اذهان مردم کمی کم لطفی می شود و با نگاه تحقیر آمیز به آنها نظر می شود. انگار نه انگار آنها درون مجلس کار مهمی دارند و در رفع مشکلات جامعه تأثیری دارند! در حالی که مجلس شورای اسلامی اگر شأنش از ریاست جمهور بیشتر نباشد، کمتر نیست!

برخی از قابلیتها و توانایی های نماینده ی مجلس را با هم مرور می کنیم:

1. تصویب و تصحیح قوانین که می تواند مانع سوء استفاده ی افراد متخلّف  باشد و دست مفسدان اقتصادی را از فساد کوتاه کند (با توجه به اینکه بسیاری از ایرادات اجرایی در کشور ما به خاطر خلأ قانونی است!). در حالی که این نماینده با تصویب کردن یا تصویب نکردن یک قانون می تواند دست هزاران مفسد اقتصادی و اجتماعی را باز بگذارد  و ضررات جبران ناپذیری به کشور وارد کند.

2. استیضاح وزرا و مقابله با کم کاری های مسؤولین اجرایی. یعنی اگر نمایندگان مصمم باشند و زیر بار فشارها و تهدیدها و تطمیع ها نروند، هیچ وزیری نخواهد توانست از موقعیت شغلی خود سوء استفاده کند یا در انجام وظیفه ی خود کوتاهی کند.

3. کمیسیون های تخصّصی مجلس مانند کمیسون امنیت و اقتصاد و کمیسیون اصل نود و ...  می توانند حتی رفتار دولت را جهت دهی کنند و می توانند از جانب عموم مردم  حکم ناظر را بر بخشهای مختلف کشور داشته باشند و از متخلفین کلان شکایت کنند.

4. حتی خلأ رئیس جمهور و رأی به عدم کفایت او هم از اختیارات مجلس است.

با این توضیح:

اولاً ببینید نمایندگان مجلس تا کنون چقدر کوتاهی و کم کاری کرده اند که حالا وضعیت مملکت ما اینطور است!

دوماً در انتخابات آینده بیشترین همت خود را بر انتخاب افراد با تقوا و متعهد بگذارید، چون نماینده ی مجلس بیش از هم قشر دیگری در معرض رشوه گیری و جهت گیری های جناحی و حزبی است. مجلس باید خانه ی ملت باشد، نه جاده ی نفوذ دشمن!

سوماً دقت داشته باشید که نماینده ای که شأنیت خود را اینگونه تعریف می کند که می خواهد برای شما جاده بکشد یا به اوضاع شهر شما رسیدگی کند یا از این دست امور جزئی اجرائی بکند، این نماینده در حقیقت اصلاً نماینده ی مجلس بودن را نفهمیده است و از جایگاه مهم آن اطلاع ندارد! شما هم نباید گول وعده های دم دستی او را بخورید.

چهارماً توجه داشته باشید که بدترین نماینده ی مجلس کسی است که از خود موضعی نداشته باشد و به اصطلاح حزب باد باشد! و بهترین نماینده کسی است که مثل کوه استوار باشد و حرف خودش را با قاطعیت بزند و از هیچ کسی نترسد.

 

 

***********

رجوع به سخنان رهبری در جمع مردم آذربایجان: شأن مجلس ریل گذاری دولت است.

سوراخ دعا را را گم کرده ایم؛ فکر می کنیم نمی شود! ضعف و کاهلی خودمان را به چشم دیگران می بینیم، به پای اصول می نویسیم و به دست تقدیر می سپاریم. انگار نه انگار که مشکل از خود ماست و ما در وجود این مشکلات و رفع آن سهم داریم...

می گوییم: بی هوا رأی ندهید! حزب باد را سر کار نیاورید! باد نکارید که توفان درو کنید!

چشم بسته می گویند: همین است که هست! به هر کس دیگر رأی بدهیم، آخر، تو زرد از آب در می آید؛ پس معلوم می شود ریشه خراب است و اصول و پایه ها غلط طرح ریزی شده اند!

یکی نیست به اینها بگوید: وقتی هنوز دعوا سر خوب و بد است... وقتی هنوز بدها امید دارند که با یک حیله و ترفند از شما رأی جمع کنند... وقتی خوب برای اثبات خوب بودن خودش باید به زحمت بیفتد... وقتی هنوز رقابت را بین خوب و خوب تر بر قرار نکرده ایم... چطور توقع داریم همان روز اوّل از داخل این سبد قرعه، بهترین در بیاید و همان شود که ما دنبالش بودیم!

به گذشته ی خودتان نگاهی بیندازید! خوب را سر کار آوردید، بعد به آن قانع نشدید. گفتید بگذار این یکی را هم امتحان کنیم. بعد گفتید! نه همان قبلی بهتر بود، بعد دائماً از خوب به بد و از بد به خوب فرار کردید! انگار از خوبی های خوب ناراحت بودید که نمی خواستید در خوب بودن پیشرفتی حاصل شود. 

عجیب است که در بین رئیس جمهور هایی که تا حالا انتخاب شده اند، اکثرشان اصلاً اعتقادی به یاری رسانی به مظلومین و مستضعفیان نداشته اند و افکاری داشته اند مانند افکار غربی ها که باید سرمایه داران را چاق کرد تا به داد کشور برسند! بقیه در امان خدا...

طوری شده که خوب تر ها اصلاً امیدی ندارد که به گردونه مسابقه راه پیدا کنند! بعد از احمدی نژاد خوب تر ها خواستند خودی نشان بدهند، اما هیچ کس به آنها نگاه هم نکرد! چون ملاک در نظر مردم خوب بودن نبود! خوب تر ها با چه امیدی به میدان بیایند، وقتی ملاک و معیار نزد مردم مشهور بودن و پولدار بودن و ریاکار بودن و امثال آنها است!

چه توقع! مشکل از خود ماست! بعد از حدود چهل سال هنوز در تردیدیم و به یک شناخت از طیف ها و شخصیتها نرسیده ایم! هنوز افراد ناصالح از گردونه مسابقات حذف نشده اند؛ هنوز به آن حد از رشد نرسیده ایم که انتخاب ها فقط بین خوب و خوب تر باشد. هنوز هم در انتخابهایمان با شیطان معامله می کنیم و خدا را هیچ در نظر نمی گیریم.

نا امید هستی؟! از خود توست!

فقط وقتی امید اصلاح کشورت را داشته باش که وقتی یک نفر خراب کرد، دیگر رأی نیاورد! اما وقتی تسامح می کنیم، وقتی شانسی رأی می  دهیم، وقتی جز ملاکهای شیطانی ملاکی نداریم... چه توقع!

قاعده است! اتفاقی نیست! از گردونه ی شانس، فقط شیطان بیرون می آید!

تصاویر زیبا و آموزنده با موضوع تحریم کالاهای اسرائیلی

از سایت: تحریم اسرائیل

دا ن ل ود م ج م و ع ه ب رو ش ور تح ری م اس را ئ ی ل

 

از چهره اش حدس زدم باید آدم قرقرویی باشد. منتظر بودم شروع کند، اوّلین بوق را که به عابر پیاده زد شروع شد... «ببین چه مملکتی داریم! یارو چشمش کوره نمی بینه داره ماشین میاد».

ترجیح دادم ساکت باشیم و چیزی نگویم. استارتش خورده بود، قطع نکرد... «به نظر شما چرا من باید شب تا صبح بدوم، آخر هم هشتم گروی نهم باشد، اما مسؤولین مملکت سرمایه ی ما را بالا بکشند و یک لیوان آب هم رویش! این عدالت است؟! چرا رهبر جلوی اینها را نمی گیرد؟ اصلاً چرا خدا ما را از دست اینها خلاص نمی کند؟!».

ناجور رانندگی می کرد، خیلی ناجور! می خواستم زبان باز کنم و به او بگویم: با وجود امثال شماها مملکت بهتر از این که نمی شود! آن مسؤول پشت میز هم یکی مثل تو که البته دستش به جایی رسیده. به هر حال وقت آن بود که پیاده شوم. کرایه را دادم و منتظر ماندم بقیه اش را بدهد، اما نداد! گفتم آقا بقیه اش را فراموش کردید؟ جوابم را با تندی داد: خوب بود سوارت نمی کردم تا در سرما بمانی؟ اعصاب ندارم! دست خالی دارم خانه می روم...

پایش را روی گاز گذاشت و همین که داشت می رفت گفت: این همه شما آخوندها بالا کشیدید، یک کم هم ما!

اینجا هم چیزی نمی توانستم بگویم. اما کاش دستم به او می رسید تا از او بپرسم: نفرین های چند نفر مثل من پشت سر توست؟ من که راهی ندارم حقم را از تو پس بگیرم، اما خدا که هست! با این وجود توقع داری از زندگی ات روی خوشی ببینی؟! معلوم است که بدبختی ها دنبالت کرده اند! طرف حسابت خداست! روی سخنش با توست: بچرخ تا بچرخیم!

یکی اینو بگیره!

۱۲
شهریور

امام هفتم فرمودند: 

تعجّب جاهل از عاقل بیش از تعجب عاقل است از جاهل. (بحار الأنوار ج75 ص 326)

 تَعَجُّبُ‏ الْجَاهِلِ‏ مِنَ الْعَاقِلِ‏ أَکْثَرُ مِنْ تَعَجُّبِ الْعَاقِلِ مِنَ الْجَاهِلِ.

یعنی آنکه جاهل است و باید از او تعجّب کرد، اتفاقاً از دیدن افراد عاقل تعجّب می کند و این تعجّب بیش از تعجّبی است که انسان عاقل از دیدن فرد جاهل دارد. انگار دیوانه ها هم از دیدن ما عاقل ها تعجّب می کنند و این تعجّب خیلی هم زیاد است، چون نمی تواند تحلیل کند که چرا دیگران مثل او نیستند!!!

از یک جنبه می توان این مضمون را اینطور توضیح داد که:

هرگاه دیدید کسی دیگران را به شدت و با تندی متهم می کند، معلوم نیست وضع خودش خیلی خوب باشد! احتمال زیاد وضع خودش خراب تر است! مثل آن دیوانه ای که عیوب خود را نمی بیند و تنها هنرش متهم کردن دیگران است!

اتفاقاً این مضمون در روایات مکرّراً آمده که: به عیوب خود مشغول شوید تا مشکلات دیگران به چشمتان بزرگ نیاید.

یا أیها الناس طوبی لمن شغله عیبه عن عیوب الناس (عن امیر المؤمنین علیه السلام)

این معنا را در وادی مباحث اجتماعی خودم تجربه کرده ام و دیده ام:

آنهایی که خیلی شکایت می کنند و از مشکلات جامعه ناله سر می دهند و همه چیز را سر جمهوری اسلامی و انقلاب خراب می کنند، کسانی هستند که اتفاقاً خودشان متهم ردیف اوّل اند. یعنی این را ماهواره به آنها یاد داده!

یادم هست در جمع کارمندان کمی در مورد سهم مردم از وظایف صحبت کردم. بعد از جلسه یک نفر با توپ پر آمد و گفت: آقا! چرا این حرفها را به آن مسؤولین نمی زنید؟! مگر از ما چقدر کار بر می آید.

کمی با او بحث کردیم، برگشت و گفت: مدیر شرکت مرا بازخواست کرد و گفت: چرا از وسایل عمومی استفاده شخصی کرده ای؟ گفتم: شما جواب آن دزدی 3000 میلیاردی را بده تا من جواب تو را بدهم! چند تا از دزدی های امثال من جمع بشود به اندازه ی آن دزدی 3000 میلیاردی می شود؟!

در جوابش گفتم: به نظر من بین تو و آن دزد 3000 میلیاردی هیچ فرقی نیست! فقط اینکه او دستش رسید به اینقدر اموال مملکت، اما تو دستت به بیشتر از این خودرو دولتی نرسید!

یک راننده ی تاکسی هم یادم هست که با او مبلغ را طی کردیم. بعد که سوار شدیم ضبط ماشین را روشن کرد و صدای ترانه را بلند کرد... به او گفتیم نوار را عوض کن! شروع کرد و ما را به باد انتقاد گرفت و گفت: یک نفر ریشو مذهبی 20 میلیون تومان مال من را دزدید!... همین راننده وقتی که ما پیاده شدیم، کرایه را از آنچه خودش قبول کرده بود بیشتر حساب کرد. بعداً فهمیدیم که قسمت توافقی حتی از قیمت متعارف بالاتر هم بوده!

در فامیلهای خودمان آنهایی که بیشتر از همه اهل انتقاد و خرده گیری از نظام و رهبری هستند، آنهایی هستند که خوب آنها را می شناسیم! می دانیم که آدم های کار درستی نیستند و در هر کاری ریگی در کفش دارند! خودمان از شرّ آنها در امان نبوده ایم و هر وقت موقعیتی گیر بیاورند کلاه برداری شان را می کنند.

- یعنی شما می گویید که ما انتقاد هم نکنیم؟! هر کس هر کاری می کند بکند و ما ساکت باشیم؟! این را قرآن هم نگفته! قرآن اجازه ی انتقاد داده: لا یحبّ الله الجهر بالسوء من القول إلا من ظلم.

- نه اقا! منظورم این بود که انتقادهایتان جهت گیری صحیحی داشته باشد! از شکایت هایتان نتیجه گیری غلط نکنید! سهمی از اشکالات را برای خودتان قبول کنید و اشکالات دیگر را به کسی نسبت بدهید که سزاوار آن است. وقتی نظام ایراد دارد، نیجه نگیرید که: همه مشکلات به گردن رهبر است! نگویید که: چون اشکال هست، پس اسلام سیاسی اشکال دارد و باید دین از سیاست کناره گیری کند!

خلاصه اینکه: انتقادهایتان جنبه ی اصلاحی داشته باشد، نه اینکه زیر همه چیز بزنید و بنا را از ریشه تخریب کنید!

می گویند:

ما که علم غیب نداریم تا بتوانیم آدمی را که تا حالا ندیده ایم بشناسیم و بفهمیم چه کاره است! اینهمه رئیس جمهور رأی دادیم فکر کردیم به امام زمان رأی داده ایم اما زود فهمیدیم اشتباه کردیم و از این رأیمان پشیمان شدیم...

: چند معیار را ما اینجا برای شما می شماریم، شما کسانی را که قبلاً به آنها رأی داده اید و از آنها ناراضی  هستید با این معیارها بسنجید و ببینید قابل تشخیص بودند یا نه؟

  1. شعارهای افراطی و بزرگ تر از دهان که اصلاً در حدّ آن نامزد نیست: می دانید که مثلاً یک نماینده ی مجلس کارش فقط در حیطه ی قانون گذاری است، حالا یک نماینده ی مجلس چطور می تواند به شما  قول ایجاد شغل و ساختن خانه و امثال آن را بدهد؟ این شعارها معلوم است که غیر صادقانه و فریبکارانه است. حدود اختیارات دولت از اختیارات قوه قضائیه جداست، حدود اختیارات مجلس از دولت جداست، و حدود اختیارات رهبر از همه ی اینها جداست!
  2. شعارهای غیر همخوان با اصول انقلاب: بسیاری از شعارهای نمایندگان دنیوی و به دور از موازین اسلامی و انقلابی است. توجه به خدا و اهداف مهدوی انقلاب چیزی است که کمتر از کلمات کاندیدهای انتخاباتی پیدا می شود.
  3. سادگی و پرهیز از ریخت و پاش و اسراف: ساده زیستی و پرهیز از تجمل گرایی چیزی است که شعار زبانی آن هم حتّی اگر از سر ریا و خودنمایی باشد، خوب است و در جامعه اثر گذار است. در حالی که بسیاری از کاندیدها ابائی ندارند که با ظاهر اشرافی در منظر عموم حاضر شوند. تبلیغات انتخاباتی آنها هم رنگ اشرافی گری دارد. اطرافیان و حامیان آنها هم اشراف زادگان هستند. اینگونه افراد چطور می توانند درد افراد مستمند را بفهمند و از مستضعفان حمایت کنند!
  4. سابقه ی عملیاتی کاندید در مسؤولیتهای پیشین: خیلی بعید است کسی که در عرصه های مسؤولیت پذیری قبلی خود کارنامه ی موفقی نداشته است، در عرصه ی جدید عوض شود و بتواند طور دیگری به انجام خدمت مشغول شود! برعکس این قضیه ممکن است، که کسی سابقه ی خوبی داشته باشد و در عرصه های بعدی کار را خراب کند؛ اما اینکه کسی بدون سابقه ی کاری موفق بتواند کاری موفق ارائه دهد، خیلی دور از ذهن و بعید است! هرچند شعارهای او جذاب و دهان پر کن باشد.

مثلاً دکتر روحانی که در قبلاً مذاکره با آمریکا را تجربه کرده بود و موفقیتی به دست نیاورده بود، حالا چطور می توان به او اعتماد کرد که با همان تیم مذاکراتی بیاید و شقّ القمر کند!

  1. سلامت تبلیغاتی در زمان انتخابات: بسیاری از تبلیغاتی که کاندیدها انجام می دهند خلاف قانون است و بسیاری از آنها منابع مالی مشکوکی دارند که اینها را باید در نظر داشت.
  2. استفاده تبلیغاتی از سوابق مذهبی! می بینیم کسانی که مثلاً در سپاه حضور داشته اند و با اینکه در آنجا هم پرونده ی درخشانی نزد همکاران خود نداشته اند اما حالا از نام این ارگان کمال استفاده را می برند و خود را به آن ملحق می دانند! یا کسانی که در کسوت روحانیت هستند اما روحانیون متعهّد حامی آنها نیستند و از آنها ابراز بیزاری می کنند! لذا این مهم نیست که فلان کاندید، در برهه ای از زمان در زمره ی روحانیان یا فرهنگیان یا رزمندگان بوده است و دائماً این را به رخ مردم می کشد! این مهم است که رفتار و اخلاق و منش او چقدر به خاستگاه او شبیه باشد.
  3. موضع گیری مخالفان نظام و شبکه های ماهواره ای: هرگاه دیدید هجمه ها علیه یک نفر سنگین است، بدانید که آن شخص ارزش این را دارد که به عنوان یک گزینه ایده آل به آن نظر شود. بالعکس، اگر دیدید دشمن از کسی تعریف می کند، بدانید رأی به او رأی به شیطان است و بخواهند یا نخواهد در زمین دشمن دارد بازی می کند.

           یادمان که نرفته ماهواره ها در انتخابات سال 92 برای چه کسی کف می زدند؟! یادمان که نرفته کدام کاندادا با حمایت چه کسانی سر کار آمدند!

  1. حزب یا تشکیلاتی که کاندید خود را به آن ها ملحق می داند، چطور افرادی با چه افکار و رویکردهایی هستند؟ این کاندید با چه افرادی همراه است؟ با چه کسانی هم فکر و هم ایده است؟ بعد از روی کار آمدن او چه کسانی اطراف او را خواهند گرفت؟ اینها را باید دقیقاً مورد توجه قرار داد. این قانون روشنی است که فرد مشکوک را باید از دوستان و اطرافیان او شناخت! این جهت گیری های حزبی و تشکیلاتی ملاکی بسیار مهم و کارآمد هستند که همه باید به آن اشراف داشته باشند. الآن برای مردم ما خیلی زشت است که بعد از نزدیک 40 سال ندانسته باشند که فرق اصول گرایان با اصلاح طلبان در چیست و کدام حزب به آرمان های انقلاب نزدیک تر است؟

 

******

-  آقا ما کار داریم! وقت اینهمه تحقیق و تفحص در مورد اینهمه کاندیدا را نداریم! از ما چه توقع؟!

-  توقع زیادی نیست! اولاً: رأی بدهید و از نظام پشتیبانی کنید.

دوماً: مسؤولانه رأی بدهید و بر معیار شانس رأی ندهید.

سوماً: خدا را در نظر بگیرید و با شیطان معامله نکنید (به دنبال شعارهای دنیا طلبانه و پوچ و تهی افراد نباشید).

چهارماً: اگر خودتان به نتیجه ای نرسیدید به حرف کسی که به او اعتماد دارید گوش دهید.

  • چرا اینقدر رئیس جمهور عوض می شود ولی وضعیت ما هیچ بهبودی پیدا نمی کند؟ حتماً دستی پشت پرده است! دستی فراتر از دست رئیس جمهور! احمدی نژاد هم خواست آنها را لو بدهد ولی او را کله پا کردند!

: چندان هم دستها پنهان نیستند، چرا اصرار داری دنبال دستهای پنهان بگردی؟! وقتی رئیس جمهورهای قبلی مثل احمدی نژاد با کسی شاخ به شاخ نشدند نشانه ی چیست؟

اصلاً می دانی چند نفر از رئیس جمهورهایی که با رأی ما سر کار آمدند تابع نظام سرمایه داری بودند؟ اصلاً می دانی نظام سرمایه داری یعنی چه؟! یعنی همان که تو اسمش را می گذاری «دست های پشت پرده»! می گویند باید عده ای را غول کرد و از جهت اقتصادی چاق کرد تا اقتصاد مملکت را پیشرفت دهند!

اگر یادت باشد رهبر بزرگوار هم از این اخلاق احمدی نژاد تعریف کرد که به فکر مردم تنگ دست بود، کنایه به رئیس جمهورهای قبلی که تابع نظام سرمایه داری بودند...

حالا من نمی دانم چرا مردم دوباره بعد از احمدی نژاد به این تفکّر رأی دادند؟!

  • من که اصلاً رأی ندادم، من مقصّر نیستم! ما هروقت به «علی» رأی دادیم، «معاویه» از آب در آمد!

اتفاقاً تقصیر تو بیشتر است. وقتی رأی نمی دهی یعنی با دست خودت امضا می کنی که «هرچه سر مملکت من می آید، بیاید و برای من مهم نیست».

این که می گویی به علی رأی دادم، اگر منظورت آن دو نفر عمامه به سر بود که شانزده سال کارگردان جامعه بودند، باید به تو بگویم که عقل جناب عالی در چشمانت خلاصه شده. کمی به حرفها و شعارهای آن سید توجه می کردی، کمی به عملکرد اولیه ی آن شیخ پیر و بچه هایش توجه می کردی، حساب کار دستت می آمد و دوباره به آنها رأی نمی دادی.

اینقدری هم سخت نیست! کمی به نتیجه ی مذاکراتی که روحانی و ظریف در زمان خاتمی در همین موضوع هسته ای داشتند توجه می کردی، می فهمیدی که کلید حلّ مشکلات تو دست اینها نیست!

  • اما به احمدی نژاد هم که مردمی و ساده زیست بود، رأی دادیم، آخر خراب از آب در آمد!

منظورت احمدی نژاد اوّل است یا احمدی نژاد آخر که همه ی دور و بری های خودش را هم از خودش دور کرد! خراب شدن احمدی نژاد چه ربطی دارد که ایده و تفکّر او که با آن ایده کار را شروع کرد، ایده ای غلط و خراب باشد؟

ما امّت اسلام ناب هستیم و بخواهیم یا نخواهیم پرچم اسلام حقیقی در دستان ماست! این را خودمان انتخاب کردیم، وقتی که رأی 98 درصدی به جمهوری اسلام دادیم.

حالا اما ما به ضعف گراییده ایم و دارد کار خراب می شود! همتی برای اصلاح مشکلات نیست و حاضر نیستیم هزینه ی این اصلاحات را پرداخت کنیم. کلید حل مشکلات در دست خود ماست و تنها به یک «عزم ملی» نیاز داریم. عزم ملی در رأی دادن و روی کار آوردن کسانی که پایبند آرمانهای قرآن و انقلاب باشند؛ عزم ملی در اصلاح الگوی تولید و مصرف و پرهیز از بی انصافی و اسراف و دغل کاری!

این عزم ملی می تواند یک ثواب خیلی بزرگ باشد! ثوابی آنقدر بزرگ، که ارمغان آن می شود فرج امام زمان! خودشان فرمودند: لو أنّ اشیاعنا وفقهم الله لطاعته علی اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم لما تأخر عنهم الیمن بلقائنا. (اگر شیعیان ما در طاعت خدا همدلی پیدا می کردند، سعادت ملاقات ما در حقشان به تأخیر نمی افتاد...).

اما گویا داریم به جای این ثواب بزرگ دچار یک گناه بزرگ می شویم! گناهی به وسعت تاریخ که دارد همه چیز را خراب می کند و همه ی زحمات را حیف می کند...

نکند کم­کاری ما به نام ناکارآمدی اسلام نوشته شود!

ما در قبال اسلام مسؤولیم. همان اسلامی که پرچم آن را به دست گرفته ایم، حالا دارد به دست ما ضربه می خورد!

اینهمه فساد در جامعه هست. چرا حکومت جلوی اینها را نمی گیرد؟ اینهمه رانت خاری... اینهمه بزن و ببند و سیاسی بازی... اینهمه حق خوری و ظلم... آنهایی که قدرت دارند چرا جلوی اینها را نمی گیرند؟ چرا فکری به حال ما نمی کنند؟ پس چرا اصلاً حکومت تشکیل دادند؟

جواب: ادامه مطلب

فحش ننه!

۰۸
خرداد

آیا حاضرید با یک انسان زورگو دوستی کنید؟

بالاتر! آیا کسی را سراغ دارید که دشمن خود را که از او نفرت دارد به خانه ی خود راه بدهد؟ کسی که خانواده ی او را فحش و ناسزا می دهد و احترامشان را زیر پا می گذارد...!

معلوم است حتّی راضی نیستید صدای کسی را تحمّل کنید که به شما فحش ننه می دهد!

اگر هم خیلی بی غیرت باشید این را دیگر زیر بار نمی روید که با قاتل برادرتان زیر یک سقف زندگی کنید؟! هرگز ممکن نیست! شما چنین ننگی را قبول نمی کنید!

اما من بدتر از اینها را سراغ دارم...

خیلی ها را می بینم که ننگ بالاتر از این را تحمل می کنند؟ بله! بالاتر از این، این است که کسی، یک انسان جانی را در قتل برادرش یاری کند!

به دستان خودتان بگاهی بیندازید...

چطور خودمان را گول می زنیم و نفسمان را راضی می کنیم تا سند قتل برادرانمان را در دست بگیریم؟! این جنس آمریکایی که در دست ماست و به داشتن آن افتخار می کنیم، سند کمک به دشمن است برای برادر کشی! پولی که ما به دشمن دادیم، او را تقویت کرد و با این قوّت توانست داعش را به راه اندازد، اسرائیل را تجهیز کند، گلوله ها بر سر مسلمانان فرو ریزد و حتّی امنیت خود ما را در مخاطره قرار دهد.

این چیست در دست ما؟! چرا لا اقل اسم nokia یا apple یا IBM را از روی آن محو نمی کنیم؟ چرا برایمان شرم آور نیست که اعلام کنیم ارز را از کشور خودمان خارج کرده ایم و به دست دشمن رسانده ایم! جنس ایرانی مصرف نمی کنید، نکنید! اما جنس آمریکایی و انگلیسی برای چه؟! معنای pepsi چیست؟

به چه قیمت دنیال خریدن به اصطلاح جنس خوب می رویم؟ موبایل من خراب نشود؛ غذایی که خوردم راحت از گلو پایین برود؛ لپ تاپ من وسط کار هنگ نکند، هرچه می شود، بشود!

چه راحت رضایت می دهیم که گلوله ای که بر سر مردم یمن ریخته می شود، اصل آمریکایی باشد.

جنک اسرائیلی و آمریکایی و انگلیسی را تحریم کنید

گناه تاریخی!

۰۵
خرداد

بعضی ها گناهی می کنند که مسیر تاریخ را عوض می کند، اما اصلاً ککشان نمی گزد! انگار مگسی از کنار دماغشان رد شده و آن را از خود دور کرده اند...

یک گناه می تواند مسیر زندگی خود ما را عوض کند، یک گناه می تواند مسیر زندگی دیگری را عوض کند و او را به گمراهی بکشاند. یک گناه هم کلاً دیگری را از ریل زندگی خارج می کند و از صفحه ی وجود محو می کند (: آدم کشی). خداوند در مورد گناه آدم کشی می فرماید: مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا (هر کس یک نفر را بکشد انگار همه مردم زمین را کشته است!).

اما گناه بزرگتر از این هم هست، گناهی که یک موج تاریکی و ظلمت در عالم بیندازد و گروهی از مردم را گمراه کند. از اینجاست که خداوند می فرماید: «الفتنة أشدّ من القتل» (فتنه از آدم کشی هم بدتر است!)

می گویند: پر زدن پروانه روی جوّ اتمسفر تأثیر می گذارد. اما عجیب است که میلیونها نفر به «سازش» رأی می دهند و آب از آب تکان نمی خورد!

هیچ می دانید رأی دادن ما برای کلّ دنیا معنا دارد؟ رأی به مقاومت مستضعفان را تقویت می کند و رأی به سازش روحیه ی مستضعفان را ضعیف و سرخورده می کند.

رهبر بزرگوار در مورد تأثیر انتخابات و آراء، فرمودند: 

به همان شکلی که مقدرات یک انسان در شب قدر ثبت می شود، در انتخابات هم، مقدرات کشور ما و بلکه در یک نگاه دقیق تر، مقدرات و امور «انقلاب » تعیین و مشخص می شود... (24/12/86)

منصفانه قضاوت کنید: قدرت دادن به کسی که اعتقادی به ولایت فقیه ندارد، چقدر می تواند باعث سست شدن بنیان های نظام شود؟ چقدر می تواند امنیت و آرامش آینده ی ما را به خطر بیندازد؟

هیچ می دانید وقتی با رأیمان پیام می دهیم که: ما گرسنه ایم و از ایستادگی در مقابل کفر خسته شده ایم، این کار می تواند در ظهور امام زمان تأخیر ایجاد کند؟

می دانیم در چه وضعیت حساسی قرار داریم؟

یادم هست وقتی در اواخر دوران احمدی نژاد ما ایستادگی می کردیم و تحمّل می کردیم، چقدر نهضتهای دنیا سرزنده بودند و بیداری اسلامی در حال گسترش بود. اما همینکه از بین آن کاندیداها به کسی که شعار نرمش می داد رأی دادیم، انقلابها فرو کش کرد... داعش ها سر بلند کردند... لحن ها وقیحانه و بی ادبانه شد... و یمنها به خطر افتادند؛

کمی احساس مسؤولیت کنید!

حالا چکار کنیم؟

انتخابات دیگری هم پیش رو هست! انتخاباتی که اگر اشتباه ما در آنها تکرار شود اثرات سوء آن خیی زود فضای جامعه را در بر خواهد گرفت...

هشیار باشید...