بیا با هم...

همه با هم پیش به سوی ظهور

بیا با هم...

همه با هم پیش به سوی ظهور

«اینده از آن متقین است»
متقی باش تا اینده از آن تو باشد

بایگانی
۲۹
دی

سر زبان ها افتاده که می گویند: نتیجه ی انتخابات از الآن معلوم است! روحانی حتماً رأی می آرود.

معلوم است که این فکر را دارند از جایی در ذهنها الغاء می کنند و همه از یک جا آب می خورد.

اما کسی این حرف را باور می کند که نتیجه ی انتخابات های سابق برای عجیب بوده باشد! وگرنه اگر نگاه نظام و رهبری را بخواهید، اتفاقاً از حرفهای آنها پر واضح است که از همان ابتدا رهبری از روی کار آمدن روحانی راضی نبودند (هدایتهای رهبری پیش از انتخابات را به خاطر بیاورید).

اما این مسأله را بررسی کنیم که آیا انتخابات های سابق غیر طبیعی بوده است؟ یا اینکه واقعاً رأی خود مردم این نتیجه را به دنبال داشته است؟

اولاً چرا هر رئیس جمهوری که می آید دو دور پشت سر هم روی کار می ماند؟

چون مردم اینطور فکر می کنند که بگذاریم کسی که روی کار آمده کارش را به یک جایی برساند!

جواب: راه اشتباه را از هر جا برگردیم درست است...

 

دوماً: چرا نمی گذارند کسی روی کار بیاید که وضع مردم درست شود؟ این چهل سال هیچ اتفاق نیفتاد که یک نفر آدم سالم روی کار بیاید

چون مردم به کسی رأی می دهند که تبلیغات قوی تری داشته باشد و شناخته شده باشد!

چه می شود کرد؟

کسی که تبلیغات قوی تری دارد، حتماً از تیم اشرافی گری است، اتفاقاً نباید به او رأی داد. چون پولدار، برای مردم بیچاره دل نمی سوزاند.

بگذریم که یک بار مردم بین هاشمی و احمدی نژاد این یکی را انتخاب کردند و خیرش را هم دیدند...

 

سوماً می گویند: همه ی اینها دستشان توی یک کاسه است

جواب: پس چرا هر کس که روی کار می آید به صورت قطاری مدیران و مسؤولان جامعه را عوض می کند!

اگر هم بپذیریم که همه شان دستشان توی یک کاسه است، بله! همه آنها اصلاح طلب بوده اند و مردم به نیروهای انقلابی اجازه ی خودنمایی نداده اند...

 

خلاصه به نظر می رسد کسانی که این حرف را می زنند، کسانی هستند که یا خودشان در انتخابات شرکت نداشته اند و یا از کسانی هستند که گزینه ی مورد نظر آنها رأی نیاورده است و فکر می کنند دیگران هم باید مثل آنها رأی داده باشند.

 

البته برای نا امیدها یادآوری می کنم که چند نفری داشته ایم که واقعاً لیاقت نشان دادند و از دست مردم رأی گرفتند (مثل رهبری و رجائی و احمدی نژاد دور اوّل).

  • مهدی جهانشاهی
۲۹
دی

تا کنون بارها شاهد بوده ایم که غربی ها آنچه لایق خودشان بوده به ما نسبت داده اند؛ از آنها چیز عجیبی نیست! حرف، مفت است؛ می زنند!

اما ترس ما در آستانه ی انتخابات این است که برگردند و بگویند: تحریم ها داشت آزاد می شد و شما با رأی ندادن به روحانی مانع آن شدید!

همان حرفی که ما در مورد مذاکره کنندگان سابق می گفتیم و می گفتیم: بر اثر استقامت ما و پیشرفتهای ما تحریم ها داشت آزاد می شد که ناگهان به عرصه ی انتخابات وارد شدیم. دشمن منتظر نتیجه ی انتخابات ماند تا آخرین شانس خودش را هم امتحان کند. اما متأسفانه آن اتفاقی که نباید می افتاد، افتاد و کسی سر کار آمد که اهل باج دادن به دشمن بود...

جواب آن آقایون هم یک کلمه است:

مشکلات امروزی ما به خاطر تحریم ها نیست! به خاطر بی لیاقتی است! نمی خواهند که کارها با نگاه به درون درست شود؛ می خواهند تکیه به ابر قدرتها داشته باشند و گزینه ی پیشنهادی دشمن را امتحان کنند؛ ان شاء الله چوبش را هم خواهند خورد؛ در رأیی که مردم خواهند داد...

  • مهدی جهانشاهی
۲۴
دی

به فرموده ی رهبری، مرحوم رفسنجانی فرازها و فرودهای متعددی در زندگی داشت.

آخرین فراز و اوج او وقتی بود که در تهران رأی آن طرفی ها را به دست آورید و در خبرگان اوّل شد.

آخرین فرود هم وقتی بود که نتوانست رئیس خبرگان شود و همه ی نقشه های او و تیم او نقش بر آب شد.

 

هیچ دقت کردید که بعد از این تاریخ چقدر لحن صحبتهای رهبری تغییر کرد؟

تا قبل از آن می گفتند: اگر فلان کنید و بهمان کنید، باید منتظر چوب خدا باشید...

بعد از آن فرمودند: هیچ دغدغه و نگرانی نسبت به آینده ی انقلاب ندارم...

 

چقدر باید خدا را شکر کرد که یک چنین جریان خطرناکی نتوانست کار به جایی برساند، تا آخر...

  • مهدی جهانشاهی
۱۸
دی

-  گفت: ما توی کشور مشکلمون اینه که مدیر نداریم!

:  گفتم چطور؟

-  گفت: نخست وزیر مالزی اومده بود ایران. گفت: آمریکا دشمن مشترک ما و شماست. مثل گاو شیرده وحشی می مونه. فرق ما و شما اینه که ما از پستانهای او گرفته ایم و استفاده مان را می بریم؛ شما از شاخهای او گرفته اید!

:  گفتم: چه جرأتی داری! مواظب باش اون زیر که ایستادی با خیال خوش، یهو ننشینه روت!

 

آقا گرگه هم وقتی خواست وارد خونه ی بزبز قندی بشه، خودش رو یک حیوون مهربون معرفی کرد...

اون آقا رو دیدید سلام من رو بهش برسونید، بگید: ما از بالا که شاخ طرف رو گرفتیم، بهتر صحنه رو دیدیم! از وقتی تصمیم گرفتیم نگذاریم که اون گاونما ازمون سواری بگیره، وضعمون خیلی بهتر شد...

اما مشکلات کشور ما:

معلومه! قبلاً هم گفتیم: کشور ما دلسوز نداره! بعضی ها نمی خواهند که کارها درست شود؛ نه اینکه نمی توانند...

  • مهدی جهانشاهی
۲۶
آذر

چند پست قبل آیه ای از قرآن را خدمتتان قرائت کردیم با این مضمون که: ای پیامبر! منافقین را در لحن گفتار و گوشه و کنایه های کلامی آنها می شناسی!

حالا دعوا سر این نیست که اسم این کار رئیس جمهور را چه بگذاریم؟! نفاق یا خیانت یا جهل یا بی تدبیری یا ...

مهم این است که بدانیم این رئیس جمهور دیگر نباید سر کار باشد!

چند روز پیش بود که جناب رئیس جمهور همه چیز را سر رهبری خراب کرد و گفت: هر کاری در برجام شد تحت اشراف فرامین رهبری بود!

این در حالی است که خط قرمزهای رهبری پشت تریبون های عمومی پخش شد و همه آنها را شنیدند!

حالا اگر باز هم فکر می کنید که رهبری موافق با برجام بودند، به این تصویر توجه کنید:

  • مهدی جهانشاهی
۲۶
آذر

  • مهدی جهانشاهی
۲۶
آذر

دولت تدبیر و امید به زبان تصاویر...

 

  • مهدی جهانشاهی
۲۶
آذر

مجموعه تصاویر

  • مهدی جهانشاهی
۲۱
آذر

امروز که مشکلات جامعه و دزدیها و کم کاری های مسؤولین بر سر زبانها افتاده، باید با این مشکل همراه شد و از آن استفاده کرد. به جای اینکه منفعلانه از آن فرار کنیم!

 

 

این گفت و گو بین من و مردم آنقدر تکرار شده که دیگر دارد حالم به هم می خورد. شکر خدا هربار هم با این چینشی که خدمتتان عرض می کنم جواب داده است و بحث را به نتیجه رسانده است.

در این روزها بزرگترین وظیفه ی خودم را روشنگری نسبت به انتخابات می دانم و خوشبختانه خود مردم سر صحبت را باز می  کنند و راه را برای ما هموار می کنند.

اولاً واقعاً به مردم حق بدهید و غمخوار آنها باشید. آنطور که رهبری به ما طلبه ها دستور دادند.

دوماً وقتی طرف مقابل خوب از مشکلاتش گفت، شما بگویید: انشاء الله انتخابات بعدی انتخاب بهتری انجام می دهیم تا دوباره اینها قدرت پیدا نکنند.

اینجا چند سؤال اساسی در ذهن مردم هست که به سادگی می توان به آن پاسخ داد:

- رئیس جمهور هم عوض شود وضع همین است که هست. مثل اینکه تا امروز هر رئیس جمهور که آمده وضع همین بوده.

: می بینیم که هر رئیس جمهور که می آید «قطاری» مسؤولین زیر دست را عوض می کند. پس به هر حال بی تأثیر نیست.

- از کجا تشخیص بدهیم چه کسی خوب است؟ ما که اطلاعاتی نداریم!

: ساده ترین معیار ساده زیستی است که در وصیت نامه امام به  آن تأکید شده. اگر رئیس جمهور از طبقه ی اشرافی باشد چطور می تواند برای مردم دل بسوزاند؟! در حالی که می بینیم اکثر رئیس جمهوری های قبلی از طبقه ی اشرافی بوده اند.

- شاید ریا باشد؟ از کجا ساده زیستی را تشخیص بدهیم؟

: عمده اشتباه مردم این نبوده که درست تشخیص نداده اند. عمده اشتباهشان این بوده که به یک وعده غذا و یک خرده پول رأیشان را فروخته اند! در حالی که اگر بخواهند به افراد ساده زیست رأی بدهند باید به آنهایی رأی بدهند که از این ریخت و پاشها در تبلیغات انتخاباتشان ندارند!

- یک رئیس جمهور اولش خوب است بعد خراب می شود! با این چکار کنیم؟

: علت این است که رئسای جمهور امید دارند که هرقدر که خراب کردند، با کمی تبلیغات و زبان ریختن دوباره از مردم رأی جمع کنند. در حالی که اگر حساب دستشان باشد که اگر خراب کنند دیگر رأی نمی آورند، خودشان را جمع می کنند.

یک خصلت بدی ما داریم که می گوییم همان قبلی بهتر بود. به همین خاطر دنبال آینده ی بهتر نیستیم و می خواهیم به گذشته برگردیم. این فکر خیلی ضربه زده است و جبهه ی نفاق را دوباره به میدان آورده است. در حالی که رأی ندادن به آنها که خراب کرده اند بهترین اعتراض نسبت به آنهاست و از هر محاکمه بدتر است.

  • مهدی جهانشاهی
۲۰
آذر

بدترین چیز برای یک جامعه نا امیدی است. نا امیدی یعنی حرف کسانی که می گویند: هر رئیس جمهوری بیاید وضعیت همین است!!

عده ای چون خودشان قلق کار دستشان نیامده و اشتباهات گذشته شان را پیدا نکرده اند، صورت مسأله را انکار می کنند و می گویند: اصلاً نمی شود که بشود!

خوب است بدانیم مشکل ما با رئیس جمهورها(و حتی نمایندگان مجلس و دیگر دستگاههای اجرایی) این است که با کسانی مواجه هستیم که اصلاً نمی خواهند وضعیت را بهتر کنند. نه اینکه نمی توانند! اتفاقاً خوب می توانند اما نمی خواهند!

چرا نمی خواهند؟ چون باخته اند!

در مقابل زیاده خواهی های نفسشان باخته اند...

در مقابل زیاده خواهی دوستان و هم کیشانشان باخته اند...

در مقابل شیطان انسی و تهدیدهای آن باخته اند (از دشمن می ترسند)...

این است که ریسک پشت پا زدن به اینهمه شیطان را نمی خواهند تحمل کنند.

از آن طرف از رأی آوردن خودشان هم خاطر جمع هستند! می دانند که با کمی خرج کردن و تبلیغات کردن آن هم حل می شود.

پس هیچ مهم نیست که مردم را راضی نگه داریم؛ البته چند روز آخر عمر دولتمان کمی کارهای دهان پر کن می کنیم تا مردم با خاطره ی خوشی از دولت قبل، وارد انتخابات بعد شوند و به همین راحتی دوباره به همان سیستم رأی بدهند.

همین هم نشان می دهد که نمی خواهند، نه اینکه نمی توانند...

[البته احمدی نژاد احتمالاً استثنا بود؛ اولش نمی توانست و آخرش هم نمی خواست!]

اما این مردم هستند که باید حساب کنند:

احمدی نژادی که این دفعه بیاید، احمدی نژاد روزهای خوشی است یا احمدی نژآدی که آخرش خراب کرد؟؟؟

روحانی ای که این دفعه بیایند، آن روحانی است که روزهای آخر کارهایش را به رخ می کشید یا آن روحانی که نزدیک چهار سال هیچ کاری نکرد...؟

منتظر باشید که این چند روز آخر روحانی بخواهد که به وضع شما رسیدگی کند و اوضاع را کمی بهتر کند...

  • مهدی جهانشاهی
۱۲
آذر

سالهاست که اصلاح طلبان دائم می گویند: ما فلان کار را کردیم سایه جنگ از سر ما برداشته شد! این طرفی ها هم می گویند: کدام سایه جنگ!

برادران اصلاح طلب خوب است به چند سؤال در این خصوص جواب بدهند:

1- اولاً دعوا سر این نیست که آیا سایه ی جنگ را از سر کشور برداریم یا نه؟ دعوا سر این است که چطور باید این کار را بکنیم. یک حساب سر انگشتی می گوید: با نرمش و ضعف نشان دادن اتفاقاً دشمن احساس قدرت می کند و سایه ی جنگ تشدید می شود!

2- وقتی زور دشمن به حزب الله لبنان هم نمی رسد (با اینکه بزرگترین مو دماغ آنهاست و نمی خواهند سر به تنش باشد) ما بر چه مبنایی باید بترسیم؟

بهتر بگویم! وقتی حزب الله که بازوی ایران است پایش را روی خرخره ی آمریکا (یعنی اسرائیل) گذاشته و دارد فشار می دهد، ما از کدام سایه ی جنگ صحبت می کنیم؟؟!! از کدام سایه ی جنگ دارند ما را می ترسانند؟ از جنگی که خومان در آن مهاجم هستیم؟! اصلاً چنین سایه ی جنگی ترس هم دارد؟؟؟؟!!!

3- وقتی در جنگ هشت ساله زورشان به ما که دستمان خالی بود نرسید حالا چرا باید برای برداشته شدن سایه ی جنگ هزینه پرداخت کنیم؟

4- وقتی مردم ما عاشق مبارزه با استکبار هستند، وقتی مردم ما دنبال بهانه برای حمله به اسرائیل هستند، وقتی مردم ما عاشق جنگ هستند و این را اثبات کرده اند، ما چرا از سایه ی جنگ می ترسیم و برای برداشته شدن آن هزینه پرداخت می کنیم؟

5- وقتی قرآن می گوید: اینها حرف حالی شان نمی شود، بجنگید! ما چرا مصلحت اندیشی های بیجا داشته باشیم؟ (فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنتَهُونَ)

5- وقتی حمله به عراق و افغانستان، برای آنها هزینه داشت و هزینه ی آن رکود بی سابقه ی سال 2008  و امثال آن بود، ما چرا باید فکر کنیم که «حمله به ایران» برای آنها آب خوردن است؟!

این اسمش مصلحت اندیشی است یا ترسو بودن؟؟؟

 

 

یک نکته در این میان خیلی به چشم می زند و آن اینکه:

چطور این آقایان وقتی به جنگ نرم می رسند می گویند: کدام جنگ! توهم توطئه است! تهدیدی در کار نیست...

اما وقتی به جنگ سخت می رسند خودشان را خیس می کنند و می گویند: دارند حمله می کنند... دیدی حمله کردند... بیایید بسازیم و دم کدخدا را ببینیم... سایه جنگ...

  • مهدی جهانشاهی
۰۸
آذر

بسیاری از مردم، از رهبری توقع دارند که خرابکاری ها را ضربه فنی کند و به یک باره مثلاً رئیس جمهور را کنار بگذارد.

اما ایشان با متانت سعی می کنند همه چیز از راه طبیعی پیش برود.

مثلاً بهتر نیست که مردم به اشتباه خودشان پی ببرند و این بار درست رأی بدهند و با رأی شان رئیس جمهور را کنار بگذارند؟!

مردم که اینهمه خرابکاری از دولت دیده اند، چرا باید دوباره آن اشتباه را تکرار کنند؟

رهبر هم این را می خواهد. لذا در سخنرانی دیروز در جمع فرماندهان نیروی دریایی چند انتقاد را از دولت تکرار کرد:

 

1. برجام یک کار عجولانه و ناصحیح بود و عبور از خط قرمزهای رهبری آن را ناکارآمد کرد! (در حالی که دولت برجام را برگ برنده ی خود می داند).

2. حقوقهای نجومی مطالبه ی مردم است که هنوز پاسخ مناسب به آنها داده نشده است!

 

اما متأسفانه مردم ما یک خصلت بد دارند که شاید برایشان سنگین تمام شود و رهبری از همین ناراحت اند!

آن هم خصلت فراموش کاری!

هر رئیس جمهوری هر قدر که به مردم بدی کرده، به مرور زمان مردم آن را فراموش می کنند و فرشته ی مرگ، فرشته ی مرگشان می شود! (مثل اینکه بدی های رژیم پهلوی را فراموش کرده اند و می گویند: شاه بهتر بود!).

امروز رهبری می گوید: در آستانه ی انتخابات فراموش نکنید! این دولت اشتباهات بسیار بزرگی داشته است که نمره ی او را رفوزه کرده است...

  • مهدی جهانشاهی
۲۳
آبان

چیز جدید نیست که روحانی حرف روی حرف رهبری می زند! لا اقل این یکی را انتظار نداشتیم! به جای اینکه این آخر کاری سرش به سنگ بخورد و بگوید غلط کردم، دارد جلوی کسب تجربه ی مردم را می گیرد.

رهبری: تجربه ی برجام را دولتی ها هم فهمیده اند!

سازش با آمریکا مشکلات کشور را به‌هیچ‌وجه حل نمیکند؛ نه مشکلات اقتصادی را، نه مشکلات سیاسی را، نه مشکلات امنیّتی را، نه مشکلات اخلاقی را، بلکه بدتر خواهد کرد. ده پانزده دلیل وجود دارد و میشود شمرد و ردیف کرد برای این قضیّه؛ آخری‌اش همین قضیّه‌ی برجام است. من چقدر در طول مذاکرات گفتم که اینها بدعهدند، اینها دروغگویند، اینها پای حرفشان نمی‌ایستند؛ حالا ملاحظه میکنید! امروز آن کسی که دارد میگوید آنها بدعهدند دیگر من [فقط] نیستم؛ مسئولین محترم کشور، خود مذاکره‌کنندگان ما که این‌همه زحمت کشیدند، یک سال و خرده‌ای مذاکره کردند، رفتند، نشستند، برخاستند؛ ده روز، پانزده روز، بیست روز خارج از کشور، پشت میز مذاکره با آن‌همه زحمت، عرق ریختند، زحمت کشیدند، آنها دارند میگویند.
 

توقع می رفت که دولت یک جمله ای از این حرف رهبری حمایت کند و فرمایش ایشان را تأیید کند، اما ....

روحانی: همه چیز خوب است! چرا مردم را ناامید می کنید؟ صد تا تحریم آزاد شده! چرا آنها را نمی بینید؟

دانلود: 

صد تا تحریم آزاد شده...

 

این ها که کهنه شده و تکراری!

یک چیز جدیدی که تازه به چشمم آمده آیه ای است از سوره ی محمد (آیه 30) که خداوند به پیامبرش نشان می دهد چطور باید منافقین را بشناسد؟ ای پیامبر تو هم آنها را نمی شناسی. تنها از یک راه می توانی به آسانی آنها را شناسایی کنی!

(وَلَوْ نَشَاءُ لَأَرَیْنَاکَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُم بِسِیمَاهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ أَعْمَالَکُمْ)

و اگر ما بخواهیم آنها را به تو نشان مى‏دهیم تا آنان را با قیافه‏هایشان بشناسى، هر چند مى‏توانى آنها را از طرز سخنانشان (و گوشه و کنایه های کلامی آنها) بشناسى؛ و خداوند اعمال شما را مى‏داند!

  • مهدی جهانشاهی
۰۴
تیر

نوبت کسب تجربه است!

بنا به گفته ی خود رهبری، علت موافقت ایشان با مذاکرات، کسب تجربه بود. تجربه ای که خود مردم اینطور خواستند که هزینه ی آن برایشان گران تمام شود!

ایشان در روز وفات حضرت امام این پازل را کامل کردند و فرمودند:

یک تجربه‌ای ما در مذاکرات هسته‌ای پیدا کردیم؛ این تجربه را نباید فراموش کنیم. این تجربه این است که اگر ما تنازل(۱۶) هم بکنیم، آمریکا دست از نقش مخرّب خودش برنمیدارد؛ این را ما در مذاکرات هسته‌ای تجربه کردیم. ما نشستیم در جمع ۱+۵، و حتّی جداگانه با آمریکایی‌ها مذاکره کردیم برای قضیّه‌ی هسته‌ای؛ برادران ما، فعّالان پرتلاش ما به یک نقاط مشترکی رسیدند، به یک نتایجی رسیدند؛ طرف -که آمریکا باشد- یک تعهّداتی کرد؛ جمهوری اسلامی تعهّدات خودش را انجام داد، [ولی‌] آن طرفِ بدقولِ بدعهدِ بدحساب دارد دبّه میکند؛ تا الان دبّه کرده است. خیلی خب، این یک تجربه است، این شد تجربه. حالا خیلی‌ها قبل از این تجربه هم میدانستند امّا بعضی هم که نمیدانستند، حالا بدانند: در هر زمینه‌ی دیگری هم که با آمریکا شما بحث و مجادله کنید، شما کوتاه بیایید، تنازل کنید، باز او نقش مخرّب خودش را حفظ خواهد کرد؛ در همه‌ی زمینه‌ها: بحث حقوق بشر، بحث موشک، بحث تروریسم، بحث لبنان، بحث فلسطین؛ در هر قضیّه‌ای که شما به فرض -که البتّه محال است- از اصول خودتان، از مبانی خودتان کوتاه بیایید، صرف‌نظر بکنید، بدانید او کوتاه نخواهد آمد؛

این گفته ی ایشان رفرنس به کلام ایشان در 12/8/92 دارد که آنجا هم هدف از مذاکرات را کسب تجربه اعلام کرده بودند.

چندان هم کسب این تجربه سخت نبود و نیست. فقط این جناب آقای روحانی است که باید اجازه دهد مردم واقعیت را ببینند و دچار تحریف و کج فهمی واقعیت نشوند!

قطعه ی بعدی پازل به نظر شما چیست؟

بعد از کسب تجربه، دیگر موقعیت نرمش قهرمانانه جایش را به حمله ی قهرمانانه می دهد.

پس خودتان را برای ادامه ی مبارزه آماده کنید...

  • مهدی جهانشاهی
۰۳
تیر

در قرآن کریم آیه ای هست که بیان گر یک قاعده ی تخلف ناپذیر در مورد امتها است.

خدای ربّ العالمین، خدای چرخاننده ی هستی، خدای صفحه گردان تاریخ می گوید: اگر وضعتان بدتر از دیروز شده، اگر داشته های سابقتان را از دست داده اید، حتماً به خاطر اشتباهی بوده که شما مرتکب شده اید و به جهت آن شما را عقوبت کرده ایم.

این آیه ی شریفه که در مورد امتها و اجتماعات است (و نه در مورد افراد)، در سوره ی انفال (آیه ی 54) قرار دارد:

(ذَلِکَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ)

خدا را نشاید که نعمتی که به قومی داده (به بلا) مبدل سازد، مگر اینکه آن قوم حال خودشان را تغییر دهند!

اصلاً خدا اهل این نیست که نعمتی را بدهد و پس بگیرد! اصلاً برای خدا زشت است و هیچ سزاوار مقام او نیست! پس چه شده که اینقدر جامعه ی ما را گرفتار سختی کرده است؟

در آیه ی مشابه (رعد 11) خداوند این مضمون را تکرار می کند:

إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ

خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتى) را تغییر نمى‏دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند! و هنگامى که خدا اراده سوئى به قومى (بخاطر اعمالشان) کند، هیچ چیز مانع آن نخواهد شد؛ و جز خدا، سرپرستى نخواهند داشت!

یعنی فکر نکنید که مشکلات شما از اینجا و آنجا است؛ نه همه چیز دست خود خداست و اوست که نمی گذارد آب خوش از گلویتان پایین برود. چاره ای ندارید جز اینکه با او معامله کنید و او را راضی کنید...

 

-  برخی برعکس حساب می کنند. می گویند:

چون خدا نعمت را پس گرفت، پس من هم دیگر روزه نمی گیرم، دیگر نماز نمی خوانم، دیگر ...

اما این فکر که در بین ما خیلی هم شایع است، اوضاع را بدتر هم می کند! 

خدا می گوید: اینطور فکر کنید:

بگردید ببینید چه اشتباهی کردید که مستحق این شدید که نعمت را از شما پس بگیرم؟ همه ی اینها کار من است! اگر احمدی نژاد (که یک نعمت بود) در اواخر تبدیل به یک بلا به جانتان شد، اگر بعد از روحانی وضعتان از آن که بود بدتر شد، این برنامه ی من است! بی حساب نیست! عقوبت کارهای خودتان است! پس دنبال ریشه ی آن باشید.

دنبال گناهان فردی هم نباشید، گناهان فردی آسیبش به خود فرد می رسد. دنبال گناه بزرگ فراگیری باشید که آتش آن دامان همه را گرفته است.

(تا ریشه ی مشکل را برطرف نکنیم همین است که هست)

 

این مطلب ر اپخش کنید...

  • مهدی جهانشاهی