بیا با هم ...

دلنوشته های اجتماعی سیاسی من
در سروش به ما بپیوندید
نقشه ی راه...
چه چیزی عوض شده؟! چه توقـعی داریم که امروز امام زمان بیاید؟!
چــرا باید امـام زمــان بیایـد، وقتی همـان مردمی هستیـم که هزار و چهارصد سال پیش یازده امام را تنها گذاشتیم...
منطقی باشیم! چرا امام زمانی که حضورش را هزار سال از مردم دریغ کرد، باید ظهورش را به ما ارزانی بدارد؟ وقتی به آن حد از بلوغ نرسیده ایم که امام زمان از آمدن به جمع ما خوف نداشته باشد!
باید در یک زمـین کوچک، بازی را آزمایشی اجرا کنیم تا اگر مربـی پسندیـد ما را به زمین اصلی راه بدهد.
باید خود را محـک بزنیم تا معلوم شـود: چه کسانی در راه رسیدن به هدف استقامت به خرج می دهند و چه کسـانی رفیـق نیمـه راه انـد؟ چه کسانی هـدف را شنـاخته اند و چه کسانـی هدفشان از گامهای الهی هم دنیا است!؟...
اگر در قبــال این انقـلاب که وجهـه ی الهی دارد، درست انجام وظیفه کنیم، پالس مثبتی خواهد بود به امام زمان ... برای مهیا بودن شرایط ظهور... برای قدرت اسلام و منزوی شدن شیطان...!
بسم الله...
...رهبر انقلاب: »باید برای انقلاب حرف بزنید، باید برای گفتمان انقلاب تلاش و کار کنید»
پیشنهادی سردبیر

۵۱ مطلب با موضوع «مناسبتی» ثبت شده است

استاد رائفی پور در این یک و نیم ساله چند بار در این موضوع سخنرانی داشته اند،

لکن اولین باری که این بحث را مطرح کردند (قبل از انتخابات اخیر) طرح بحث کاملتری داشتند که اینجا همان را به شما تقدیم می کنیم:

 

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور درباره تحلیل انتخابات در ایران و جریان شناسی سیاسی کشور

تحلیل آماری و دقیق و مقایسه ی آراء

روند تغییرات آرایشات سیاسی؛ رد یابی و ریشه یابی بستر تحولات

شبهه ای که چند مدتی است سر زبان ها افتاده این است که می گویند: هیچ رئیس جمهور موفقی نداشته ایم، و این نشان می دهد که عده ای هستند که نمی خواهند بگذارند آب خوش از گلوی ما پایین برود. رأی مردم هم بی تأثیر است و هر بار همان کسی رأی آورده که در پشت صحنه تصمیم بر آن بوده است.

 

البته این ها که این سؤال را می پرسند توضیح نمی دهند که چه رابطه ای وجود دارد بین بی کفایتی رئیس جمهورها و بین اینکه دست پشت پرده ای وجود دارد؟

این را هم توضیح نمی دهند که آن دست پشت پرده دقیقاً کیست؟ آیا رهبری است و یا جریانی در مقابل رهبری؟!

 

به هر حال ما هم این جمله را قبول داریم که: مردم تصمیم گیرنده نیستند و دستان پشت پرده ای وجود دارد که نتیجه را به خواست خود تغییر می دهد. دستان کثیفی که حتی در روزگار ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای، نخست وزیر مورد نظر خودش را به جناب رئیس جمهور تحمیل کرد!

از کجا معلوم؟ شاید این دستان پشت پرده دستگاه تبلیغاتی دشمن باشد! شاید این دستان پشت پرده طیف ارادتمندان به دشمن باشد! شاید این دستان پشت پرده ماهواره های پشت بام خانه های همسایه باشد که با ترفندهایی خواسته ی خودش را به شنونده تحمیل می کند! شاید این دستان پشت پرده کسانی باشند که به سلاح «جنگ روانی» مجهز هستند و با حیله هایی رأی مورد نظرشان را از صندوقها در می آورند.

 

جنگ روانی دقیقاً چیست؟

 

مثلاً همین شبهه یکی از پازلهای جنگ روانی است

کسی که بی کفایتی را به اوج رسانده، برای خراب کردن تقصیر بر سر دیگران فرا کنی می کند و می گوید: من هیچ کاره ام! کارگردان کس دیگری است!

رهبر انقلاب هم در این چند سال بارها این نهیب را زده اند که: چرا کسانی که همه کاره ی کشور اند خود را هیچ کاره جلوه می دهند و انگشت اتهام را سمت «دیگران» دراز می کنند. (حرف دل رهبری حتماً این است که: چرا شما که بیشتر از هر رئیس جمهور دیگری از من اختیارات دریافت کرده اید، و کمتر از هر رئیس جمهور دیگری از جانب نمایندگان مجلس مورد سؤال و بازخواست قرار گرفته اید، حالا ژست اپوزیسیون به خود می گیرید و از کارهاییمی گویید که باید بشود، نه از کارهایی که کرده اید و می کنید!)

 

اگر جزئی تر بخواهیم نگاه کنیم بهتر می بینیم که رهبری فقط نصیحت کننده بوده است و نه تصمیم گیرنده

در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، رهبری در همان ایام انتخابات آبروی دولت را هم برد! (در جریان مخفی کاری سند 2030) و باز جناب روحانی با رأی قاطع تهران و چند شهر دیگر شد منتخب مردم!

در انتخابات قبل از آن هم کسانی در تهران شدند نماینده ی مجلس که دقیقاً در لیست پیشنهادی دشمن ردیف شده بودند.

در خبرگان هم بزرگانی مثل آیت الله مصباح و آیت الله یزدی رأی نیاوردند که نهیب رهبری را در پی داشت و از این وضع انتخاب مردم تهران گلایه ی تندی کردند.

در زمان خاتمی هم نباید یادتان رفته باشد که همت رهبری چقدر صرف پاسخ گویی به یاوه گویی های خاتمی شده بود! چطور می شود گفت که خاتمی گزینه ی رهبری بود؟!

 

فکر کنم بهتر باشد برای تحلیل یک شبهه توجه کنیم که این شبهه از زبان چه کسی خارج شده است و نفع چه کسانی در آن است؟

برخی از کلمات امام در مورد اهمیت ساده زیستی و نفی اشرافی گری در مسؤولین کشوری

چراغ راه ما در انتخاب فرد اصلح:

 

کلمات دیگر از ایشان:

آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحۀ دولت و ملت را بخوانیم. آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته، از آن خوی کوخ ‏نشینی بیرون برود و به کاخ ‏نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا می‌‏شود. آن روزی که مجلسیان خویکاخ‏نشینی پیدا کنند خدای نخواسته، و از این خوی ارزندۀ کوخ‏نشینی بیرون بروند، آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم. ( 01/01/1362)

 

ملت ما متوجه باشند که وقتی که مجلسشان یک مجلسی است که از طبقۀ متوسط است و توی این مجلس آن «دوله»‌ها و «سلطنه»‌ها و «سلطنتی»‌ها را نداریم و در دولت هم آنطور دولتهایی که افراد مرفه سرمایه‏دار کذا باشند نداریم، در ارتش هم آن افراد سپهبد و کذایی که املاک بی‏اندازه داشتند و آپارتمانهای چندین طبقه داشتند نداریم، این مملکت محفوظ می‌‏ماند. آن روزی که هر یک از شما‌ها را ملت دید که دارید از مرتبۀ متوسط می‌‏غلتید به طرف مرفه و دنبال این هستند که یا قدرت پیدا بکنید یا تمکن پیدا کنید، مردم باید توجه داشته باشند و اینطور افرادی که بتدریج ممکن است یک وقتی خدای نخواسته پیدا بشود، آن‌ها را سر جای خودشان بنشاند. اگر ملت می‌‏خواهد که این پیروزی تا آخر برسد و به منتهای پیروزی که آمال همه است برسد، باید مواظب آنهایی که دولت را تشکیل می‌‏دهند، آنکه رئیس جمهور است، آنکه مجلس هست، مجلسی هست، همۀ این‌ها را توجه بکنند که مبادا یک وقتی از طبقۀ متوسط به طبقۀ بالا و به اصطلاح خودشان مرفه به آن طبقه برسد. (سخنرانی در حسینیه جماران)

 

🔍با توجه به اینکه رهبری حکیم فرمودند: پانزده سال بعد اسرائیل نباید وجود داشته باشد
وفرمودند:باید در همه ی زمینه ها در مقابل غرب حالت هجومی داشته باشیم
و خداوند هم از همان ابتدا فرموده اند: زبان سخن با دشمن مبارزه است، نه مذاکره:

فکر می کنید ادبیات رئیس جمهور بعد چطور باید باشد؟؟؟

 

👇 تکرار تاریخ   👇
همه مون از ماجرای  جنگ صفین با خبریم و اینکه چه خونی به دل شیعه کرد و آنهمه زحمات و خونها را حیف کرد.
اینجا قطعه پایانی جنگ صفین رو مرور می کنیم، شاید کمک کرد تا خوب بیاندیشیم  
 👇👇👇👇👇                  👇👇👇👇👇

 امیرالمومنین (ع) جنگ را در صفین برده بود ...در دقیقه 90 برخی شعار تعامل و صلح را  سر دادند و اصلا یادشان رفت معاویه همان فرزند هند جگرخوار است !!!
❗️علی (ع) را به پای میز "مذاکره" کشاندند !!!
❗️و جنگ برده اش را ناتمام گذاشتند !!!
❗️👈هر چه علی (ع) گفت "مذاکره" خدعه دشمن است، اینها میخواهند جنگ باخته را دوباره ببرند ...
کسی گوش نکرد !!
❗️تازه حاضر نشدند ابن عباس و حتی مالک را که نماینده علی (ع) بود به مذاکره بفرستند !!!
❗️گفتند مالک جنگ طلب، خشن و غیر منعطف است !!!
❗️بلاخره پایشان را در یک کفش کردند که حتما باید ابوموسی اشعری !!! برای مذاکره برود ...
📌علی (ع) گفت من به ابوموسی مطمئن نیستم...
❗️آنها گفتند شما بدبین هستی. ابوموسی خوب و انقلابی ست !!!
📌علی (ع) گفت: من به آینده ی این مذاکرات خوشبین نیستم. شما به هدفی که از این مذاکرات دارید نمیرسید. 
❗️گفتند در مذاکرات خوشبینی و بدبینی معنا ندارد !!! برد برد است!
📌علی (ع) گفت باشد ... مذاکره کنید، این هم تجربه ای میشود برای مردم ... که بفهمند به ترسوها و آنها که پای مقاومت ندارند نباید اعتماد کرد ...
👈مذاکره ابوموسی و عمر و عاص شروع شد
❗️تا مدتها متن مذاکرات محرمانه بود !!!
علی (ع) مالک را فرستاد تا به ابوموسی بگوید ما پشتیبان توایم، مبادا به عمرو عاص اعتماد کنی، او شیطان بزرگ است...
❗️ابوموسی ابرو در هم کشید و به مالک گفت: 
شما توهم توطئه دارید !!! عمروعاص مودب و باهوش است. 
اگر او به من قولی دهد به او اعتماد میکنم !!!
❌روز اعلام نتیجه مذاکرات حکمیت فرا رسید
👈در مذاکرات محرمانه البته به طور شفاهی تعهد کرده بودند که هر دو نفرشان ، علی (ع) و معاویه را عزل کنند و امر را به رای عمومی بگذارند.
❗️در مسجد عمروعاص اول به ابوموسی تعارف زد. گفت تو بزرگ مایی !!!!
❗️ابوموسی خندید و بالای منبر رفت 
❗️و گفت: چنانکه این انگشتر را از دست در می آورم علی ع را از خلافت عزل میکنم !!!! بعد پایین آمد و با لبخند به عمروعاص بفرما زد
❗️عمروعاص بالا رفت و گفت چنانچه این انگشتر را از دست در میآورم علی ع را خلع و چنانچه دوباره این انگشتر را به دست میکنم معاویه را نصب مینمایم !!!
❗️ابوموسی خشکش زده بود ...فایده ای هم نداشت ... خود کرده را تدبیر نیست .... 
👇👇👇👇👇
📌اما علی (ع) از همان ابتدا خوشبین نبود ...
چون دشمن شناس بود ...
.
❗️ اینچنین بود که معاویه جنگ باخته نظامی را تبدیل به پیروزی سیاسی کرد......
بعد از صلح همان مردمی که به امیر المؤمنین  فشار آوردند که با معاویه صلح کنیم  لب به اعتراض   گشودند و گفتند ما گفتیم  تو چرا قبول کردی و پای این صلح امضا ی موافقت شما وجود دارد و دوباره سر ناسازگاری  گذاشتند و....
شاید پاسخ ابوموسی هم به اعتراضات مردم این بود که: علی (ع) کاملاً در جریان مذاکرات بود، اگر اعتراضی داشت، مانع می شد!...

و چه زیبا فرمود خداوند  متعال  : 
لقد کان فی  قصصهم  عبره لاولی الالباب . .
 
             باشد که از تاریخ  درس گیریم

🍁شاید حالا برای خودش هم سؤال باشد که چرا نمی شود؟!
می خواهد، ولی باز هم نمی شود!
تا حالا اگر نمی شد چون نمی خواست! اما حالا می خواهد و باز هم نمی شود!

مجبور شد حرفش را پس بگیرد که گفته بود: صد روزه همه چیز درست می شود!
🔹یک چیز را فراموش کرده بود. این را در محاسباتش از قلم انداخته بود. یادش رفته بود که اگر بخواهد کار کند، باید از خدا هم اجازه بگیرد. او هم هست که شاید نگذارد کارها پیش برود...
جای تعجبی هم ندارد اگر خدا نگذارد که او - حتی اندازه ی چند ماهی- خادم این مردم باشد تا شاید بتواند با دست پر وارد عرصه ی انتخابات باشد.
🔹فقط هم او نبود، آنها هم که به او رأی و قدرت دادند این را فراموش کرده بودند که خدا هم این وسط هست!


به فرموده قرآن این خداست که دست انسان گمراه را بسته است ونمی گذارد بازوی موفق جامعه اسلامی باشد!
            👈🏼(ما کنت متخذ المضلین عضداً)کهف51
            گمراه کنندگان را به عنوان بازوی خود بر نمی گزینم.

🔹یادمان نرود که او با وعده های شیطانی سر کار آمد و نه با شعار صبر و استقامت...
🔹یادمان نرود که با حمایت ماهواره ها و دشمنان خدا سر کار آمد...
🔹یادمان نرود که هر روز رهبری حرفی زد، فردایش مقابل آن موضع گیری کرد و خلاف آن را گفت...

🔍یادمان نرود... اگر یادمان برود و باز با شیطان معامله کنیم، چوب بی صدای خدا این بار صدا دار تر خواهد شد...

سر زبان ها افتاده که می گویند: نتیجه ی انتخابات از الآن معلوم است! روحانی حتماً رأی می آرود.

معلوم است که این فکر را دارند از جایی در ذهنها الغاء می کنند و همه از یک جا آب می خورد.

اما کسی این حرف را باور می کند که نتیجه ی انتخابات های سابق برای عجیب بوده باشد! وگرنه اگر نگاه نظام و رهبری را بخواهید، اتفاقاً از حرفهای آنها پر واضح است که از همان ابتدا رهبری از روی کار آمدن روحانی راضی نبودند (هدایتهای رهبری پیش از انتخابات را به خاطر بیاورید).

اما این مسأله را بررسی کنیم که آیا انتخابات های سابق غیر طبیعی بوده است؟ یا اینکه واقعاً رأی خود مردم این نتیجه را به دنبال داشته است؟

اولاً چرا هر رئیس جمهوری که می آید دو دور پشت سر هم روی کار می ماند؟

چون مردم اینطور فکر می کنند که بگذاریم کسی که روی کار آمده کارش را به یک جایی برساند!

جواب: راه اشتباه را از هر جا برگردیم درست است...

 

دوماً: چرا نمی گذارند کسی روی کار بیاید که وضع مردم درست شود؟ این چهل سال هیچ اتفاق نیفتاد که یک نفر آدم سالم روی کار بیاید

چون مردم به کسی رأی می دهند که تبلیغات قوی تری داشته باشد و شناخته شده باشد!

چه می شود کرد؟

کسی که تبلیغات قوی تری دارد، حتماً از تیم اشرافی گری است، اتفاقاً نباید به او رأی داد. چون پولدار، برای مردم بیچاره دل نمی سوزاند.

بگذریم که یک بار مردم بین هاشمی و احمدی نژاد این یکی را انتخاب کردند و خیرش را هم دیدند...

 

سوماً می گویند: همه ی اینها دستشان توی یک کاسه است

جواب: پس چرا هر کس که روی کار می آید به صورت قطاری مدیران و مسؤولان جامعه را عوض می کند!

اگر هم بپذیریم که همه شان دستشان توی یک کاسه است، بله! همه آنها اصلاح طلب بوده اند و مردم به نیروهای انقلابی اجازه ی خودنمایی نداده اند...

 

خلاصه به نظر می رسد کسانی که این حرف را می زنند، کسانی هستند که یا خودشان در انتخابات شرکت نداشته اند و یا از کسانی هستند که گزینه ی مورد نظر آنها رأی نیاورده است و فکر می کنند دیگران هم باید مثل آنها رأی داده باشند.

 

البته برای نا امیدها یادآوری می کنم که چند نفری داشته ایم که واقعاً لیاقت نشان دادند و از دست مردم رأی گرفتند (مثل رهبری و رجائی و احمدی نژاد دور اوّل).

تا کنون بارها شاهد بوده ایم که غربی ها آنچه لایق خودشان بوده به ما نسبت داده اند؛ از آنها چیز عجیبی نیست! حرف، مفت است؛ می زنند!

اما ترس ما در آستانه ی انتخابات این است که برگردند و بگویند: تحریم ها داشت آزاد می شد و شما با رأی ندادن به روحانی مانع آن شدید!

همان حرفی که ما در مورد مذاکره کنندگان سابق می گفتیم و می گفتیم: بر اثر استقامت ما و پیشرفتهای ما تحریم ها داشت آزاد می شد که ناگهان به عرصه ی انتخابات وارد شدیم. دشمن منتظر نتیجه ی انتخابات ماند تا آخرین شانس خودش را هم امتحان کند. اما متأسفانه آن اتفاقی که نباید می افتاد، افتاد و کسی سر کار آمد که اهل باج دادن به دشمن بود...

جواب آن آقایون هم یک کلمه است:

مشکلات امروزی ما به خاطر تحریم ها نیست! به خاطر بی لیاقتی است! نمی خواهند که کارها با نگاه به درون درست شود؛ می خواهند تکیه به ابر قدرتها داشته باشند و گزینه ی پیشنهادی دشمن را امتحان کنند؛ ان شاء الله چوبش را هم خواهند خورد؛ در رأیی که مردم خواهند داد...

چند پست قبل آیه ای از قرآن را خدمتتان قرائت کردیم با این مضمون که: ای پیامبر! منافقین را در لحن گفتار و گوشه و کنایه های کلامی آنها می شناسی!

حالا دعوا سر این نیست که اسم این کار رئیس جمهور را چه بگذاریم؟! نفاق یا خیانت یا جهل یا بی تدبیری یا ...

مهم این است که بدانیم این رئیس جمهور دیگر نباید سر کار باشد!

چند روز پیش بود که جناب رئیس جمهور همه چیز را سر رهبری خراب کرد و گفت: هر کاری در برجام شد تحت اشراف فرامین رهبری بود!

این در حالی است که خط قرمزهای رهبری پشت تریبون های عمومی پخش شد و همه آنها را شنیدند!

حالا اگر باز هم فکر می کنید که رهبری موافق با برجام بودند، به این تصویر توجه کنید:

دولت تدبیر و امید به زبان تصاویر...

 

امروز که مشکلات جامعه و دزدیها و کم کاری های مسؤولین بر سر زبانها افتاده، باید با این مشکل همراه شد و از آن استفاده کرد. به جای اینکه منفعلانه از آن فرار کنیم!

 

 

این گفت و گو بین من و مردم آنقدر تکرار شده که دیگر دارد حالم به هم می خورد. شکر خدا هربار هم با این چینشی که خدمتتان عرض می کنم جواب داده است و بحث را به نتیجه رسانده است.

در این روزها بزرگترین وظیفه ی خودم را روشنگری نسبت به انتخابات می دانم و خوشبختانه خود مردم سر صحبت را باز می  کنند و راه را برای ما هموار می کنند.

اولاً واقعاً به مردم حق بدهید و غمخوار آنها باشید. آنطور که رهبری به ما طلبه ها دستور دادند.

دوماً وقتی طرف مقابل خوب از مشکلاتش گفت، شما بگویید: انشاء الله انتخابات بعدی انتخاب بهتری انجام می دهیم تا دوباره اینها قدرت پیدا نکنند.

اینجا چند سؤال اساسی در ذهن مردم هست که به سادگی می توان به آن پاسخ داد:

- رئیس جمهور هم عوض شود وضع همین است که هست. مثل اینکه تا امروز هر رئیس جمهور که آمده وضع همین بوده.

: می بینیم که هر رئیس جمهور که می آید «قطاری» مسؤولین زیر دست را عوض می کند. پس به هر حال بی تأثیر نیست.

- از کجا تشخیص بدهیم چه کسی خوب است؟ ما که اطلاعاتی نداریم!

: ساده ترین معیار ساده زیستی است که در وصیت نامه امام به  آن تأکید شده. اگر رئیس جمهور از طبقه ی اشرافی باشد چطور می تواند برای مردم دل بسوزاند؟! در حالی که می بینیم اکثر رئیس جمهوری های قبلی از طبقه ی اشرافی بوده اند.

- شاید ریا باشد؟ از کجا ساده زیستی را تشخیص بدهیم؟

: عمده اشتباه مردم این نبوده که درست تشخیص نداده اند. عمده اشتباهشان این بوده که به یک وعده غذا و یک خرده پول رأیشان را فروخته اند! در حالی که اگر بخواهند به افراد ساده زیست رأی بدهند باید به آنهایی رأی بدهند که از این ریخت و پاشها در تبلیغات انتخاباتشان ندارند!

- یک رئیس جمهور اولش خوب است بعد خراب می شود! با این چکار کنیم؟

: علت این است که رئسای جمهور امید دارند که هرقدر که خراب کردند، با کمی تبلیغات و زبان ریختن دوباره از مردم رأی جمع کنند. در حالی که اگر حساب دستشان باشد که اگر خراب کنند دیگر رأی نمی آورند، خودشان را جمع می کنند.

یک خصلت بدی ما داریم که می گوییم همان قبلی بهتر بود. به همین خاطر دنبال آینده ی بهتر نیستیم و می خواهیم به گذشته برگردیم. این فکر خیلی ضربه زده است و جبهه ی نفاق را دوباره به میدان آورده است. در حالی که رأی ندادن به آنها که خراب کرده اند بهترین اعتراض نسبت به آنهاست و از هر محاکمه بدتر است.

بدترین چیز برای یک جامعه نا امیدی است. نا امیدی یعنی حرف کسانی که می گویند: هر رئیس جمهوری بیاید وضعیت همین است!!

عده ای چون خودشان قلق کار دستشان نیامده و اشتباهات گذشته شان را پیدا نکرده اند، صورت مسأله را انکار می کنند و می گویند: اصلاً نمی شود که بشود!

خوب است بدانیم مشکل ما با رئیس جمهورها(و حتی نمایندگان مجلس و دیگر دستگاههای اجرایی) این است که با کسانی مواجه هستیم که اصلاً نمی خواهند وضعیت را بهتر کنند. نه اینکه نمی توانند! اتفاقاً خوب می توانند اما نمی خواهند!

چرا نمی خواهند؟ چون باخته اند!

در مقابل زیاده خواهی های نفسشان باخته اند...

در مقابل زیاده خواهی دوستان و هم کیشانشان باخته اند...

در مقابل شیطان انسی و تهدیدهای آن باخته اند (از دشمن می ترسند)...

این است که ریسک پشت پا زدن به اینهمه شیطان را نمی خواهند تحمل کنند.

از آن طرف از رأی آوردن خودشان هم خاطر جمع هستند! می دانند که با کمی خرج کردن و تبلیغات کردن آن هم حل می شود.

پس هیچ مهم نیست که مردم را راضی نگه داریم؛ البته چند روز آخر عمر دولتمان کمی کارهای دهان پر کن می کنیم تا مردم با خاطره ی خوشی از دولت قبل، وارد انتخابات بعد شوند و به همین راحتی دوباره به همان سیستم رأی بدهند.

همین هم نشان می دهد که نمی خواهند، نه اینکه نمی توانند...

[البته احمدی نژاد احتمالاً استثنا بود؛ اولش نمی توانست و آخرش هم نمی خواست!]

اما این مردم هستند که باید حساب کنند:

احمدی نژادی که این دفعه بیاید، احمدی نژاد روزهای خوشی است یا احمدی نژآدی که آخرش خراب کرد؟؟؟

روحانی ای که این دفعه بیایند، آن روحانی است که روزهای آخر کارهایش را به رخ می کشید یا آن روحانی که نزدیک چهار سال هیچ کاری نکرد...؟

منتظر باشید که این چند روز آخر روحانی بخواهد که به وضع شما رسیدگی کند و اوضاع را کمی بهتر کند...

بسیاری از مردم، از رهبری توقع دارند که خرابکاری ها را ضربه فنی کند و به یک باره مثلاً رئیس جمهور را کنار بگذارد.

اما ایشان با متانت سعی می کنند همه چیز از راه طبیعی پیش برود.

مثلاً بهتر نیست که مردم به اشتباه خودشان پی ببرند و این بار درست رأی بدهند و با رأی شان رئیس جمهور را کنار بگذارند؟!

مردم که اینهمه خرابکاری از دولت دیده اند، چرا باید دوباره آن اشتباه را تکرار کنند؟

رهبر هم این را می خواهد. لذا در سخنرانی دیروز در جمع فرماندهان نیروی دریایی چند انتقاد را از دولت تکرار کرد:

 

1. برجام یک کار عجولانه و ناصحیح بود و عبور از خط قرمزهای رهبری آن را ناکارآمد کرد! (در حالی که دولت برجام را برگ برنده ی خود می داند).

2. حقوقهای نجومی مطالبه ی مردم است که هنوز پاسخ مناسب به آنها داده نشده است!

 

اما متأسفانه مردم ما یک خصلت بد دارند که شاید برایشان سنگین تمام شود و رهبری از همین ناراحت اند!

آن هم خصلت فراموش کاری!

هر رئیس جمهوری هر قدر که به مردم بدی کرده، به مرور زمان مردم آن را فراموش می کنند و فرشته ی مرگ، فرشته ی مرگشان می شود! (مثل اینکه بدی های رژیم پهلوی را فراموش کرده اند و می گویند: شاه بهتر بود!).

امروز رهبری می گوید: در آستانه ی انتخابات فراموش نکنید! این دولت اشتباهات بسیار بزرگی داشته است که نمره ی او را رفوزه کرده است...

در قرآن کریم آیه ای هست که بیان گر یک قاعده ی تخلف ناپذیر در مورد امتها است.

خدای ربّ العالمین، خدای چرخاننده ی هستی، خدای صفحه گردان تاریخ می گوید: اگر وضعتان بدتر از دیروز شده، اگر داشته های سابقتان را از دست داده اید، حتماً به خاطر اشتباهی بوده که شما مرتکب شده اید و به جهت آن شما را عقوبت کرده ایم.

این آیه ی شریفه که در مورد امتها و اجتماعات است (و نه در مورد افراد)، در سوره ی انفال (آیه ی 54) قرار دارد:

(ذَلِکَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ)

خدا را نشاید که نعمتی که به قومی داده (به بلا) مبدل سازد، مگر اینکه آن قوم حال خودشان را تغییر دهند!

اصلاً خدا اهل این نیست که نعمتی را بدهد و پس بگیرد! اصلاً برای خدا زشت است و هیچ سزاوار مقام او نیست! پس چه شده که اینقدر جامعه ی ما را گرفتار سختی کرده است؟

در آیه ی مشابه (رعد 11) خداوند این مضمون را تکرار می کند:

إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ

خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتى) را تغییر نمى‏دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند! و هنگامى که خدا اراده سوئى به قومى (بخاطر اعمالشان) کند، هیچ چیز مانع آن نخواهد شد؛ و جز خدا، سرپرستى نخواهند داشت!

یعنی فکر نکنید که مشکلات شما از اینجا و آنجا است؛ نه همه چیز دست خود خداست و اوست که نمی گذارد آب خوش از گلویتان پایین برود. چاره ای ندارید جز اینکه با او معامله کنید و او را راضی کنید...

 

-  برخی برعکس حساب می کنند. می گویند:

چون خدا نعمت را پس گرفت، پس من هم دیگر روزه نمی گیرم، دیگر نماز نمی خوانم، دیگر ...

اما این فکر که در بین ما خیلی هم شایع است، اوضاع را بدتر هم می کند! 

خدا می گوید: اینطور فکر کنید:

بگردید ببینید چه اشتباهی کردید که مستحق این شدید که نعمت را از شما پس بگیرم؟ همه ی اینها کار من است! اگر احمدی نژاد (که یک نعمت بود) در اواخر تبدیل به یک بلا به جانتان شد، اگر بعد از روحانی وضعتان از آن که بود بدتر شد، این برنامه ی من است! بی حساب نیست! عقوبت کارهای خودتان است! پس دنبال ریشه ی آن باشید.

دنبال گناهان فردی هم نباشید، گناهان فردی آسیبش به خود فرد می رسد. دنبال گناه بزرگ فراگیری باشید که آتش آن دامان همه را گرفته است.

(تا ریشه ی مشکل را برطرف نکنیم همین است که هست)

 

این مطلب ر اپخش کنید...

در حالی که جناب روحانی در عمل سعی کرد به مردم بقبولاند که دولت قبل مقصر نبود و هر چه تقصیر بود از تحریم ها بود؛ اما رهبری جمله ای فرمودند که من اینطور تفسیر می کنم:

هنوز هم می گوییم مشکل از بی کفایتی دولتها است! نه نقش کدخدا را پررنگ کنید و نه کم کاری های خودتان را کم رنگ کنید و نه دولت قبلی را حلوا حلوا کنید!

. اینها را بنده وقتی هم که نگاه میکنم -من در دولت قبل هم همین را گفتم- بیشتر از آنچه مربوط به تحریمها باشد، مربوط به مدیریّتها و سیاستها است؛ هم در این دولت این را آدم میتواند ببیند، هم در دولت قبل، هم در دولت اسبق. ما اگر چنانچه برنامه‌هایمان برنامه‌های خوب و درستی باشد، تحریمها نه اینکه اثر ندارد، [ولی] اثرش بسیار کم خواهد بود؛ (در دیدار رمضانی مسؤولان نظام)

همانطور که مردم از دامان احمدی نژاد به دامان روحانی پناهنده شدند، امروز دوباره دارند شعار می دهند که: همان قبلی بهتر بود!

همان شعاری که قبلاً در مورد فاجعه آمیز بودن آن صحبت کردیم...