بیا با هم ...

دلنوشته های اجتماعی سیاسی من
در سروش به ما بپیوندید
نقشه ی راه...
چه چیزی عوض شده؟! چه توقـعی داریم که امروز امام زمان بیاید؟!
چــرا باید امـام زمــان بیایـد، وقتی همـان مردمی هستیـم که هزار و چهارصد سال پیش یازده امام را تنها گذاشتیم...
منطقی باشیم! چرا امام زمانی که حضورش را هزار سال از مردم دریغ کرد، باید ظهورش را به ما ارزانی بدارد؟ وقتی به آن حد از بلوغ نرسیده ایم که امام زمان از آمدن به جمع ما خوف نداشته باشد!
باید در یک زمـین کوچک، بازی را آزمایشی اجرا کنیم تا اگر مربـی پسندیـد ما را به زمین اصلی راه بدهد.
باید خود را محـک بزنیم تا معلوم شـود: چه کسانی در راه رسیدن به هدف استقامت به خرج می دهند و چه کسـانی رفیـق نیمـه راه انـد؟ چه کسانی هـدف را شنـاخته اند و چه کسانـی هدفشان از گامهای الهی هم دنیا است!؟...
اگر در قبــال این انقـلاب که وجهـه ی الهی دارد، درست انجام وظیفه کنیم، پالس مثبتی خواهد بود به امام زمان ... برای مهیا بودن شرایط ظهور... برای قدرت اسلام و منزوی شدن شیطان...!
بسم الله...
...رهبر انقلاب: »باید برای انقلاب حرف بزنید، باید برای گفتمان انقلاب تلاش و کار کنید»
پیشنهادی سردبیر

۲۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «استقامت» ثبت شده است

نمی دانم چه جایی می روم! هیچ نمی دانم چه مکان بلند منزلتی مقصد من است! شما هم نمی دانید! اگر می دانستید الآن اینجا نبودید! شاهدم چیست:

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَوْ یَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِی زِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع مِنَ الْفَضْلِ لَمَاتُوا شَوْقاً وَ تَقَطَّعَتْ أَنْفُسُهُمْ عَلَیْهِ حَسَرَات‏.

از شوق زیارت قطعاً مرده بودیم، اگر فضیلت زیارت تو را درک کرده بودیم.

زیارت حسین علیه السلام خیلی خاص است! برای افراد خاص است و عمق خاصی دارد.

اما بین زیارتهای ایام مختلف، زیارت اربعین از همه خاص تر است و معنا و مفهوم دیگری دارد. بعد از چهل روز که از شهادت امام می گذرد، این پیاده روی ها یعنی: ای امام و پیشوای من! هنوز در  دل من جا داری و آن شور و عشقم به سردی نگراییده. چهل روز که چیزی نیست، چهل سال هم که بگذرد ما از دامان تو دست بر نمی داریم. به گفته ی زهیر بن قین: اگر هزار بار کشته شوم و زنده شوم و کشته شوم و خاکسترم را به باد دهند و دوباره زنده شوم، باز از یاری تو دست بر نمی دارم...

قدم به قدم این پیاده روی ها معنا دارد. یعنی: هستیم، با تو می مانیم، تا آخر، و هیچ خسته نمی شویم.

امام من! خستگی راه که چیزی نیست، فدای خستگی های دخترت در همین مسیر و راه کربلا تا کوفه. اماما! خرج سفر و دارایی من هم که قابل تو را ندارد، در راه تو از جان هم می گذرم، چون تو دین منی!

این سختی ها هیچ کدام چیزی نیستند که مرا از تو جدا کنند، نیستم مثل آنهایی که تو را به بهای خوشی خودشان فروختند!

قدم قدم گامهایم با تو سخن می گویند! یعنی: می مانم، به راه تو، هستم، پا به پای تو، می میرم، برای تو.

سختی های سفر را به جان می خرم تا لا اقل برای خودم به این نتیجه برسیم هنوز سختی ها مرا از تو جدا نکرده. هنوز شیطان در قلبم نفوذ نکرده و هنوز هجمه های شیطان انسی اراده ام را سست نکرده!

اماما! رفیق نیمه راه نیستم! خیالت راحت! روی ما حساب کن، هزاران 72 تن از دل این انقلاب برایت بیرون آمده. وقتی قیام است...

دانلود سخنرانی دکتر عباسی در روز ملی مقاومت

دانلود بخش اوّل:

: 114 روز مبارزه جبهه مقاومت-جنگ حزب الله و غزه

 

دانلود بخش دوم:

: جنگ ناتمام از صدر اسلام-جنگ داخلی با منافقان بنی امیه-اسلام همیشه از خودی هایی ضربه خورده که دشمن را بزرگ می بینند-عمار و ضرورت روشنگر

 

دانلود بخش سوم:

: سنگین آمدن جبهه اسلام برای جبهه کفر-مسؤولیت امروز ما-جریانهای صهیونیزم گرا

 

دانلود صوت یکجا

 

اگر ما مسلمانیم باید شیطان و حزب او را ضعیف حساب کنیم!

اینکه برای حزب شیطان قدرتی ماورائی در نظر داشته باشیم نوعی شرک به خدای عزّو جلّ است و گویا اینطور به ذهن آورده ایم که کارهای شیطان از تحت اختیار خداوند خارج شده است و قدرتی ما فوق اراده ی خداوند پیدا کرده است!

فکر جدیدی هم نیست، مسیحیت با این تفکر بزرگ شده اند که شیطان را قوی حساب کنند! آنها یاد گرفته اند که از شیطان بترسند و آن را رقیب خدا بدانند. انگار که از دست خدا در رفته و اشتباهی این شیطان را خلق کرده و به او قدرت داده؛ این را در فیلمهایی هم که می سازند می توانید مشاهده کنید.

آیات قرآن اما تأکید دارد که نباید برای حزب شیطات قدرتی در نظر گرفت و مرهوب آن شد:

إن کید الشیطان کان ضعیفاً (نساء 76)

إنه لیس له سلطان على الذین آمنوا و على ربهم یتوکلون (نحل 99)

ما حق نداریم که احساس ضعف کنیم:

وَلاَ یَحْزُنکَ الَّذِینَ یُسَارِعُونَ فِی الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَن یَضُرُّواْ اللّهَ شَیْئاً (آل عمران 176)

آیات متعددی هم دلالت دارد که عده ی کم از اهل حق در مقابل عده ی زیاد اهل باطل پیروز اند (در مورد معادله ی قدرت در امت اسلامی بیشتر صحبت خواهیم کرد [إن شاء الله]).

در روایات ما هم بر همین معنا تأکید شده:

- الإمام الکاظم ( علیه السلام ) - فی وصیته لهشام - : فله - أی لإبلیس - فلتشتد عداوتک ، ولا یکونن أصبر على مجاهدته لهلکتک منک على صبرک لمجاهدته ، فإنه أضعف منک رکنا فی قوته ، وأقل منک ضررا فی کثرة شره ، إذا أنت اعتصمت بالله فقد هدیت إلى صراط مستقیم.

(دشمنی خودت را نسبت به ابلیس شدت بورز و نباید که او در کوشش برای هلاک تو پافشاری بیشتری داشته باشد نسبت به پافشاری تو در مبارزه با او، زیرا در عین قدرت نمایی، از تو ضعیفتر است، و در عین اینکه شرش زیاد  است، از تو کم آفت تر است).

 

از طرفی خدا هیچ وقت به حزب شیطان قول نداده که آنها را در مسیر باطلشان یاری کند و پیشروی کارهایشان را تسریع ببخشد! در حالی که به حزب مؤمنان این وعده را داده که: اگر یک گام بردارید شما را دو گام پیش می برم:

وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ ( عنکبوت 69 )

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ ( محمد 7 )

(انفال 64-65 )یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَسْبُکَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ * یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِئَةٌ یَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یَفْقَهُونَ.

(اى پیامبر ، مؤمنان را به جنگ برانگیز . اگر از شما بیست تن باشند و در جنگ پایدارى کنند ، بر دویست تن غلبه خواهند یافت . و اگر صد تن باشند ، بر هزار تن از کافران پیروز مىشوند . زیرا آنان مردمى عارى از فهمند .)

هیچگاه خدا به جبهه باطل چک سفید امضا نداده و آینده را برای آنها تضمین نکرده؛ در حالی که در مورد حزب اهل ایمان چند بار این وعده ی مسلّم از خداوند تکرار شده که: العاقبة للمتقین ([هرچه می شود بشود، هر طور که می خواهد پیش برود، اما آخر الأمر]، عاقبت به دست اهل تقوا است)

فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ (مائده 56)

هیچ فرقی هم ندارد. وقتی شیطان اصلی قدرتی نداشت و در مقابل حزب خدا و مجاهدین راه حقیقت ضعیف و سست بنیان بود، نوچه های انسی و جنی او هم همین گونه خواهند بود. شیطان بزرگ آمریکا و صهیونیزم هم همینگونه خواهند بود؛ چنان که شاهد این ادعا را در رویارویی دو جبهه ایمان و کفر در سالهای أخیر با چشم خود دیده ایم و با عمق وجود این را درک کرده ایم که این هیمنه ی پوشالی بر پایه ای سست بنا شده است.

حتماً این آیه را از زبان سید مقاومت، سید حسن نصر الله شنیده اید؛ آیه ای که جریان مقاومتی او از نمونه های بارز آن و شاهد صدق آن است:

مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ (عنکبوت 41)

نتیجه اینکه در هیچ زمینه نباید برای شیاطین غربی قدرتی در نظر گرفت و نباید مقابله با توطئه های او را سخت و ناممکن حساب کرد! نه در زمینه ی فرهنگی و گسترش فساد، نه در زمینه ی تحریم و فشار اقتصادی، و نه در زمینه ی نظامی و تهدید جنگی و ...

با این وجود پس چرا این حزب ضعیف و بدون پشتوانه، اینقدر مؤثر عمل کرده و حزب خدا را به زحمت انداخته؟ چطور شیطان را ضعیف حساب کنیم در حالی که پا روی خرخره ی ما گذاشته و دارد ما را خفه می کند؟!

آنچه که هست باید دقت کنیم که در پناه خداوند، شیطان هیچ دسترسی به ما ندارد، اما چه کنیم که ما از تحت ولایت خداوند خارج شده ایم و با دست خودمان شیطان را به وجود خودمان راه داده ایم! شیطان قدرتی بر ما ندارد، تا زمانی که ما خود را در مقابل او نبازیم! شیطان قدرتی بر ما ندارد تا زمانی که در چشم ما هیمنه ای نداشته باشد و در چشم ما همچنان ضعیف و پوشالی باشد! شیطان قدرتی بر ما ندارد تا زمانی که به این معنا ایمان داشته باشیم که شیطان هیچ غلطی نمی تواند بکند! شیطان قدرتی بر ما ندارد تا زمانی که نمک گیر او نشویم و نخواهیم از او برای رسیدن به خواسته هایمان کمک بگیریم!

اما اولیای شیطان! خداوند در موردشان گفته:

الله ولیّ الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات إلی النور و الذین کفروا أولیاءهم الطاغوت یخرجونهم من النور إلی الظلمات.

إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکُونَ (نحل 100)

نباید به خود ترس راه بدهیم، ما تحت حمایت خدای قادریم! نباید اجازه بدهیم که شیطان و شیطانیان در نظرمان بزرگ جلوه کنند؛ و گرنه وقتی خودمان را در مقابل او ببازیم، دست حمایت خدا هم از سر ما برداشته می شود و ما می مانیم و شیطان!

وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ (آل عمران 139 ) إِنْ یَمْسَسْکُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَتِلْکَ الْأَیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِینَ آَمَنُوا وَیَتَّخِذَ مِنْکُمْ شُهَدَاءَ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ ( 140 ) وَلِیُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِینَ آَمَنُوا وَیَمْحَقَ الْکَافِرِینَ ( 141 ) أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِینَ جَاهَدُوا مِنْکُمْ وَیَعْلَمَ الصَّابِرِینَ ( آل عمران 142 )

سستى مکنید و اندوهگین مباشید ، زیرا اگر ایمان آورده باشید شما برترى خواهید جست . ( 139 ) اگر بر شما زخمى رسید ، به آن قوم نیز هم چنان زخمى رسیده است . و این روزگار است که هر دم آن را به مراد کسى مىگردانیم ، تا خدا کسانى را که ایمان آورده‌اند بشناسد و از شما گواهان گیرد . و خدا ستمکاران را دوست ندارد ، ( 140 ) و تا مؤمنان را پاکیزه گرداند و کافران را نابود سازد . ( 141 ) آیا مىپندارید که به بهشت خواهید رفت و حال آن که هنوز خدا معلوم نداشته است که از میان شما چه کسانى جهاد مىکنند و چه کسانى پایدارى مىورزند ؟ ( 142 )

همین که ولایت و قدرت شیطان را پذیرفتیم، هر قدر که پذیرفتیم او بر ما قدرت پیدا کرده است.

إن عبادی لیس لک علیهم سلطان إلا من اتبعک من الغاوین (حجر 42)

*****

و چه کنیم که حالا ما این قدرت را به شیطان داده ایم و به همین سادگی او را بر خود مسلّط کرده ایم!

وقتی آمریکا را کدخدای دنیا حساب می کنیم....

وقتی چشممان به تجهیزات دنیوی و پیشرفتهای علمی او خیره شده است و فکر می کنیم او با یک بمب تمام تجهیزات ما را خنثی می کند...

وقتی تحریم های او را در وضعیت آینده ی خود تعیین کننده می دانیم و تمام راههای خلاصی از این مشکل را بر خود مسدود می بینیم...

وقتی رسانه و تبلیغات ماهواره ای را در پیشبرد جنگ فرهنگی تعیین کننده می دانیم و می ترسیم به این عرصه ی جنگ وارد شویم...

وقتی با خود می گوییم: مگر می شود با آمریکا جنگید؟! مگر می شود در مقابل او ایستاد!

دیگر جای تعجّب ندارد که چرا امروز اینقدر شیطان بر ما قدرت پیدا کرده است!

آن روزها که می گفتیم: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، دائماً در حال پیشرفت بودیم؛ اما حالا کار به جایی رسیده که آمریکا ما را به غلط کردم انداخته است!

شیطان قدرتی ندارد، ما هستیم که با احساس ضعف، ضعیف شده ایم.

باید تجدید نظری در روحیه ی خود بکنیم. باید تجدید نظری در رأی دادن های خود بکنیم و به وعده های خدا بیشتر اعتماد داشته باشیم.

خداوند در طول تاریخ این سنت را عملاً به اثبات رسانده که هر قومی بخواهند از ایستادگی و مقاومت سر باز بزنند، دچار توقف و «درجا زدن» می شوند!

قوم حضرت موسی کاری را که به آنها محوّل شده بود نیمه کاره رها کردند. از آنها خواسته شد که برای جنگ وارد سرزمین مقدس شوند. اما آنها در جواب گفتند: ای موسی تو و خدایت بروید و این قوم زورگو را بیرون کنید تا ما داخل شویم! (مانده24) بنا به گفته ی قرآن عاقبت این قوم این شد که - علاوه بر از دست دادن ولیّ الهی، حضرت موسی- چهل سال در زمین حیران و سرگردان بودند (همان 26).

در روایات نحوه ی این سرگردانی اینطور توضیح داده شده: 

قال أبو عبد الله ( علیه السلام ) : « کانوا إذا أمسوا نادى منادیهم : استتموا الرحیل . فیرتحلون بالحداء والزجر ، حتى إذا أسحروا أمر الله الأرض فدارت بهم ، فیصبحوا فی منزلهم الذی ارتحلوا منه ، فیقولون : قد أخطأتم الطریق . (البرهان فی تفسیر القرآن ج2 ص267)

یعنی چهل سال کارشان همین بود که صبح تا شب در حال طی مسیر بودند و هر صبح که از خواب بر می خاستند می دیدند همان جای اوّل هستند! فکر می کردند راه را اشتباه آمده اند، در حالی که خداوند به زمین دستور داده بود که آن ها را به دور سر خودشان بگرداند!

انتهای این چهل سال و این سرگردانی ها چه زمانی بود؟ چه زمان خداوند از کوتاهی آنها گذشت و خطای آنها را نادیده گرفت؟

در روایات آمده: تکلیفی که بر عهده ی آنها قرار گرفته بود پس از سرپیچی، از آنها برداشته شد و به عهده ی فرزندانشان قرار گرفت. آنها بعد از حضرت موسی با همراهی جانشین آن نبیّ الهی وارد همان سرزمین مقدس شدند و ستمگران را به مدد الهی از آنجا بیرون کردند. و این بود پایان چهل سال سرگردانی .

عن مسعدة بن صدقة ، عن أبی عبد الله ( علیه السلام ) أنه سئل عن قول الله : * ( ادْخُلُوا الأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِی کَتَبَ اللَّه لَکُمْ ) * ، قال : « کتبها لهم ثم محاها ، ثم کتبها لأبنائهم فدخلوها ، والله یمحو ما یشاء ویثبت وعنده أم الکتاب » .

 

فلما أراد موسى أن یفارقهم فزعوا ، وقالوا : إن خرج موسى من بیننا نزل علینا العذاب.
ففزعوا إلیه وسألوه أن یقیم معهم ، ویسأل الله أن یتوب علیهم ، فأوحى الله إلیه : إنی قد تبت علیهم ، على أن یدخلوا مصر ، وحرمتها علیهم أربعین سنة یتیهون فی الأرض عقوبة لقولهم : * ( فَاذْهَبْ أَنْتَ ورَبُّکَ فَقاتِلا ) * .

 

این است که تنها راه خلاص در مسیر الهی همان مقاومت است و عاقبت کنار کشیدن از مبارزه و مقاومت چیزی نیست جز درحا زدن!

در همین مسأله ی هسته ای یادتان هست که وقتی مقاومت می کردیم، هر روز صفحه ای از پیشرفت به نفعمان ورق می خورد!

آن روزها رهبر بزرگوار دائماً می گفت: صبر کنید که این پیچ تاریخی خواهد گذشت و در پس آن راحتی در انتظار شماست. این تحریم ها باقی نخواهد ماند و خداوند وعده داده که در پی سختی، راحتی به ارمغان خواهد آمد.

اما مردم ما از مقاومت سر باز زدند. نتیجه چه شد؟ آیا آنهمه مقاومت به ثمر نشست؟! آیا آن آسایشی که در نزدیکی ما بود برایمان به ارمغان نشست؟

نه! معلوم است که نه!

ما بی صبری کردیم و با رأی به کنار گذاشتن مسأله هسته ای اعلام کردیم که از تحریم ها خسته شده ایم! نیتجه اش هم این شد که آن آسایشی که در چند قدمی ما بود، رفت که رفت...

تازه رسیدیم به سر جای اوّل! اگر تحریم ها برداشته شود تازه رسیده ایم به سر نقطه ی آغاز! آن موقعی که هیچ فعالیت هسته ای نداشتیم!

بعد از اینهمه ایستادگی و تحمّل مشقت امروز سرجای اولمان هستیم! مثل آن روزی که نه اقتدار هسته ای بود و نه تحریم و فشاری...

اگر قرار بود هسته ای را از دست بدهیم تا تحریم ها برداشته شود، پس چرا اصلاً از اوّل آستین بالا زدیم و دنبال مسأله ی هسته ای رفتیم؟! چرا اصلاً انقلاب کردیم و سعی کردیم شرّ افراد زورگو را از سرمان دور کنیم؟!

هیچ دیگر رهبر بزرگوار نمی گوید که اگر صبر کنید مشکلات را پشت سر می گذارید! آنچه می گوید فقط این است که: اگر راه امام را کنار بگذاریم سیلی خواهیم خورد...

 

این ور خطی ها و آن ور خطی ها دعوایی دیرینه دارند.

این ور خطی ها حال خوبی دارند و آن ور خطی ها این را نمی فهمند! آن ور خطی ها هم فعلاً حال خوشی دارند، گرچه نمی دانند که چه لذتهای عمیقی را از دست داده اند و چه خطرتاتی در انتظار آنهاست! به هر حال مسلّم این وسطی ها دارند الکی خودشان را اذیت می کنند؛ و دائماً از این ور خط و از آن ور خط طعنه می خورند که: یا بیایید این ور، یا بروید آن ور! این چه کاری است که دو دل و مردّد در آن وسط پا پیش و پس می گذارید و اینقدر خودتان را آزار می دهید؟!

وسطی بودن بد دردی است! وسطی ها کم هم نیستند! آنهایی که در صف خوبان هستند، اما از مزایای خوبان خالص بی بهره اند؛ نه مثل خوبترین ها پشتشان به حمایت خدا گرم است و نه مثل آدمهای خالص بد، خدا آنها را به حال خودشان رها کرده تا هرکاری دلشان می خواهد بتوانند بکنند!

خوب اند، اما نمی توانند خوبی را به نتیجه و فرجام برسانند و کار را نیمه کاره رها می کنند! زحمت می کشند اما زحمت را حیف می کنند و دسترنج زحماتشان را نمی بینند.

می خواهند خوب باشند، اما گاهی مرتکب اشتباهی می شوند که مستحق تنبیه و توبیخشان می کند. خوب اند، اما نه آنقدر خالص که طعم خوبی را بچشند و سختی های در مسیر حق بودن به کامشان شیرین بیاید!

بعضی از این وسطی ها زبان به گلایه هم باز می کنند و از اینکه راه خوبی را انتخاب کرده اند ابراز پشیمانی هم می کنند؛ غافل از اینکه مسیر مسیر صحیحی است، اما کو رهرو؟!

به جمهوری اسلامی رأی می دهند اما یادشان می رود که: تا گناه هست، برکت نیست! حریم امنی برای خود در نظر می گیرند و دائم گناه می کنند، بعد هم تعجّب می کنند که چرا اینقدر نعمت ها به آنها پشت می کنند؟!

وانمود می کنند که: خدا حلال مشکلات است! خدا هم راه را به آنها نشان داده: «قاتلوهم حتی لا تکون فتنة» (آنقدر بجنگید که بساط فتنه و اذیت و آزارهای جبهه شیطان برچیده شود). اما پای استقامت که می رسد پا پس می کشند و با جام زهر، کارها را نیمه تمام می گذارند! (اگر حزب شیطان منزوی می شد کار تمام بود، اما با پذیرش قطعنامه ها دوباره شیطان نیرو گرفت)

فکر می کنند که دَین خود را نسبت به راه انقلاب ادا کرده اند و سپس بر معیار دنیا و شهوت، به افرادی قدرت می دهند که هیچ ربطی به دین و پاکی ندارند! گویا از رأی به جمهوری اسلامی خسته شده اند که به بنی صدرها رأی می دهند!

چیز تازه ای هم نیست! اطرافیان امیر المؤمنین هم بعد از اینکه ایشان را بر سر کار آورند، چند صباحی نگذشت که به حکمیت ابوموسی اشعری تن دادند و دست علی علیه السلام را بستند. مردم کوفه هم با نامه دعوت، به استقبال حسین علیه السلام آمدند، اما عبید الله بن زیاد را گزینه ای چرب تر یافتند و مسیر مستقیم را رها کردند.

جندین بار از این کارهای نیمه کاره، ظهور عقب افتاده و تحمل نکردن زحمتی کوتاه، زحمات هزار ساله به گردن ما انداخته، و ما هنوز که هنوز است از گذشته ی خودمان پشیمان نیستیم.

عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع إِنَّ عَلِیّاً ع کَانَ یَقُولُ إِلَى السَّبْعِینَ بَلَاءٌ وَ کَانَ یَقُولُ بَعْدَ الْبَلَاءِ رَخَاءٌ وَ قَدْ مَضَتِ السَّبْعُونَ وَ لَمْ نَرَ رَخَاءً فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع یَا ثَابِتُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى کَانَ وَقَّتَ هَذَا الْأَمْرَ فِی السَّبْعِینَ فَلَمَّا قُتِلَ الْحُسَیْنُ اشْتَدَّ غَضَبُ اللَّهِ عَلَى أَهْلِ الْأَرْضِ فَأَخَّرَهُ إِلَى أَرْبَعِینَ وَ مِائَةِ سَنَةٍ فَحَدَّثْنَاکُمْ فَأَذَعْتُمُ الْحَدِیثَ وَ کَشَفْتُمْ قِنَاعَ السِّتْرِ فَأَخَّرَهُ اللَّهُ وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ بَعْدَ ذَلِکَ وَقْتاً عِنْدَنَا وَ یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ قَالَ أَبُو حَمْزَةَ وَ قُلْتُ ذَلِکَ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ قَدْ کَانَ ذَاکَ.

هزار سال گذشته و هنوز مردم به این باور نرسیده اند که تنها راه مقاومت است! راه مبارزه را شروع می کنند، اما از ادامه ی آن خسته می شند و چون آن را به پایان نمی رسانند، آن خوشی را که منتظرش بودند نمی بینند! باور ندارند که برای رسیدن به آسایش باید از سختی عبور کرد، نه اینکه از آن فرار کنند! (فإنّ مع العسر یسراً).

چیزی نمانده که شیطان منزوی شود، چیزی نمانده که اولیای شیطان از جبهه حق قطع امید کنند، که ناگاه رهپویان راه حق از ادامه ی راه خسته می شوند و به سازش با شیطان تن می دهند. اشتباهی که در طول تاریخ بارها تکرار شده و اهل حق سیلی این کوتاهی را خورده اند.

حرف امام همان حرف قرآن بود که فرمود: جنگ جنگ تا رفع فتنه از کلّ عالم (حَتَّى لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ) (بقره 193). اما جام زهر را به او نوشاندند و کار ناقص ماند!

 هنوز فتنه و فتنه جو در عالم کدخدایی می کند و مردم از دست کدخدا کسب عزّت و آسایش می کنند! غافل که خدا فرموده: الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَیَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا.

اگر می خواستند از شیطان کسب عزّت کنند، پس چرا از همان اوّل صف خود را از صف ولایت الله خارج نکردند؟ چرا راه را تا نیمه آمدند، جایی که راه بازگشتی برایشان باقی نمانده است؟ چرا پس از رویارویی با این سگ هار، به آن پشت کردند و چنین تعقیب و گریزی را برای خود رقم زدند؟

این را تنها قوم پیروز فهمید، که تنها راه مبارزه است، و این مبارزه ادامه دارد تا جایی که ریشه های فتنه در عالم بخشکد و فریاد شیطان به آسمان بلند شود. آنها کسانی هستند که به این باور رسیده اند: قدرت دشمن در ضعف ماست!

این را قوم موسی پس از اینکه او را از دست دادند فهمیدند! ابتدا از مبارزه سر باز زدند و تاوان این کوتاهی برایشان شد: 40 سال سرگردانی! و پایان 40 سال زمانی بود که عَلَم زمین افتاده ی مبارزه را دوباره بر افراشتند و با رهبری جانشین حضرت موسی به سرزمین مقدّس سرازیر شدند و ستمگران را از آنجا بیرون کردند... (رجوع به تفاسیر ذیل آیه 20 به بعد از سوره مائده).

عجیب نیست که از بین ائمه معصوم شرایط رسیدن به زندگی مطلوب و ایده آل تنها برای امام زمان مهیا می شود! زیرا اوست که یارانی دارد «کأنّهم بنیان مرصوص». مثل کوه مقاوم، که کار را به انتها می رسانند. این امام با چنین یارانی است که می تواند تفسیر وعده ی الهی باشد، آن وعده ای که خدا به پیامبرش نوید داده بود: هو الذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کلّه ولو کره المشرکون. (توبه 33)

 

بخشی از سخنرانی استاد پناهیان مرتبط به موضوع

«می‌دانید که وقتی بنی اسرائیل از زیر بار ستم فرعون رها شدند و پیروز شدند چه معجزاتی برای‌شان رخ داد. از باز شدن رود نیل گرفته تا جوشیدن دوازده چشمه از دل سنگ برای دوازده قوم (فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَیْناً؛ بقره/۶۰) و اینکه از آسمان غذای پخته و آماده برایشان نازل می‌شد.(أَنْزَلْنا عَلَیْکُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوی؛ بقره/۵۷) اما همۀ این زحمت‌ها را یک نفر به باد داد!

یک موسی(ع) است و یک قوم بنی‌اسرائیل و یک داستان بزرگ تاریخی و آن‌همه شکنجه و نجات و منجی و یک سامری! و سامری کسی بود که بعد از این‌همه معجزه، این‌همه شکنجه و زحمت، مردم را گوساله‌پرست کرد.

پیامبر(ص): گروهی از امت من بر دین «سامری» هستند و شعارشان «جنگ نباشد!» است/ امامِ اینها ابوموسی اشعری است

سلمان فارسی فرمود که پیامبر گرامی اسلام(ص) چنین می‌فرماید: «امت من به سه دسته تقسیم خواهند شد؛ ۱. فرقه‌ای بر حق هستند باطل نمی‌تواند یک ذره از آنها کم کند، مرا و بچه‌های مرا دوست دارند؛ مَثل اینها مثل طلای نابی است که هرچقدر این طلای ناب را در آتش ببری و شکنجه دهی و بگدازی، جز عیار طلای او اضافه نخواهد شد. ۲. فرقه‌ای هستند که بر باطل هستند حق نمی‌تواند یک ذره از باطل بودن آنها را کم کند؛ یُبْغِضُونِّی وَ یُبْغِضُونَ أَهْلَ بَیْتِی؛ اینها از من بدشان می‌آید و از اهل‌بیت من متنفر هستند. مانند آهنی که هرچقدر آنرا در آتش ببری، جز سیاهی به آن اضافه نخواهد شد تَفْتَرِقُ أُمَّتِی ثَلَاثَ فِرَقٍ فِرْقَةٌ عَلَى الْحَقِّ لَا یَنْقُصُ الْبَاطِلُ مِنْهُ شَیْئاً یُحِبُّونِّی وَ یُحِبُّونَ أَهْلَ بَیْتِی مَثَلُهُمْ کَمَثَلِ الذَّهَبِ الْجَیِّدِ کُلَّمَا أَدْخَلْتَهُ النَّارَ فَأَوْقَدْتَ عَلَیْهِ لَمْ یَزِدْهُ إِلَّا جَوْدَةً وَ فِرْقَةٌ عَلَى الْبَاطِلِ لَا یَنْقُصُ الْحَقُّ مِنْهُ شَیْئاً مَثَلُهُمْ مَثَلُ الْحَدِیدِ کُلَّمَا أَدْخَلْتَهُ النَّارَ فَأَوْقَدْتَ عَلَیْهِ لَمْ یَزِدْهُ إِلَّا شَرّاً؛»(امالی مفید/ص۳۰)

بعد می‌فرماید: «وَ فِرْقَةٌ مُدَهْدَهَةٌ عَلَى مِلَّةِ السَّامِرِیِّ؛ یک گروهی هم هستند که مذبذب هستند (یعنی در این میانه گیج هستند. معلوم نیست که دشمن اهل‌بیت(ع) هستند یا دوست اهل‌بیت(ع) هستند) اینها بر دین سامری هستند» شعار سامری چه بود؟ سامری یک شعاری داشت؛ هر کسی نزدیکش می‌شد می‌گفت «به من دست نزنید؛ لا مِساسَ»(سورۀ طه/۹۷) یعنی مرا مسّ نکنید. ظاهرا به خاطر ترس و وحشتی که از اجتماع و مردم در او پیدا شده بود و از مردم و اجتماع فراری بود. به هر حال این «لا مِساسَ» تکیه‌کلام او بوده است. پیامبر(ص) در ادامۀ روایت می‌فرماید: «این گروه مذبذب که بر دین سامری هستند، نمی‌گویند «لا مِساسَ» بلکه تکیه‌کلام یا شعارشان این است «لا قتال» یعنی «جنگ؛ نه!» امام اینها عبدالله بن قیس اشعری، یعنی همان ابوموسی اشعری است؛ لَا یَقُولُونَ لا مِساسَ لَکِنَّهُمْ یَقُولُونَ لَا قِتَالَ إِمَامُهُمْ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ قَیْسٍ الْأَشْعَرِی»(امالی مفید/ص۳۰)

ابوموسی اشعری با شعار «جنگ نباشد» و گفتن اینکه «مردم از جنگ خسته شده‌اند» نتیجۀ یک مذاکرۀ شکست‌خورده‌ را به امیرالمؤمنین(ع) تحمیل کرد که بعد از آن موجب خونریزی‌های فراوانی در جهان اسلام شد. به حدّی که امیرالمؤمنین(ع) بعد از آن ماجرا، رسماً در قنوت نمازش ابوموسی اشعری را لعن می‌کرد. (عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَعْقِلٍ، عَنْ عَلِیٍّ (ع): أَنَّهُ قَنَتَ فِی الصُّبْحِ فَلَعَنَ مُعَاوِیَةَ وَ عَمْرَو بْنَ الْعَاصِ وَ أَبَا مُوسَى وَ أَبَا الْأَعْوَرِ وَ أَصْحَابَهُمْ.(امالی طوسی، ۷۲۵)

امیرالمؤمنین خطاب به حسن بصری که در جنگ جمل طرفدار مخالفان حضرت بود، اما در جنگ شرکت نکرد، فرمود: «هر قومی یک سامری دارند و این(حسن بصری) سامری این امت(در میان بصریون) است، او مانند سامری نیست که از اجتماع می‌ترسید و لا مساس می‌گفت، بلکه از جنگ می‌ترسد و «لَا قِتَال» می‌گوید؛ أَمَا إِنَّ لِکُلِّ قَوْمٍ سَامِرِیٌّ وَ هَذَا سَامِرِیُّ هَذِهِ الْأُمَّةِ، أَمَا إِنَّهُ لَا یَقُولُ لا مِساسَ وَ لَکِنْ یَقُولُ لَا قِتَالَ(احتجاج/۱/۱۷۲)

ابوموسی اشعری نیز در روایات متعدد سامری این امت شمرده است؛ او با شعار «لاقتال» یا «جنگ نه!» در واقع آغاز فتنه‌های عظیم و جنگ‌های بزرگ را رقم کرد؛ چون پس از اشعث، او بود که کار امیرالمؤمنین(ع) را سُست کرد و کار را به فتنه‌های بعدی کشاند.

در روایت دیگری هست که ابوموسی اشعری جاثلیق این امت است. (جَاثَلِیقِ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ هُوَ أَبُو مُوسَى الْأَشْعَرِی‏؛ خصال/۲/۵۷۵) جالب اینجاست که اینها قبل از ابوموسی اشعری(یعنی در زمان رسول خدا(ص)) گفته شده است و خبرش را از قبل داده‌اند. (شاید منظور از جاثلیق، کسی باشد که دین دارد ولی دینش از سیاست جداست) در آن زمان هم مظهر معنویت سکولار، ابوموسی اشعری بود.»

منبع

 

 

 

 

 

النساء ،آیه 5:

فلیقاتل فی سبیل الله الذین یشرون الحیاة الدنیا بالآخرة و من یقاتل فی سبیل الله فیقتل أو یغلب فسوف نؤتیه أجرا عظیما * وما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله والمستضعفین من الرجال والنساء والولدان الذین یقولون ربنا أخرجنا من هذه القریة الظالم أهلها واجعل لنا من لدنک ولیا واجعل لنا من لدنک نصیرا * الذین آمنوا یقاتلون فی سبیل الله والذین کفروا یقاتلون فی سبیل الطاغوت فقاتلوا أولیاء الشیطان إن کید الشیطان کان ضعیفا 71 - 76 .

 

 

در همین زمینه دانلود کنید:

سخن رهبری:  پایان تحریمها 

برادر شهید (همین چند روز پیش در سالگرد شهادت برادر در عملیات مرصاد) می گفت: آخرین باری که به خانه آمد، قلم به دست گرفت و گوشه ای شروع کرد به نوشتن؛ وصیت نامه را نوشت و رفت؛ گویی می دانست که دیگر باز نخواهد گشت.

قطعه ای که در اینجا انتخاب کرده ام در وصیت چندی از شهدا با تعابیر مختلف تکرار شده، حتماً بخوانید که سخن دیروز شهید نوری برای یافتن راه امروز ماست:

«اولین مطلبی که می خواهم عرض کنم، به امت شهید پرور و قهرمان ایران است، و آن اینکه باید بدانید شما در لحظه ای از تاریخ قرار گرفته اید و در زمانی قرار گرفته اید که خداوند مسؤولیت حصول 14 قرن مبارزه و تلاش شیعه را که بر روی رود خون شنا کرده و تا به اینجا رسیده را در اختیار شما گذارده و بدین وسیله شما را مورد آزمایش قرار داده است و بدانید که خداوند شما را در این مرحله از تاریخ بوسیله ی 3 عامل بزرگ مورد آزمایش قرار داده است: اولین آزمایش، پیروزی بزرگ انقلاب اسلامی ایران بود و دومین آزمایش شروع جنگ و تحمیل آن بر ملت مظلوم ایران و سومین آن که از همه مهم تر و مشکل تر است ادامه ی جنگ تا پیروزی نهایی و تثبیت انقلاب می باشد، و خداوند در این آزمایش امام را بوسیله ی امتش و امت را بوسیله ی امامش مورد آزمایش خویش قرار داده است و بدانید که ادامه ی جنگ توأم با بسیاری از نارسائی ها و سایر مشکلات می باشد، ولی در نهایت پیروزی از آن مسلمین و متقین است و این وعده ای است که خداوند بزرگ در قران کریم داده، می فرماید: (بقره 214: أم حسبتم أن تدخلوا الجنّة و لما یأتکم مثل الذین خلوا من قبلکم مسّتهم البأساء و الضرّاء و زلزلوا حتّی یقول الرسول و الذین آمنوا معه متی نصر الله، ألا إنّ نصر الله قریب... و آیه ی شریفه ای که تلاوت شد آیه ای است که در جنگ احد که سختترین جنگ مسلمانان بود و شکست هم نصیب آنها گردید، خداوند به آنها وعده ی یاری و نصرت می دهد...».

بخشی از وصیت نامه شهید علی اصلانی

همدان- سیمین

مشاهده وصیت نامه

برخی می گویند: خوب شد! کمی جلوی آمریکا نرمش نشان دادیم و آنها هم آرام شدند و می خواهند دست از سر ما بردارند.

اما...

آمریکا وقتی می بیند که می تواند با تحریمها ایران را پای میز مذاکره بیاورد! می تواند با تحریم ها از ایران باج گیری کند و امتیازات بیشتری بگیرد! حالا چرا باید تنور به این داغی را از دست بدهد؟! اگر شما جای آمریکا بودید به همین راحتی تحریم ها را بر می داشتید؟

این اشکال به دولت هم نیست! بیشتر اشکال به مردم است که در مقابل تحریم ها از خودشان بی صبری نشان دادند؛ حالا کار به جایی رسیده که در توافق صورت گرفته پر واضح است که بنا ندارد تحریم ها را به این سادگی بردارند! مگر اینکه کمال استفاده را از این تنور داغ ببرند! یعنی در مراکز نظامی و تسلیحاتی ما هم نفوذ کنند و به تمام اسرار محرمانه ی ما پی ببرند! آمار دانشمندان ما را در بیاورند و از آنها هم بازجویی کنند.

بنا به تعالیم قرآن، آنها حتی به این مقدار هم راضی نمی شوند!

لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتّی تتبع ملتّهم (یهود و نصاری از تو راضی و خوشنود نمی شوند مگر اینکه کاملاً تابع آئین آنها شوی)! 

یعنی وقتی یکی از خود آنها شدی می توانی امید داشته باشی که با تو همکاری کنند و دست از سرت بر دارند! اما اینکه بخواهی مسلمان باشی و با این حال از شرّ آنها در امان باشی... آن چه اسلامی است که برای مستکبران قابل تحمّل است و سنگین نمی آید! چطور توقع داشته باشیم که شیطان دست از سر فرزندان آدم بر دارد و آنها را برای پیمودن راه حق، راحت بگذارد!

خلاصه اینکه هسته ای بهانه است!

راه بازگشتی نیست! تنها راه پیش رو مقاومت است و باید تا آخر ادامه داد... تا جایی که شیطان منزوی و ضعیف شود و از سر ناچاری و احساس ضعف پا پس بکشد...

 

برای اینکه بهتر متوجه شوید داشتیم به کجاها می رسیدیم، ولی مسیرمان به کجاها کج شد و چه کلاه گشادی سرمان رفت، این سخنان و اظهارات طرف غربی را از زبان خودشان بشنوید:

وقتی اوباما در کنگره با این سؤال مواجه شد که شما که ابزار تحریم را دارید و می‌گویید تحریم اثر کرده است، چرا آن قدر بر این ابزارتان پافشاری نمی‌کنید و میزانش را بالا نمی‌برید تا ایران بالکل تسلیم شود؟ اوباما در پاسخ گفت:

«میزان تحریم‌ها قبلاً با میزان رشد ایران برابر بود؛ اما از مقطعی ما به خاطر عدم همراهی چین و روسیه دیگر نتوانستیم تحریم‌ها را بیشتر کنیم اما ایران همچنان بر تعداد سانتریفیوژهایش افزوده می‌شد و روزبه‌روز مواد خام بیشتری تهیه می‌کرد. لذا ما می‌بایست این برگ برنده را از ایران می‌گرفتیم که در این توافق این اتفاق افتاد.»

خود آمریکایی‌ها اذعان کرده‌اند که اگر این توافق صورت نمی‌پذیرفت آن‌ها قادر به تشدید بیشتر تحریم‌ها نبودند:

«افزون بر این، اگر توافق مرحله ای حاصل نمی‌شد، تحریم های بین‌المللی با خطر فروپاشی روبرو می‌شد زیرا ایران می توانست ادعا کند که در مذاکره جدی بوده اما غرب جدی نبوده است. در این صورت ما نمی‌توانستیم شرکای خود را به ادامه کار و اجرای تحریم متقاعد سازیم. حالا که توافق حاصل شده است، ما می توانیم برنامه ایران را متوقف کنیم و به عقب برانیم و به ایران یک گزینه بدهیم: به تعهدات خود عمل و برای رسیدن به معامله نهایی با حسن نیت مذاکره کند وگرنه جامعه جهانی با تحریم و فشار بیشتر پاسخ می دهد.»

سایت منبع

*************************

دانلود کنید:

رهبری در مجلس ششم: حد یقف فشار آمریکا کجاست؟

باعث افتخار ما ایرانیان است که این آیه ی شریفه به قوم ما تفسیر شده است:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ.

ای کسانی که ایمان آورده اید، هر کس از شما از دینش خارج شود [به خدا ضرری نمی زند]، خداوند [به جای شما] قومی را خواهد آورد که خدا آنها را دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند، بر مؤمنین مهربان و خاضع، و در برابر کافران سرسخت و استوار اند، در راه خدا جهاد می کنند و از هیچ سرزنش کننده ای هراس ندارند. این فضل خداست که آن را به هرکس بخواهد می بخشد...

در تفسیر جوامع الجامع ج1 ص509 در ذیل این آیه آمده: وقیل : هم أهل الفرس وأن رسول الله ضرب بیده على عاتق سلمان فقال : هذا وذووه.

بنا بر قولی، اینها [که در آیه به آنها اشاره شده] فارسی زبانان هستند. رسول خدا بر شانه ی سلمان فارسی زد و فرمود: این مرد و قوم او همان کسانی هستند که آیه در وصف آنهاست.

البته از مجموع آیات و روایات می توان برداشت کرد که این یک سنّت جاری الهی است که گروهی برای مدتی مشمول فضل خدا [که در آیه آمده] می شوند و محبوب خدا قرار می گیرند و سپس از خود سستی نشان می دهند و رو به سردی می گرایند، خدا هم قوم قبلی را تنبیه می کند و قوم بعدی را جایگذین می کند!

همین اصحاب پیامبر که خدا آنها را تهدید می کند: (... دیگران را جایگذین شما می کنیم!) کسانی هستند که پیش از این مورد ستایش آیات قرآن قرار گرفته بودند و همین اوصاف در حقّشان آمده بود:

مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ.

محمّد (ص) فرستاده خداست؛ و کسانى که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند؛ پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود مى‏بینى در حالی که همواره فضل خدا و رضاى او را مى‏طلبند؛ نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است...

آیه ی قبلی در مورد اصحاب امیر المؤمنین و یاران امام زمان نیز تفسیر شده است.

اینها همه نشان می دهد که هر قومی تا زمانی که بر این آرمانها ثابت قدم هستند، برگزیده ی خدا و مورد عنایت او هستند.

بارزترین ویژگی این اقوام که محبوب خدا می شوند چیست؟ خدا چه توقعی از «قوم برتر» دارد؟

آنچه که در هر دو آیه آمده: دوستی با دوستان خدا و دشمنی و سرسختی در برابر دشمنان خدا است.

قوم ما اگر-  به مقتضای روایت فوق- مورد تأیید خدا قرار گرفتند به خاطر سر سختی آنها در جنگ هشت ساله و دشمن شناسی آنها و به خاطر شعار «مرگ بر آمریکا» است که از عمق وجودشان بر می آید.

نکند شیطان (که شیطان بزرگ همان آمریکاست) در لباس دوست خود را بزک کند و حالا که با او داریم مذاکره می کنیم، ماهیت خبیث او را نادیده بگیریم و دشمنی ها را فراموش کنیم! اگر اینطور بشود مبتلی به عاقبت همان آیه می شویم که: (خدا ما را می برد و بهتر از ما را می آورد!). همان سخنی که رهبر انقلاب فرمودند: «اگر راه امام را گم کنیم یا فراموش کنیم یا خدای نکرده عمداً به کنار بگذاریم، ملّت ایران سیلی خواهد خورد.»

«اگر راه امام را گم کنیم یا فراموش کنیم یا خدای نکرده عمداً به کنار بگذاریم، ملّت ایران سیلی خواهد خورد.»(امام خامنه ای 14 خرداد).

این کدام گناه بزرگ است که تبعات آن دامنگیر تمام امت می شود؟

این یک گناه فراگیر و اجتماعی است و إلا گناههای فردی دامنگیر افراد می شود نه اجتماعات. خدا زمانی برای یک اجتماع عذاب فرو می فرستد که غالب مردم از خط قرمزها عبور کنند و یا بی اهمیت باشند و عکس العملی نشان ندهند.

حالا مردم ما در معرض کدام خطاها هستند که شاید سیلی بخورند؟

مردم ما در برهه ای از زمان الگوی ایستادگی برای تمام مردم مستضعف جهان شدند. حالا اگر پشت آنها را خالی بگذارند و به آنها آسیبی برسد، گناه آن دامنگیر ما خواهد شد. این به خاطر فضیلتی است که خدا به ما داده بود و ما الگوی مردم جهان شده بودیم و ملزم بودیم این را حفظ کنیم. همچنان که قوم بنی اسرائیل در برهه ای از زمان بر جهانیان فضیلت پیدا کردند (یا بنی اسرائیل اذکرو نعمتی التی أنعمت علیکم و أنّی فضلتکم علی العالمین)، اما پس از آن این قوم ناشکری کردند و از خدا سیلی خوردند (و لئن کفرتم إنّ عذابی لشدید).

رای به روحانی

تصوّر کنید که رأی به روحانی معنایش خستگی از مقاومت و ایستادگی بود. یعنی تحریم ها ما را خسته کرده و دیگر نمی خواهیم نسبت به آمریکا اظهار دشمنی کنیم. به دنبال این عدم ایستادگی و این اشتباه بزرگ در معرض خطر بلاهای الهی قرار گرفتیم. تا حدودی هم خدا عرصه را بر ما تنگ تر کرد؛ چون امام حسین علیه السلام فرموده بود: هرکس از راه معصیت در پی رسیدن مقاصد خود باشد، آنچه که در پی آن بود را از دست می دهد و آنچه که می ترسید بر سرش می آید.

اما دوباره، کاری کردیم که می توانست جبران اشتباه گذشته باشد: راهپیمایی 22 بهمن و اجتماع با شکوه اربعین حسینی. خدا فرصتی دوباره داد و در معرض یک امتحان بزرگتر قرار گرفتیم! با اینکه هسته ای را کنار گذاشته بودیم، سختی ها و مشقت ها بر ما بیشتر شد تا بار دیگر برای ما مسلّم شود که دست دوستی با آمریکا هیچ دردی را دوا نمی کند. اما ...

اما ما دوباره تحلیل غلط به کار بستیم و فکر کردیم که این سختی ها به خاطر ایستادگی در مقابل ظالم است، در نتیجه آنقدر ستسی نشان دادیم که گویا از جامعه ی الهی دل بریدیم و از آرمانها دست برداشتیم. دوباره در رأی دادن هایمان این خستگی را نشان دادیم و به کسانی رأی دادیم که طرفدار مماشات با آمریکا هستند...

 اینجا می شود که مردم ما یاری خدا را از دست می دهند و مستحق آن سیلی بزرگ خواهند بود. چون خداوند فرموده: وَلَن تَرْضَى عَنکَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ ... وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ الَّذِی جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ نَصِیرٍ

هرگز یهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‏هاى آنها شوى، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروى کنى. ... و اگر از هوى و هوسهاى آنان پیروى کنى، بعد از آنکه آگاه شده‏اى، هیچ سرپرست و یاورى از سوى خدا براى تو نخواهد بود.

مرا یاد داستان حضرت آدم می اندازد که در یک امتحان کوچک در مقابل شیطان مماشات کرد و باب میل او از میوه ی ممنوعه خورد، سپس با سالها توبه و گریه و توسّل از خدا فرصتی دوباره گرفت. اما در این فرصت دوباره، امتحان سخت تر شده بود و باید سالها با پستی و بلندی های این دنیا دست و پنجه نرم می کرد؛ همه و همه فقط به خاطر یک بله گفتن به شیطان!

 

چرا امام زمان باید بیاید؟

-  وقتی مردم ما تحت تأثیر تبلیغات ماهواره اند

-  وقتی مردم به شکم رأی می دهند

-  وقتی عزمی برای اصلاح گذشته و جبران اشتباهات وجود ندارد

-  وقتی مردم برای خود سهمی از وظیفه را برای اصلاج جامعه قائل نیستند

-  وقتی اعتقادی به مبارزه با شیطان وجود ندارد

-  وقتی مردم گرسنگی نکشیده، از استقامت خسته شده اند

-  وقتی نصرت خدا را می بینند ولی چشم به دست شیطان می دوزند

-  وقتی حاضر نیستند به خاطر خدا به خودشان رحم کنند و کالای ایرانی مصرف کنند

با چه رویی به امام زمان بگوییم: آقا بیا!


 

شهدا چه خبر

در عالم شهدا قائل به اتفاق نیستم! چون شهدا زنده اند! زنده تر از ما که در خواب غفلتیم... حتماً برای ما خبری دارند! سالها مفقود الأثر بودند و امروز خلوتشان را به هم زده اند و به معرکه آمده اند. تریبون به دست گرفته اند و برای ما حرفی برای گفتن دارند. شانس نیست که اینهمه شهید بعد از 30 سال تصمیم گرفته اند خودشان را نشان بدهند.

شهدای مظلوم کربلای چهار! خبری شده؟ می دانم که پیامی برای من دارید، پیامی مهم که جمع شما را به تلاطم انداخته و مأمور ابلاغ آن به من هستند.

شاید پیامتان با علّت شهادتتان مرتبط باشد. شاید می خواهید تکرار تاریخ خودتان را به ما هشدار بدهید. شانس نیست که این شهدا از عملیات کربلای 4 هستند. در کربلای چهار بر شما چه گذشت...؟

بوی خطر می آید... بوی توطئه... بوی خیانت... آن هم در آستانه ی به نتیجه رسیدن دو سال مذاکرات...

قبل از انقلاب وضع افتضاح بود و پدران ما علیه شاه قیام کردند، بعد از انقلاب انتظار می رفت همه مشکلات تمام شود، اما تازه درد سرها شروع شد! جنگ و فتنه و تحریم و ... هنوز بعد از 30 سال خیلی ها ناراضی هستند و می گویند: نرسیدیم به آنچه می خواستیم.

چیز عجیبی نیست! قوم حضرت موسی هم که داستانش در قرآن آمده برای آمدن منجی دعا کردند تا آنها را از دست فرعون نجات بدهد؛ اما بعد از اینکه حضرت موسی آمد تازه مشکلات شروع شد! حالا باید آستین بالا می زدند و با دستان خودشان ظالمان و ستمگران را برکنار می کردند. به موسی گفتند:

قَالُواْ أُوذِینَا مِن قَبْلِ أَن تَأْتِینَا وَمِن بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَالَ عَسَى رَبُّکُمْ أَن یُهْلِکَ عَدُوَّکُمْ وَیَسْتَخْلِفَکُمْ فِی الأَرْضِ فَیَنظُرَ کَیْفَ تَعْمَلُونَ.

«گفتند ای موسی! پیش از آمدن تو اذیت کشیدیم و پس از آمدن تو هم اذیت کشیدیم! موسی پاسخ داد: امید داشته باشید که خدا دشمن شما را هلاک کند و شما را جانشینان زمین قرار دهد، تا ببیند بعد چه می کنید!»

آخر هم طاقت نیاورند و نیمه ی راه، رسالت را ناتمام رها کردند!

قَالُوا یَا مُوسَى إِنَّ فِیهَا قَوْمًا جَبَّارِینَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىَ یَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِن یَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ... [تا آیه:] قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعِینَ سَنَةً یَتِیهُونَ فِی الأَرْضِ فَلاَ تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ.

خلاصه معنا: موسی گفت: نعمت های خدا را یاد بیاورید که به شما ارزانی داشت و عقب گرد نکنید! وارد سرزمین مقدسه شوید و ستمگران را از آنجا بیرون کنید. گفتند: ای موسی اینها سرکش و جبار اند و تا آنها اینجا باشند ما داخل نمی شویم. تو با خدایت بروید و آنها را بیرون کنید تا ما داخل شویم! موسی گفت: خدایا من اختیار آنها را در دست ندارم.... عاقبت کارشان این شد که 40 سال سرگردان در زمین می گشتند و جایی برای مأوی گزیدن نداشتند.

پس نباید توقع داشت حتی با ظهور امام زمان، به محض ظهور عالم گلستان شود:

ابن عقده گوید: ... به امام باقر علیه السلام عرض کردم: مرجئه می گویند: زمانی که مهدی (عج) قیام کند، همه چیز رام او می شود و به یک چشم به هم زدن همه ی امور اصلاح می شود و قطره ای خونریزی نمی شود! امام فرمود: نه هرگز، به آن خدایی که جان من در دست اوست چنین نیست! اگر بنا بود به همین سادگی کارها جفت و جور شود این اتفاق برای پیامبر خدا می افتاد و آن حضرت اولی بودند! نه به خدا این اتفاق نمی افتد مگر اینکه خون و عرقتان را با آستین پاک کنید!

خلاصه باید کاری را که شروع کرده ایم تمام کنیم و اگر رفیق نیمه راه باشیم، همان آش است و همان کاسه!

-یعنی اگر امام زمان بیاید و ما پای امام زمان تا آخر بایستیم همه چیز درست می شود؟

: یعنی هدف آسایش است؟ بخوریم و بخوابیم و کار هم نکنیم؟ نه آن آسایشی که تو دنبالش هستی اصلاً توی این دنیا امکان ندارد! چون دنیا دار بلا است...

-نه در آن حد، همین قدر که کارمان برکت داشته باشد و اینقدر بلا و بدبختی نازل نشود! یعنی خلاصه راضی باشیم!

: این مقدار که هیچ نیاز به آمدن امام زمان هم ندارد! همگی تقوا داشته باشید تا خدا برکاتش را نازل کند: لو أنّ أهل القری آمنوا واتّقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الأرض (از آسمان و زمین برکات خدا نازل می شود بر گروهی که مؤمن و اهل تقوا باشند).

اصلاً چرا در زمان امام زمان خدا آنقدر دست و دل بازی می کند؟ استثنائی در کار نیست! مردم قابل می شوند که خدا آن نعمت ها را فرو می فرستد!

 

پس به فکر دور زدن خدا یا دور زدن تحریم ها و مشکلات نباشید! از راهش وارد شوید... زحمت هایی را که تا حالا متحمّل شده اید حیف نکنید! تا آخر راه چیزی نمانده!

مثل یاران حضرت علی نباشید که جنگ صفین را تا نزدیکی خیمه ی معاویه و عمرعاص پیش بردند، اما در آخرین مرحله کار عقب نشینی کردند و کار را نیمه تمام گذاشتند و یک تاریخ، سرخوردگی برای حق طلبان به ارمغان آوردند!

استقامت به خرج دهید! قومی باشید که این معنا را تجربه می کنند که قرآن در حقشان فرمود: الذین قالوا ربّنا الله ثم استقاموا تتنزّل علیهم الملائکة...