بیا با هم ...

دلنوشته های اجتماعی سیاسی من
در سروش به ما بپیوندید
نقشه ی راه...
چه چیزی عوض شده؟! چه توقـعی داریم که امروز امام زمان بیاید؟!
چــرا باید امـام زمــان بیایـد، وقتی همـان مردمی هستیـم که هزار و چهارصد سال پیش یازده امام را تنها گذاشتیم...
منطقی باشیم! چرا امام زمانی که حضورش را هزار سال از مردم دریغ کرد، باید ظهورش را به ما ارزانی بدارد؟ وقتی به آن حد از بلوغ نرسیده ایم که امام زمان از آمدن به جمع ما خوف نداشته باشد!
باید در یک زمـین کوچک، بازی را آزمایشی اجرا کنیم تا اگر مربـی پسندیـد ما را به زمین اصلی راه بدهد.
باید خود را محـک بزنیم تا معلوم شـود: چه کسانی در راه رسیدن به هدف استقامت به خرج می دهند و چه کسـانی رفیـق نیمـه راه انـد؟ چه کسانی هـدف را شنـاخته اند و چه کسانـی هدفشان از گامهای الهی هم دنیا است!؟...
اگر در قبــال این انقـلاب که وجهـه ی الهی دارد، درست انجام وظیفه کنیم، پالس مثبتی خواهد بود به امام زمان ... برای مهیا بودن شرایط ظهور... برای قدرت اسلام و منزوی شدن شیطان...!
بسم الله...
...رهبر انقلاب: »باید برای انقلاب حرف بزنید، باید برای گفتمان انقلاب تلاش و کار کنید»
پیشنهادی سردبیر

۳۸ مطلب با موضوع «مقاومت و پیشرفت» ثبت شده است

امام خامنه ای: 
"احساس ضعف شما موجب تشویق دشمن به حمله به شماست." ۹۵/۱۲/۱۶

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
اونایی که میگفتن برجام مانع جنگ شد! کذب سخنشان با این سخن حضرت آقا👆 آشکار شد که نه تنها برجام مانع جنگ نشد بلکه عامل ضعف ما شده است.. جوری که دشمن گستاخ تر شده و طمع جنگ افروزی بیشتری پیدا کرده است.

دانلود....



ضعفی که ما نشان دادیم و دشمن را پررو تر کرد.
برجام...
یادتان که نرفته؟!

قبل از آن هم ضعف نشان دادیم و نتیجه این شد که هسته ای تعطیل شد، تحریمی هم آزاد نشد!

واکنش رهبری: همان دولتی که هسته ای را تعطیل کرده خودش باید فک پلومب کند...

قبل از آن هم ضعف نشان دادیم؛ در جریان قطعنامه 598. نتیجه اش شد مثلاً مرصاد و حمله منافقین؛به امید اینکه در عرض چند روز کار را یکسره کنند!
...آقایان آشنا نیستند؟

واکنش امام: جام زهر را به من نوشاندند!

تا کنون بارها شاهد بوده ایم که غربی ها آنچه لایق خودشان بوده به ما نسبت داده اند؛ از آنها چیز عجیبی نیست! حرف، مفت است؛ می زنند!

اما ترس ما در آستانه ی انتخابات این است که برگردند و بگویند: تحریم ها داشت آزاد می شد و شما با رأی ندادن به روحانی مانع آن شدید!

همان حرفی که ما در مورد مذاکره کنندگان سابق می گفتیم و می گفتیم: بر اثر استقامت ما و پیشرفتهای ما تحریم ها داشت آزاد می شد که ناگهان به عرصه ی انتخابات وارد شدیم. دشمن منتظر نتیجه ی انتخابات ماند تا آخرین شانس خودش را هم امتحان کند. اما متأسفانه آن اتفاقی که نباید می افتاد، افتاد و کسی سر کار آمد که اهل باج دادن به دشمن بود...

جواب آن آقایون هم یک کلمه است:

مشکلات امروزی ما به خاطر تحریم ها نیست! به خاطر بی لیاقتی است! نمی خواهند که کارها با نگاه به درون درست شود؛ می خواهند تکیه به ابر قدرتها داشته باشند و گزینه ی پیشنهادی دشمن را امتحان کنند؛ ان شاء الله چوبش را هم خواهند خورد؛ در رأیی که مردم خواهند داد...

 

 

کلیپ دروغ های دوساله ی دولت در مسأله هسته ای/دانلود

گزارش کمیسیون برجام/دانلود

 

یادمان نرود در سال 82 همین آقایان دست به مذاکره زدند و نتیجه نگرفتند.

یادمان نرود که دائم دولت از حفظ خط قرمزها دم می زد و حتی رهبری هم تصریح کرده اند که خط قرمزها حفظ نشده است.

یادمان نرود که موافقت رهبری با مذاکرات هسته ای برای کسب تجربه ملت بود.

یادمان نرود که رهبری مظلوم است، اگر مردم خواب باشند...

 

خوشبختانه امروزها برجام برای دولت چوب دو سر سوخته شده است! اگر بگوید: این تحریمهای جدید نقض برجام است، پایش گیر است (و از او مطالبه می شود که عکس العمل متقابل کند که مطابق برجام نخواهد توانست کاری بکند)؛ و اگر بگوید نقض برجام نیست، طور دیگر پایش گیر است و متهم می شود که: این چه قراردادی است که آنها اینقدر راحت تحریم می کنند!

به یاد علمای انقلابی قدیم که موقعیت شناس بودند و اولویتهای زمانه را به خوبی درک می کردند...

جریان فتوای تنباکوی میرزای بزرگ را هم که نادیده بگیریم، موارد دیگری وجود دارد که علما نسبت به جنس خارجی حساسیت نشان داده اند تا راه نفوذ و استعمار را از این جهت ببندند.


به نقل از مشرق نیوز:

 

حمایت از تولید ملی و استفاده از اجناس ایرانی و پرهیز از مصرف کالاهای خارجی و وارداتی، در تاریخ اقتصاد ایران و مقاطع حساس تاریخی مانند دوره مشروطه، مهاجرت کبری و دوره اشغال ایران توسط نیروهای متفقین و روس و انگلیس، دوره نهضت ملی شدن صنعت نفت و دولت مصدق، بارها مورد توجه علما، ملیون و آزادی خواهان و سیاستمداران و مردم قرار گرفته است. 

 



به نوشته بولتن نیوز ، در دوره مبارزات مشروطه، از سال 1285 شمسی که مهاجرت کبری توسط علما آغاز شد و علما نسبت به روند حاکم بر کشور اعتراض داشتند، در دوره اشغال و از شهریور 1320 تا 1323 که اوج جنگ جهانی دوم و اشغال ایران بوده، در دوره ملی شدن صنعت نفت ایران که نفت ایران تحریم شد و مصدق و افرادی مانند عالی نسب، مصرف نفت در داخل را تشویق کردند و سماور نفتی را جایگزین سماور ذغالی کردند و بر کاهش سفرهای خارجی و مصرف کالاهای وارداتی به خاطر کمبود ارز تاکید کردند و در دوره جنگ ایران و عراق، همواره بر مصرف کالاهای ایرانی، حمایت از تولید ملی و کاهش مصرف کالاهای خارجی، برای عبور کشور از شرایط خاص و گذار به آینده تاکید شده و هر بار، ایرانیان سربلند و با افتخار از تولید و اشتغال داخلی حمایت کرده اند.
یکی از موارد جالب توجه در دوره تاریخ مشروطه، اقدام آیت الله فشارکی و 12 نفر از علمای طراز اول آن زمان در اصفهان است که بر مصرف کاغذایرانی، کفن میت با کرباس ایرانی تاکید داشته اند و در مهمانی هایی که اسراف کنند یا خانه هایی که وافوری بوده اند و تریاک مصرف می کرده اند و همه اهل مصرف گرایی و بریز و بپاش بوده اند و یا به کالای ایرانی بی توجه بوده اند، وارد نمی شدند. 
محمدحسین فشارکی فرزند محمد جعفر عالم و مجتهد اصولی و از بزرگان علمای اصفهان در اواخر عصر قاجاریه  تا اوایل دوره  پهلوی زندگی کرده و در کارنامه سیاسی او مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی دیده می‌شود.
اساتید ایشان  در اصفهان آقایان محمد باقر فشارکی (برادر)، محمد باقر نجفی و محمد هاشم چهارسوقی بودند. 
همچنین اساتید محمدحسین فشارکی در عتبات عالیات آقایان زین العابدین مازندرانی، حبیب الله رشتی و    میرزای شیرازی بوده اند. 
در سال 1285، و در ادامه‏ی نهضت مشروطه، پس از آن‏که خواسته‏های علما و مردم درمورد تأسیس عدالت‏خانه و اجرای قوانین اسلام و... عملی نشد، علما تصمیم گرفتند که به قم مهاجرت نموده و در حرم حضرت معصومه (س) تحصن کنند. 
درنهایت در ۲۴ تیر ۱۲۸۵ش برابر با ۲۳ جمادی‏الاول ۱۳۲۴ق، حضرات آیات سیدمحمد طباطبایی و سیدعبدالله بهبهانی در رأس یک گروه هزار نفری به سوی قم حرکت کردند و مهاجرت کبری را شروع نمودند. 
در همین روزها،  ودر آستانه مهاجرت علمای تهران به قم  که به (مهاجرت کبری)، معروف است آیت الله فشارکی و 12 نفر از علمای طراز اول آن اعلامیه پنج ماده‌ای منتشر کردند.
طی طی  این  اقدام بدیع به همراهی ۱۳نفر از علمای طراز اول اصفهان از جمله آقا نجفی اصفهانی، حاج آقا نورالله نجفی اصفهانی، آیت الله ابوالقاسم دهکردی، شیخ مرتضی ریزی، میرزا محمدتقی مدرس، سیدمحمدباقر بروجردی، میرزا محمد مهدی جویباره‌ای، میرزا ابوالقاسم زنجانی، آقامحمدجواد قزوینی و رکن‌الملک شیرازی موارد زیر را متعهد شدند:

در این اعلامیه 5 ماده ای  که در روزنامه حبل المتین کلکته، سال ۱۴، ش۲،۱۹جمادی الثانی ۱۳۲۴ منتشر شده، آمده است:

 

 این خدام شریعت مطهره با همراهی جناب رکن‌الملک، متعهد و ملتزم شرعی شده‌ایم که مهما امکن بعد ذلک تخلف ننماییم، که فعلا ۵فقره‌است:
        اولاً: قبالجات و احکام شرعیه از شنبه به بعد روی کاغذ ایرانی بدون آهار نوشته شود. اگر بر کاغذهای دیگر نویسند، مهر ننموده و اعتراف نمی‌نویسیم. قباله و حکمی هم که روی کاغذ دیگر نوشته بیاورند و تاریخ آن بعد از این قرارداد باشد، امضا نمی‌نماییم. حرام نیست کاغذ غیر ایرانی و کسی را مانع نمی‌شویم؛ ماها به این روش متعهدیم.
        ثانیا: کفن اموات، اگر غیر از کرباس و پارچه اردستانی یا پارچه‌های دیگر ایرانی باشد، متعهد شده‌ایم برآن میت، ماها نماز نخوانیم. دیگری را برای اقامه صلوه بر آن میت بخواهند ماها را معاف دارند.
        ثالثا: ملبوس مردانه جدید، که از این تاریخ به بعد دوخته و پوشیده می‌شود، قرار دادیم مهما امکن، هر چه بدلی در ایران یافت می‌شود، لباس خودمان را از آن منسوخ نماییم و منسوخ غیرایرانی را نپوشیم و احتیاط نمی‌کنیم و حرام نمی‌دانیم لباس‌های غیرایرانی را، اما ماها ملتزم شده‌ایم حتی‌المقدور بعد از این تاریخ ملبوس خود را از منسوج ایرانی بنماییم. تابعین ماها نیز کذلک و متخلف توقع احترام از ماها نداشته باشد. آنچه از سابق پوشیده و داریم و دوخته، ممنوع نیست استعمال آن.
        رابعا: مهمانی‌ها بعد ذلک ولو اعیانی باشد، چه عامه، چه خاصه، باید مختصر باشد یک پلو و یک خورش و یک افشره. اگر زاید بر این کسی تکلف دهد، ماها را به محضر خود وعده نگیرد. خودمان نیز به همین روش مهمانی می‌نماییم. هر چه کمتر و مختصرتر از این تکلف کردند، موجب مزید امتنان ماها خواهد بود.
        خامسا: وافوری اهل وافور را احترام نمی‌کنیم و به منزل او نمی‌رویم زیرا که آیات باهره:«إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ» «وَلا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» «وَلا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَه» و حدیث «لاضرر و لاضرار» ضرر مالی و جانی و عمری و نسلی و دینی و عرضی و شغلی آن محسوس و مسری است و خانواده‌ها و ممالک را به باد داده. بعد از این هر که را فهمیدیم وافوری، به‌نظر توهین و خفت می‌نگریم.

آیت اله فشارکی در سال ۱۳۵۳ قمری در اصفهان دارفانی را وداع گفت و در تکیه ریزی ها در تخت فولاد به خاک سپرده شد.

احمدی نژاد از آنجایی که تنها رئیس جمهور فعال اصولگرایان بوده است، و از طرفی اوایل دوران او مردم طعم خوشی را چشیدند و البته پایانی تلخ  را با او تجربه کردند، لازم است تحلیل صحیحی از او داشته باشیم تا از قوت ها و ضعفهای او برای آینده استفاده کنیم.

حرفهای مختلفی در مورد او گفته می شود که برخی هیچ شباهتی به هم ندارند! از جمله:

  • یکی مثل بقیه و هم دست آنها (هم دست هاشمی یا هم دست رهبری!)
  • آدمی بی کله که داشت مملکت را به باد می داد، از بس گفت: تحریم ها کاغذ پاره اند دشمن را علیه کشور شوراند!
  • خرش از پل گذشت، موقعیت را چسبید (از اول منتظر دور دوّم بود و وقتی جایش را محکم کرد، شروع کرد به چپاول!)
  • به ریاست رسید و حمایت مردم دنیا را دید، باد کرد:  (إنّ الإنسان لیطغی أن رآه استغنی)
  • نعمتی بود که مردم شکر نکردند، تبدیل به نقمت شد (ذَلِکَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ)
  • آدم خوبی بود ولی دور و برش را خالی گذاشتند، کمی هم کله شقی خودش باعث این امر شد.
  • خیلی هم خوب کار کرد و هرکس دیگر جای او بود بهتر از این نمی توانست بحران را مدیریت کند!

البته بعضی از این احتمالات با بعضی دیگر قابل جمع اند و می توانند جزئی از علت خرابکاری او باشند. اما آنچه باید توجه کرد این است که: آیا اشکال احمدی نژاد در رویکرد او بود یا در مرحله ی اجرا؟

برخی رویکردهایی که احمدی نژاد داشت واقعاً قابل تقدیر است و «بد اجرا کردن برنامه» نباید اصل آن رویکرد را زیر سؤال ببرد.

-  مثل اهمیت دادن به ضعفا و مستمندان

-  مثل زحمت برای خودکفایی

-  مثل اعتماد به نفس و امید بخشیدن به جامعه

-  و مثل باج ندادن به دشمن!

البته به فرموده ی رهبری حتی احمدی نژاد هم اواخر بریده بود و دم از مذاکره می زد و گویا این رهبری بود که نگذاشت احمدی نژاد بپرد بقل آمریکا!

مهمترین نکته ای که باید بررسی شود این است که: آیا دشمن ستیز بودن احمدی نژاد به ضرر مملکت تمام شد؟ یعنی آیا دشمن ستیز بودن هزینه دارد؟

خوب است توجه کنیم که زحمت هایی که متوجه ما در آن دوران شد در مسیر پیشرفت بود! یعنی چون می خواستیم هسته ای داشته باشیم، چون می خواستیم rq170 داشته باشیم، چون می خواستیم خودمان باشیم! این دشمن را جری می کرد و به سنگ اندازی وا می داشت. یعنی فکر نکنیم که به یک جمله حرف زدن [کاغذ پاره نامیدن تحریمها] دشمن اینقدر هزینه تحمل می کند و دنیایی را علیه ما بسیج می کند!

این هم قابل توجه است که: تا زمانی که ما ایستادگی می کردیم، کمک و حمایت خدا را به همراه داشتیم، ولذا آن تحریمهای فلج کننده که هر کشوری را بدبخت می کرد مایه ی استحکام بیشتر اقتصاد ما شد. توّرم بود اما رکود نبود و مردم پول داشتند، کارگاههای تولیدی تعطیل نشده بودند، تحریمها را دور می زدیم و کار را به هر شکلی که شده پیش می بردیم.

در این بین خیانت اصلی را آنهایی کردند که در بازارهای تهران سر و صدا کردند و به دشمن پالس دادند که: تحریم ها دارد اثر می کند!

خیانت بزرگ تر را هم آنها کردند که از مقاومت خسته شدند و به اعتدال و سازش رأی دادند که امروز به وضوح داریم ضرر آن را می بینیم و چوب آن را می خوریم.

خدا هم گفته بود که: اگر باب میل دشمن کاری بکنید، دیگر از یاری من خبری نیست! (وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ الَّذِی جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ نَصِیرٍ-بقره 120)

قابل توجه آنهایی که می گویند: رهبری از روند مذاکرات راضی بود:

 

رهبری به نیم ساعت کار دریادلان مدال داد+ چقدر تمجید و تعریف!

رهبری در قبال سه سال مذاکره، یک آب نبات چوبی داد؟

 

این چند نفر (6 نفر) با نیم ساعت مقاومت از آمریکا «غلط کردم» گرفتند.

تیم مذاکره با سه سال نرمش چه چیزی گرفت؟

 

اینها همه یعنی توقع رهبری در این برهه از زمانه فقط یک چیز است و ان استکبار ستیزی و نرمش نشان ندادن در مقابل آنها...

این چند روزه چند جمله در سخنان رهبری بُلد بود و روی آن تأکید داشتند.

اول تأثیر مقاومت و اینکه: اگر پیشرفتی بوده (در زمینه ی هسته ای و تحریمها) به جهت مقاومت بوده!

دوم: نتیجه ی به دست آمده از مذاکرات قابل تقدیر است ولی بهتر از این هم می شد که باشد (مثلاً اگر بیشتر مقاومت می کردیم بیشتر نتیجه می گرفتیم)!

و سوّم: کاری که دریاداران سپاه پاسداران کردند کاری بسیار به جا و از نقشه های الهی برای اقتدار بخشیدن به کشور ما بود! (این هم یعنی این دریاداران یک الگوی به ثمر نشسته از انسانهای مقاوم هستند که از مقاومت خود نتیجه گرفتند و همه این را دیدند که با مقاومت این گروه چند نفره چطور آمریکا به غلط کردن افتاد و عقب نشینی کرد و چقدر جایگاه سیاسی مملکت بالا رفت!)

این یعنی همان درس بزرگی که رهبری می خواهند مردم به دست بیاورند و اثر آن را در انتخابات نشان دهند.

در همان سخنرانی پس از روز اجرایی شدن برجام که رهبری با دست اندرکاران انتخابات داشتند، رهبری هم از تیم مذاکره کننده تعریف و تمجید کردند و هم از دریاداران سپاه پاسداران! خیلی دیدنی بود که تمجیدهای ایشان از دریاداران سپاه چنان غلیظ و پررنگ بود که تمجیدها از تیم مذاکره کننده را تحت الشعاع قرار داد.

خودتان مراجعه کنید و مقایسه کنید...

همچنین در سخنان کوتاهی که خطاب به جوانان سپاهی داشتند

جناب آقای دکتر روحانی
ریاست محترم جمهوری
با سلام و تحیت،
خرسندی خود را از اینکه مقاومت ملت بزرگ ایران در برابر تحریم‌های ظالمانه و تلاش دانشمندان هسته‌ئی در پیشبرد این صنعت مهم و کوشش خستگی ناپذیر مذاکره‌کنندگان، سرانجام طرف‌های مقابل را که برخی از آنان به دشمنی با ملت ایران شهره‌اند، وادار به عقب‌نشینی و رفع بخشی از آن تحریم‌های زورگویانه کرد، ابراز می‌دارم و از جنابعالی و هیئت مذاکره و شخص وزیر محترم و همه‌ی دست‌اندرکاران تشکر می‌کنم. عجالتاً نظر جنابعالی را معطوف می‌دارم به اینکه:
اولاً: مراقبت شود که طرف مقابل تعهدات خود را به‌طور کامل انجام دهد. اظهارات برخی از سیاستمداران امریکائی در این دو سه روز کاملاً موجب بدگمانی است.
ثانیاً: به همه‌ی مسئولان دولتی تذکر داده شود که حلّ مشکلات اقتصادی کشور در گرو تلاش بی‌وقفه و خردمندانه در همه‌ی بخش‌ها در جهت اقتصاد مقاومتی است و رفع تحریم‌ها به تنهائی برای گشایش در اقتصاد کشور و معیشت مردم کافی نیست.
ثالثاً: در تبلیغات توجه شود که در برابر آنچه در این معامله به دست آمده، هزینه‌های سنگینی پرداخت شده است. نوشته‌ها و گفته‌هائی که سعی می‌کنند این حقیقت را نادیده گرفته و خود را ممنون طرف غربی وانمود کنند با افکار عمومی ملت، صادقانه رفتار نمی‌کنند.
رابعاً: همین اندازه دستاورد نیز در برابر جبهه‌ی استکبار و زورگو، بر اثر مقاومت و ایستادگی به دست آمده است. این را باید همه‌ی ما درسی بزرگ برای همه‌ی قضایا و حوادث در جمهوری اسلامی بدانیم.
خامساً: بار دیگر تأکید می‌کنم که از خدعه و نقض عهد دولت‌های مستکبر بویژه امریکا در این مسأله و دیگر مسائل غفلت نشود.
موفقیت جنابعالی و دیگر مسئولان کشور را از خداوند متعال مسألت می‌کنم.

سیّدعلی خامنه‌ای
۲۹ دی ۹۴

قابل تأمل:

اولاً : چه تشکر و قدر دانی سردی! بیشتر تجلیل از مقاومت مردم ایران شد تا اینکه تمجید از عملکرد یا رویکرد دولت باشد! کلمه ی بخشی از تحریم ها هم خیلی خودنمایی می کند. بعد از این تعریف کوتاه هم چندین تذکر و قید و تبصره آمده که آن تشکر اوّل را تحت الشعاء قرار داده.
دوماً : «حلّ مشکلات اقتصادی کشور در گرو تلاش بی‌وقفه و خردمندانه در همه‌ی بخش‌ها در جهت اقتصاد مقاومتی است»، این جمله یعنی تا حالا در حق اقتصاد مقاومتی کم کاری کرده اید و بعد از این هم حق ندارید (مثلاً در تبلیغات انتخاباتی) وانمود کنید که ما با رفع تحریمها اقتصاد مملکت را متحوّل کرده ایم!
سوّم : «در برابر آنچه در این معامله به دست آمده، هزینه‌های سنگینی پرداخت شده است.» این جمله هم شاهکار تاریخی آقایان را زیر سؤال می برد.
چهارم : «همین اندازه دستاورد نیز در برابر جبهه‌ی استکبار و زورگو، بر اثر مقاومت و ایستادگی به دست آمده است»، این جمله هم (که تعریض به کم بودن این دستاورد دارد) یعنی اگر مردم ایران بیشتر ایستادگی می کردند دستاوردهای بیشتری به دست می آوردند. در جریان قطعنامه 598 هم گرچه پیروزی هایی به دست آمد، اما امام آن را جام زهر نامیدند، چون با مقاومت بیشتر ملت و مسؤولین دستاوردهای بیشتری به دست می آمد. و این است که در این نامه به آن تأکید شده و برای ملت باید تبدیل به یک تجربه ی تاریخی شود.
پنجم : «از خدعه و نقض عهد دولت‌های مستکبر بویژه امریکا در این مسأله و دیگر مسائل غفلت نشود»، یعنی هنوز کار به تمام نرسیده و جوجه را آخر پاییز می شمارند!

به نظرتان عجیب نیست که رهبر بزرگوار در تمام سخنرانی هایشان حتماً در بخشی از سخن سعی در تبیین دشمنی های آمریکا و اسرائیل دارند! شاید به چشم شما واضح بیاید. گفتن ندارد! معلوم است که آمریکا دشمن است! اما نه! دیگر واضح نیست! لا اقل بعد از مذاکراتی که رخ داد همه چیز مخفی شده است! دشمن هم حالا دشمنی اش را مخفی کرده است و در لباس دوست ظاهر شده است، و این است که رهبر ما را سراسیمه و دغدغه مند کرده است...

این دغدغه ی ایشان فقط نیست! قرآن هم بر سر این مسأله خیلی سرمایه گذاری کرده است و این نشان می دهد که فراموش کردن دشمنی ها یک خطر بسیار مهم است. مثل کسی که اگر خواب برود، می میرد!

إنَّ الْکَافِرِینَ کَانُواْ لَکُمْ عَدُوًّا مُّبِینًا

وَقَاسَمَهُمَا إِنِّی لَکُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ کَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیَاءَ مِن دُونِی وَهُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِکُمْ لاَ یَأْلُونَکُمْ خَبَالاً وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاء مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الآیَاتِ إِن کُنتُمْ تَعْقِلُونَ

وَدُّواْ لَوْ تَکْفُرُونَ کَمَا کَفَرُواْ فَتَکُونُونَ سَوَاء فَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ أَوْلِیَاء حَتَّىَ یُهَاجِرُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ وَجَدتَّمُوهُمْ وَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ وَلِیًّا وَلاَ نَصِیرًا

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَتُرِیدُونَ أَن تَجْعَلُواْ لِلّهِ عَلَیْکُمْ سُلْطَانًا مُّبِینًا

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الَّذِینَ اتَّخَذُواْ دِینَکُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ مِن قَبْلِکُمْ وَالْکُفَّارَ أَوْلِیَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاء تُلْقُونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءکُم مِّنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِیَّاکُمْ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّکُمْ إِن کُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِی سَبِیلِی وَابْتِغَاء مَرْضَاتِی تُسِرُّونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَیْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ وَمَن یَفْعَلْهُ مِنکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِیلِ

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید! شما نسبت به آنان اظهار محبّت مى‏کنید، در حالى که آنها به آنچه از حقّ براى شما آمده کافر شده‏ اند و رسول اللّه و شما را به خاطر ایمان به خداوندى که پروردگار همه شماست از شهر و دیارتان بیرون مى‏رانند؛ اگر شما براى جهاد در راه من و جلب خشنودیم هجرت کرده‏اید؛ (پیوند دوستى با آنان برقرار نسازید!) شما مخفیانه با آنها رابطه دوستى برقرار مى‏کنید در حالى که من به آنچه پنهان یا آشکار مى‏سازید از همه داناترم! و هر کس از شما چنین کارى کند، از راه راست گمراه شده است!

دغدغه ی رهبری در حد از دست دادن یاران و شکست هیمنه ی اسلام و تشیع است! این است که اینقدر بر سر آن سرمایه گذاری می کنند. واقعاً هم دغدغه به جاست! چرا؟

یک ضرر بسیار واضح مذاکره، که هیچ کس به آن توجه ندارد، همین استفاده های تبلیغاتی است که دشمن از آن دارد می برد و برای ما هیچ مهم نیست!

تا قبل از این ما داشتیم از مذاکره نکردن استفاده تبلیغاتی می کردیم، در مقابل دشمن قدار قد علم می کردیم و بر سر او فریاد می زدیم: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. مظلومان جهان هم به ما نگاه می کردند و روحیه پیدا می کردند.

اما حالا چه شده؟

هیچ! راه نفوذ باز شده! به جای اینکه ما نفوذ داشته باشیم و مردم مظلوم را علیه دولتمردان ظالمشان به تحرّک وا بداریم، حالا داریم به خواب می رویم. دشمنی ها را فراموش می کنیم، و وقتی هم که خواب برویم دشمن می آید و از روی جسد ما عبور می کند و رخنه اش را آغاز می کند.

بعد از مذاکرات برای جوانان انقلابی خودمان هم سؤال شد که: تکلیف مبارزه با استکبار بعد از مذاکرات چیست؟ آمریکا هم آنقدری بد نیست! ببینید داریم با هم دور یک میز با زبان خوش حرف می زنیم!...

عده ای هم که تریبون در دست دارند، این رابطه مسالمت آمیز با شیطان را  تئوریزه می کنند و از قبح آن می کاهند، و رهبر ما از همین کارهاست که به شدت می سوزند و مجبورند بسازند:

 

دانلود کنید: 

رهبری: تاریخ را اینگونه می فهمید؟

حسن روحانی، مردم زنجان

 

اگر احمدی نژاد یک حرف راست داشت این بود که گفت: قطعنامه ها کاغذ پاره اند! معنایش همان است که امام خمینی می فرمود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند! یعنی: نمی گذاریم فشارهای او ما را از مسیر منحرف کند. واقعاً هم قطعنامه ها کاغذ پاره اند بودند! چون تا آن وقت که ایستادگی می کردیم کمک خدا با ما بود و آنقدری فشارها را حس نکردیم. اما حالا چه...؟! حالا که می ترسیم بگوییم: قطعنامه ها کاغذپاره اند، کوچکترین فشار دشمن را داریم حس می کنیم...

بر خلاف تصوّری که ما داریم، بیشتر از مسأله هسته ای و هزاران مسأله ی دیگر، همان استفاده ی تبلیغاتی است که برای آمریکا اهمیت دراد! آنقدر که به وسعت رسانه ها برایش هزینه صرف می کند!

با آن حرف هایی که ما می زدیم، حربه ی تبلیغاتی در دست ما بود. اما حالا این حربه به دست دشمن افتاده و این یعنی شروع یک نفوذ گسترده...

این است که رهبری فرمودند: مذاکره با آمریکا یعنی نفوذ!

دانلود سخنرانی دکتر عباسی در روز ملی مقاومت

دانلود بخش اوّل:

: 114 روز مبارزه جبهه مقاومت-جنگ حزب الله و غزه

 

دانلود بخش دوم:

: جنگ ناتمام از صدر اسلام-جنگ داخلی با منافقان بنی امیه-اسلام همیشه از خودی هایی ضربه خورده که دشمن را بزرگ می بینند-عمار و ضرورت روشنگر

 

دانلود بخش سوم:

: سنگین آمدن جبهه اسلام برای جبهه کفر-مسؤولیت امروز ما-جریانهای صهیونیزم گرا

 

دانلود صوت یکجا

 

اگر ما مسلمانیم باید شیطان و حزب او را ضعیف حساب کنیم!

اینکه برای حزب شیطان قدرتی ماورائی در نظر داشته باشیم نوعی شرک به خدای عزّو جلّ است و گویا اینطور به ذهن آورده ایم که کارهای شیطان از تحت اختیار خداوند خارج شده است و قدرتی ما فوق اراده ی خداوند پیدا کرده است!

فکر جدیدی هم نیست، مسیحیت با این تفکر بزرگ شده اند که شیطان را قوی حساب کنند! آنها یاد گرفته اند که از شیطان بترسند و آن را رقیب خدا بدانند. انگار که از دست خدا در رفته و اشتباهی این شیطان را خلق کرده و به او قدرت داده؛ این را در فیلمهایی هم که می سازند می توانید مشاهده کنید.

آیات قرآن اما تأکید دارد که نباید برای حزب شیطات قدرتی در نظر گرفت و مرهوب آن شد:

إن کید الشیطان کان ضعیفاً (نساء 76)

إنه لیس له سلطان على الذین آمنوا و على ربهم یتوکلون (نحل 99)

ما حق نداریم که احساس ضعف کنیم:

وَلاَ یَحْزُنکَ الَّذِینَ یُسَارِعُونَ فِی الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَن یَضُرُّواْ اللّهَ شَیْئاً (آل عمران 176)

آیات متعددی هم دلالت دارد که عده ی کم از اهل حق در مقابل عده ی زیاد اهل باطل پیروز اند (در مورد معادله ی قدرت در امت اسلامی بیشتر صحبت خواهیم کرد [إن شاء الله]).

در روایات ما هم بر همین معنا تأکید شده:

- الإمام الکاظم ( علیه السلام ) - فی وصیته لهشام - : فله - أی لإبلیس - فلتشتد عداوتک ، ولا یکونن أصبر على مجاهدته لهلکتک منک على صبرک لمجاهدته ، فإنه أضعف منک رکنا فی قوته ، وأقل منک ضررا فی کثرة شره ، إذا أنت اعتصمت بالله فقد هدیت إلى صراط مستقیم.

(دشمنی خودت را نسبت به ابلیس شدت بورز و نباید که او در کوشش برای هلاک تو پافشاری بیشتری داشته باشد نسبت به پافشاری تو در مبارزه با او، زیرا در عین قدرت نمایی، از تو ضعیفتر است، و در عین اینکه شرش زیاد  است، از تو کم آفت تر است).

 

از طرفی خدا هیچ وقت به حزب شیطان قول نداده که آنها را در مسیر باطلشان یاری کند و پیشروی کارهایشان را تسریع ببخشد! در حالی که به حزب مؤمنان این وعده را داده که: اگر یک گام بردارید شما را دو گام پیش می برم:

وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ ( عنکبوت 69 )

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ ( محمد 7 )

(انفال 64-65 )یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَسْبُکَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ * یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِئَةٌ یَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یَفْقَهُونَ.

(اى پیامبر ، مؤمنان را به جنگ برانگیز . اگر از شما بیست تن باشند و در جنگ پایدارى کنند ، بر دویست تن غلبه خواهند یافت . و اگر صد تن باشند ، بر هزار تن از کافران پیروز مىشوند . زیرا آنان مردمى عارى از فهمند .)

هیچگاه خدا به جبهه باطل چک سفید امضا نداده و آینده را برای آنها تضمین نکرده؛ در حالی که در مورد حزب اهل ایمان چند بار این وعده ی مسلّم از خداوند تکرار شده که: العاقبة للمتقین ([هرچه می شود بشود، هر طور که می خواهد پیش برود، اما آخر الأمر]، عاقبت به دست اهل تقوا است)

فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ (مائده 56)

هیچ فرقی هم ندارد. وقتی شیطان اصلی قدرتی نداشت و در مقابل حزب خدا و مجاهدین راه حقیقت ضعیف و سست بنیان بود، نوچه های انسی و جنی او هم همین گونه خواهند بود. شیطان بزرگ آمریکا و صهیونیزم هم همینگونه خواهند بود؛ چنان که شاهد این ادعا را در رویارویی دو جبهه ایمان و کفر در سالهای أخیر با چشم خود دیده ایم و با عمق وجود این را درک کرده ایم که این هیمنه ی پوشالی بر پایه ای سست بنا شده است.

حتماً این آیه را از زبان سید مقاومت، سید حسن نصر الله شنیده اید؛ آیه ای که جریان مقاومتی او از نمونه های بارز آن و شاهد صدق آن است:

مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ (عنکبوت 41)

نتیجه اینکه در هیچ زمینه نباید برای شیاطین غربی قدرتی در نظر گرفت و نباید مقابله با توطئه های او را سخت و ناممکن حساب کرد! نه در زمینه ی فرهنگی و گسترش فساد، نه در زمینه ی تحریم و فشار اقتصادی، و نه در زمینه ی نظامی و تهدید جنگی و ...

با این وجود پس چرا این حزب ضعیف و بدون پشتوانه، اینقدر مؤثر عمل کرده و حزب خدا را به زحمت انداخته؟ چطور شیطان را ضعیف حساب کنیم در حالی که پا روی خرخره ی ما گذاشته و دارد ما را خفه می کند؟!

آنچه که هست باید دقت کنیم که در پناه خداوند، شیطان هیچ دسترسی به ما ندارد، اما چه کنیم که ما از تحت ولایت خداوند خارج شده ایم و با دست خودمان شیطان را به وجود خودمان راه داده ایم! شیطان قدرتی بر ما ندارد، تا زمانی که ما خود را در مقابل او نبازیم! شیطان قدرتی بر ما ندارد تا زمانی که در چشم ما هیمنه ای نداشته باشد و در چشم ما همچنان ضعیف و پوشالی باشد! شیطان قدرتی بر ما ندارد تا زمانی که به این معنا ایمان داشته باشیم که شیطان هیچ غلطی نمی تواند بکند! شیطان قدرتی بر ما ندارد تا زمانی که نمک گیر او نشویم و نخواهیم از او برای رسیدن به خواسته هایمان کمک بگیریم!

اما اولیای شیطان! خداوند در موردشان گفته:

الله ولیّ الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات إلی النور و الذین کفروا أولیاءهم الطاغوت یخرجونهم من النور إلی الظلمات.

إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکُونَ (نحل 100)

نباید به خود ترس راه بدهیم، ما تحت حمایت خدای قادریم! نباید اجازه بدهیم که شیطان و شیطانیان در نظرمان بزرگ جلوه کنند؛ و گرنه وقتی خودمان را در مقابل او ببازیم، دست حمایت خدا هم از سر ما برداشته می شود و ما می مانیم و شیطان!

وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ (آل عمران 139 ) إِنْ یَمْسَسْکُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَتِلْکَ الْأَیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِینَ آَمَنُوا وَیَتَّخِذَ مِنْکُمْ شُهَدَاءَ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ ( 140 ) وَلِیُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِینَ آَمَنُوا وَیَمْحَقَ الْکَافِرِینَ ( 141 ) أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِینَ جَاهَدُوا مِنْکُمْ وَیَعْلَمَ الصَّابِرِینَ ( آل عمران 142 )

سستى مکنید و اندوهگین مباشید ، زیرا اگر ایمان آورده باشید شما برترى خواهید جست . ( 139 ) اگر بر شما زخمى رسید ، به آن قوم نیز هم چنان زخمى رسیده است . و این روزگار است که هر دم آن را به مراد کسى مىگردانیم ، تا خدا کسانى را که ایمان آورده‌اند بشناسد و از شما گواهان گیرد . و خدا ستمکاران را دوست ندارد ، ( 140 ) و تا مؤمنان را پاکیزه گرداند و کافران را نابود سازد . ( 141 ) آیا مىپندارید که به بهشت خواهید رفت و حال آن که هنوز خدا معلوم نداشته است که از میان شما چه کسانى جهاد مىکنند و چه کسانى پایدارى مىورزند ؟ ( 142 )

همین که ولایت و قدرت شیطان را پذیرفتیم، هر قدر که پذیرفتیم او بر ما قدرت پیدا کرده است.

إن عبادی لیس لک علیهم سلطان إلا من اتبعک من الغاوین (حجر 42)

*****

و چه کنیم که حالا ما این قدرت را به شیطان داده ایم و به همین سادگی او را بر خود مسلّط کرده ایم!

وقتی آمریکا را کدخدای دنیا حساب می کنیم....

وقتی چشممان به تجهیزات دنیوی و پیشرفتهای علمی او خیره شده است و فکر می کنیم او با یک بمب تمام تجهیزات ما را خنثی می کند...

وقتی تحریم های او را در وضعیت آینده ی خود تعیین کننده می دانیم و تمام راههای خلاصی از این مشکل را بر خود مسدود می بینیم...

وقتی رسانه و تبلیغات ماهواره ای را در پیشبرد جنگ فرهنگی تعیین کننده می دانیم و می ترسیم به این عرصه ی جنگ وارد شویم...

وقتی با خود می گوییم: مگر می شود با آمریکا جنگید؟! مگر می شود در مقابل او ایستاد!

دیگر جای تعجّب ندارد که چرا امروز اینقدر شیطان بر ما قدرت پیدا کرده است!

آن روزها که می گفتیم: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، دائماً در حال پیشرفت بودیم؛ اما حالا کار به جایی رسیده که آمریکا ما را به غلط کردم انداخته است!

شیطان قدرتی ندارد، ما هستیم که با احساس ضعف، ضعیف شده ایم.

باید تجدید نظری در روحیه ی خود بکنیم. باید تجدید نظری در رأی دادن های خود بکنیم و به وعده های خدا بیشتر اعتماد داشته باشیم.

امروز آن روزی است که باید با تمام وجود حمایت خودمان را از مواضع رهبری اعلام کنیم و اگر تعلّل کنیم کار از کار می گذرد و همه چیز خراب می شود!

پیش از این جملاتی را که رهبر بزرگوار در انتقاد از مسیر مذاکره بیان نموده بودند، ذکر کردیم.

شاید آخرین باری که رهبری در مورد مذاکرات تذکراتی بیان نمودند آن موقعی بود که مجلس، قانونی در مورد حفظ دستاوردهای هسته ای تصویب کرد. بعد از آن کمتر ایشان متعرض این موضوع شدند...

و حالا پس از چند ماه وضعیتی پیش آمد که رهبری بتوانند زبان به شکایت بگشایند و صریحاً مخالفت خود را با مذاکرات اعلام کنند.

در شرایطی که نزدیک به ماه محرّم و ماه حماسه تاریخی امام حسین و ماه بیرون رفتن از زیر بار ذلت است...

و در شرایطی که به تازگی گزارش کمیسیون ویژه ی برجام را داشتیم و نمایندگان در آن زوایای اشکالات برجام را برشمرده بودند،

حالا بهترین موقعیت برای این است که رهبری نظر خود را اعلام کنند.

 

پیش از این رهبر بزرگوار فرموده بودند: مذاکره با آمریکا جز در موارد خاص هیچ فایده ای ندارد، ضرر هم دارد. اما اینبار همان استثناءات را هم نفی کردند و فرمودند: مطلقاً فایده ندارد! این یعنی مردم ما باید به آن هدف از مذاکرات (که کسب تجربه بود) رسیده باشند. وقت آن است.

برای ما درسی است که رهبری تا حمایت نشوند به تنهایی وارد میدان نمی شوند! رهبر جاده صاف کن می خواهد! مردم باید بیدار باشند و گرنه...

 

پیش از این رهبر بزرگوار به اشاره از خطرهای "بعد از برجام" گفته بودند.

اما بزرگترین خطری که رهبر انقلاب از جانب برجام متوجه ما دانستند و در این سخنرانی روی آن تأکید کردند، مثلاً از دست دادن صنعت هسته ای نبود! حتی خطر اقتصادی و تحریم هم نبود! آنچه که فکر و خاطر ایشان را مشغول کرده "نفوذ" است!

اگر کمی به اطراف خودمان نگاه کنیم، آثار نفوذ را به وضوح مشاهده می کنیم! برنامه ای حساب شده برای رسیدن به یک هدف از پیش تعیین شده...

اگر من جای شیطان بودم، در وضعیت فعلی فشار اقتصادی را روی مردم تشدید می کردم (به شکلی غیر طبیعی وضعیت را بدتر از آنچه که هست جلوه می دادم)، از طرف دیگر نسبت به آینده ی مذاکرات بزرگترین وعده های دهان پر کن را تکرار می کردم. با این حال مردم مجبور به رابطه با آمریکا می شدند و حریص این کار می شدند. حتّی اگر مذاکرات تأثیری در بهبود اقتصاد نداشت، کافی بود که آن فشار کاذب را از سر مردم بردارم تا دچار فتنه ای شدید شوند.

اینطور که نگاه کنید در خیلی از وقایع سیاسی و اقتصادی، کسانی را می بینید که در پازل دشمن دارند بازی می کنند و این دو قطعه پازل را کامل می کنند...