بیا با هم...

همه با هم پیش به سوی ظهور

بیا با هم...

همه با هم پیش به سوی ظهور

«اینده از آن متقین است»
متقی باش تا اینده از آن تو باشد

بایگانی

۱۱۷ مطلب با موضوع «مناسبتی» ثبت شده است

۱۰
مرداد

امروز دومین روز تحلیف رئیس جمهور جدید، روز شهادت اسماعیل هنیه در قلب ایران

دیروز هم شهادت شیعیان پاکستان

تا ببینیم فردا چه ها شود

//

آیندگان درباره ی ما خواهند گفت: داشت درست می شد، زدند زیر کاسه.

//

بله؛ می شود؛ و می توانیم؛ فقط یک جو غیرت لازم است...

//

یه سؤال: دوست، به زور چادر سرت کنه بهتره؟ یا دشمن با فریب چادر از سرت بیرون کنه؟

بگذریم که یک زمون توی همین کشور، رئیس مملکت به زور چادر از سرها می کشید!

//

زنان ایران ترجیح دادند گرسنه بمانند ولی حجابشان را درست نکنند

//

دنبال کسی میگردند که با حجاب کاری نداشته باشد، ولی ریشه فساد را درو کند؟ پیدا نمی کنند.

//

گزینه ی ما که به هر دلیل رأی نیاورد. اما یک سؤال:

اگر فردا روزی گزینه ی شما کار را خراب کرد آیا ما باید پاسخگو باشیم؟ عجب دنیایی است!

و سؤال دیگر: اگر پس فردا روزی گزینه ی ما مجدد آمد و رأی آورد و کار را درست کرد، شما نباید پاسخگو باشید؟

//

رأی دادن را دیدم که چقدر درد دارد. چند مدتی هم ببینیم رأی ندادن چقدر درد دارد!

//

«رأی بی رأی» یعنی: پشت کشورم نیستم؛ اسرائیل بیا حمله کن!

//

فردای روزی که آخوندها از کار برگنار بشوند، عزیز می شوند! به همان دلیل که در این کشور هرکس از کار برکنار شد، عزیز شد...

//

ببخشید که بی پرده صحبت کردم

  • مهدی جهانشاهی
۰۶
تیر

با جملات نقطه زن توی این بروشون سعی کردیم که مخاطب رو قانع کنیم که رأی بدن و راهنمایی کنیم که درست رأی بدن.

 

دانلود بروشور عینک دودی

 

پخش کردن این بروشور توی این ایام می تونه بهونه ی خوبی باشه برای ارتباط گیری با مردمی که از نظام دلگیرن

  • مهدی جهانشاهی
۳۰
خرداد

رئیسی عزیز، نعمتی بود که از دست رفت؛ نعمتی به سان دیگر نعمت‌های خدا که از دست رفتن آن‌ها از سنت‌ها و قوانین الهی تبعیت می‌کند. قوانین نعمت در این عالم مثلاً چیست؟


ذَلِکَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ؛ این، بخاطر آن است که خداوند، هیچ نعمتى را که به گروهى داده، تغییر نمى‏دهد؛ جز آنکه آنها (حالت و وضعیت) خودشان را تغییر دهند. (انفال: 53)


می‌شد که آن نعمت باقی بماند؛ بستگی به ما داشت. مثل اینکه ارتقا و ازدیاد نعمت به عملکرد ما بستگی داشت.


وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ ...؛ و هنگامى که پروردگارتان اعلام داشت: «اگر شکرگزارى کنید، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود...» (ابراهیم: 7)


این عبارت از زبان حضرت موسی در قبال کدام نعمت است؟ نعمت انقضای حکومت فرعون و حاکمیت دین خدا و تغییر شرایط به نفع اهل ایمان (ر.ک: ابراهیم: 5-6). اعلام همگانی این عبارت هم برای این است که اولاً نعمت، نعمتی همگانی بوده است؛ و ثانیاً به جهت اهمیت مسئله باید به گوش همگان می‌رسیده است.
رئیسی باید می‌رفت. رئیسی را قدر ندانستیم که رفت. نه از آمدنش به طور شایسته استقبال کردیم؛ و نه وقتی که آمد به شایستگی قدردان زحماتش بودیم. می‌شد که رئیسی نرود؛ و می‌شد که توفیق بیشتری برای خدمت پیدا کند و نعمت بر ما کامل‌تر بشود. رئیسی همان مقداری برای ما نعمت بود که ما قدردان کمالات او بودیم.
حالا البته هنوز آن نعمت تبدیل به نقمت نشده است. فرصتی دوباره برای شکر نعمت به وجود آمده است؛ و بزنگاهی دوباره برای انتخاب. دست ماست که نعمت را قدر بدانیم، نعمت یک انتخاب شایسته؛ و پیش از آن، نعمت حکومتی که سال‌هاست در هوای آن نفس می‌کشیم.
فارق از اینکه چه کسی روی کار بیاید، همین که با رأی خود شکر نعمت حاکمیت دین خدا را به جا آوریم، می‌توانیم امیدوار باشیم که خدا نعمت را تبدیل به احسن کند؛ وگرنه اگر کار در جای دیگر گره خورده باشد، هر قدر هم که ما به انتخاب خود دلخوش باشیم، خدا می‌تواند نعمت را به تباهی بکشاند تا زحمات ما همه به هدر برود. به تعبیر مرحوم آیت الله بهجت: «صدام هم که برود؛ دویست دام می‌آید».

  • مهدی جهانشاهی
۳۰
خرداد

 

مطالبه ی به حق عدالت اقتضاءاتی دارد که بدون رعایت این اقتضاءات، آن مطالبات به سر انجام نمی‌رسد.
از جمله اقتضاءات آن این است که اجرای عدالت را باید به اهل عدالت سپرد و از آنهاست که اجرای عدالت انتظار می‌رود. وقتی کسی در مسند قدرت قرار می‌گیرد که خودش با عدالت سنخیتی ندارد، مطالبه ی عدالت از او نیز، آب در هاون کوبیدن است.
بر این اساس، آیات قرآن کریم از یک حق و تکلیف متقابل پرده برداشته و حکمرانی عادلانه را که حقی همگانی است، در برابر یک تکلیف همگانی قرار داده اند. آن تکلیف و وظیفه که بسیاری عادت دارند با فرافکنی، از بار مسئولیت آن شانه خالی کنند «انتخاب صحیح» و سپردن کارها به شایستگان است. وقتی مردم به وظیفه‌ی خودشان نسبت به انتخاب حاکمان شایسته و حمایت از ایشان درست عمل کنند، می‌توانند امیدوار باشند که انتظارات اجتماعی آنان نیز به درستی برآورده شود و سرتاسر جامعه رنگ عدالت به خود بگیرد.

إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُم بَیْنَ النَّاسِ أَن تَحْکُمُواْ بِالْعَدْلِ؛ خداوند به شما فرمان مى‏دهد که امانتها را به صاحبانش برسانید! و هنگامى که میان مردم داورى مى‏کنید، به عدالت داورى کنید!  (نساء: 58)

امانت در فقرۀ نخست (که باید به اهلش برسد) به «امامت و پیشوایی» تفسیر شده است (تفسیر قمی، ج2، ص198: فالأمانة هی الإمامة؛ تفسیر عیاشی، ج1، ص249: أدوا الولایة إلى أهلها) و فقرۀ دوم (حکم به عدالت) نیز بنا بر روایات تکلیفی متوجه حاکمان به حق است، در قبال اینکه مردم امانت را به ایشان سپرده‌اند (بصائر الدرجات، ج1، ص476).
بر این اساس با اینکه ظاهراً ابتدا و انتهای آیه خطاب به عموم است و تکلیف مشترک عموم مسلمین را بیان می‌دارد، اما در واقع دو تکلیف برای دو صنف از مسلمین است، یکی متوجه طبقه حاکمیت و دیگری متوجه طبقه رعیت.

  • مهدی جهانشاهی
۳۰
خرداد

در عرصه های مختلف زندگی، بین دوراهی هایی قرار می گیریم که تصمیم درست ما موفقیت‌های ما را رقم می زند. اجمالاً جای بحث ندارد که تصمیم عاقلانه به موفقیت ختم می شود و تصمیم احساسی و عجولانه به شکست منتهی می شود؛ اگر بحثی باشد در این است که کدام تصمیم، عاقلانه است؟

در قرآن کریم، اما، هر تصمیم ـ عاقلانه یا احساسی ـ پاسخ به ندای یک طیف از افراد دانسته شده است. کسی که عاقلانه تصمیم می گیرد، در واقع به وعده ی خدا دل خوش کرده است و کسی که احساسی و هواپرستانه تصمیم می گیرد، در واقع به وعده ی شیطان فریفته شده است. این است که وعده های شیطان همه پوچ و سراب است:

وقتی کار از کار گذشت، شیطان گفت: خدا به شما وعده ی راستین (و صادقانه) داد و من هم به شما وعده دادم، اما خلف وعده کردم. من بر شما تسلطی نداشتم جز اینکه ندا دادم و شما اجابتم کردید، پس مرا ملامت نکنید و فقط خود را ملامت کنید (ابراهیم: آیه22)

آنهایی که به وعده ی شیطان (یا همان هوا و هوس) دل خوش می کنند، از اینکه حرف دلشان را به کرسی نشانده اند، سرمست‌اند و احساس آزادی می‌کند، در حالی که آنها هم ندانسته در صف شیطان سینه زده اند و از ایده و تز او جانب داری کرده اند؛ پس آن‌ها هم در واقع دربند دیگری هستند و آب در آسیاب کسی ریخته اند که اتفاقاً خیرخواه ایشان نیست!

این گروه وقتی با وعده ی خدا مواجه می شوند، با همان نگاه عجولانه و هواپرستانه از آن اشکال تراشی می کنند و آن را مثلاً «غیر عملیاتی» توصیف می‌کنند، در حالی که وعده ی خدا را فقط با عقل و سنجش و دوراندیشی می توان ارزیابی کرد. «هوا» در ارزیابی دستاوردهای «عقل»، انصاف ندارد.

بالأخره این ما هستیم که با عینک عقل ـ و نه هوس ـ باید وعده های الهی را از وعده های شیطانی تشخیص بدهیم، چون وعده‌های شیطانی به ناچار عملیاتی نیستند و خلف وعده از آن‌ها قطعی است. در حالی که وعده‌های الهی تضمین شده و دوسر برد هستند و عاقبت خوشی از آن‌ها در انتظار است.

 

حالا این دو طرز سخن را به وجدان خودتان عرضه کنید و ببینید کدام ندای عقل است و کدام ندای هوا و هوس.

 

«نمی شود و نمی‌توانیم؛ اگر می‌شد تا حالا می‌توانستیم! باید در برابر قلدرمآبان عالم کوتاه بیاییم و دشمنی‌ها را کنار بگذاریم، تا شاید آن‌ها لطفی به ما بکنند و از فشار وارد کردن بر ما کوتاه بیایند. همسایه ها را بیخیال! هم‌کیشان و هم‌مسلکان را بی‌خیال. از این‌ها که قرار نیست برای ما آبی گرم شود. منافع مشترک ما لابد با مردم آن طرف دنیا است. اصلاً همان قبلی بهتر بود. از آن بهتر قبلی ترِ آن بود. کاش آن روزها تکرار بشود...»

 

«کجا خواستیم و نشد؟ هرجا نشد، حتماً نخواستیم. اگر هم نشد، به آخر خط که نرسیده ایم؛ آن شکست را پلی قرار می دهیم برای موفقیت‌های بعد. ایده‌ها و برنامه ها در نظر داریم که هنوز  نیازموده ایم. ظرفیت‌های فراوانی هم درون کشور خودمان داریم که تا آنها را شکوفا نکرده ایم، چشم طمع به خارج نمی‌دوزیم. چه کسی قرار است برای ما، غیر از خودمان، دل بسوزاند؟ کسی که برای مردم کشور خودش نتوانسته کاری بکند؟ چطور  دشمنی‌ها را اینقدر ساده و سطحی می‌بینیم، که انگار با یک چایی خوردن قابل حل و فصل است؟ آیا قرار است آزموده را دوباره بیازماییم و از یک سوراخ دوباره گزیده بشویم؛ آیا قرار است به خاطر خرده اشکالات نامید شویم و عقب گرد کنیم و به تمام پیشرفت‌هایی که با خون دل به دست آورده ایم و آمار و ارقام گواه آن است، پشت پا بزنیم. مگر جز این است که آینده روشن است و خدا آینده را برای خوبان عالم تضمین کرده؟ از آینده هیچ دلهره و هراسی نداریم، جز اینکه باید مواظب باشیم صف خودمان را از خوبان عالم جدا نکنیم که آن وقت، آینده به ضررمان تمام خواهد شد».

 

  • مهدی جهانشاهی
۳۰
خرداد

آزاد سازی پول های بلوکه شده

اقتصاد دانش بنیان

جهش صادرات

گسترش ظرفیت های تجاری

عضویت در بریکس و شانگهای و نتایج آن

  • مهدی جهانشاهی
۳۰
خرداد

اقدامات حوزه آب

اقدامات حوزه برق

گسترش صادرات

اقدامات حوزه گندم

پیمان های بین المللی

اهتمام ویژه به همسایگان

توسعه زیرساخت ها _ کریدورها

بهداشت و درمان

  • مهدی جهانشاهی
۳۰
خرداد

اتاق تاریکی که رئیسی تحویل گرفت

بحران آب

بحران برق

بحران بدهی

بحران گندم

بحران تعامل خارجی

 

  • مهدی جهانشاهی
۲۶
خرداد

؟؟رأی بی رأی??

 

♨️آش داغه♨️

 

😵‍💫یکی میزنه کاسه رو می‌شکنه
🙄یکی به آشپز گیر می‌ده و می‌گه آشپز قبلی بهتر بود
😑یکی هم بعد سه سال میگه: من می‌دونم! هنوز آش داغه...

 

 

«این کلیپ رو حتماً ببینید»

  • مهدی جهانشاهی
۰۳
خرداد

هدیه ی ما به شما کتابی هست که هم تاریخیه، هم قرآنیه، هم مهدویه و هم یه جور داستانی.

کتاب خان هفتم کتابی هست که نگاه شما رو به تاریخ و جای خودتون توی تاریخ عوض می کنه و بعد از اینکه شما رو توی گذشته ها و آینده ها سیر داد، به امروز خودتون بر می گردونه تا بهتر درک کنید که توی چه مقطع حساسی قرار دارید.

این کتاب رو به هیچ وجه از دست ندید.

اینجا قسمت هایی از این کتاب رو برای شما به پادکست صوتی تبدیل کردیم. صوت ها رو هم به قسمت های 7-8 دقیقه ای تقسیم کردیم تا با لذت و بی دغدغه گوش بدید.

توجه به تاریخ بهترین شروعه برای کسایی که می خوان نگاهشون رو به دنیا عوض کنن و از واقعیت ماجرا آگاه تر بشن. تمام رنج و زحمت های این روزهای ما با کلیدواژه ی «انتظار و مهدویت» معنا پیدا می کنه و این کتاب این کار رو به خوبی انجام داده.

اگر دوست دارید داستان رو از اولش بشنوید تا درست در جریانش قرار بگیرید؛

اگر از شباهت های جریان بنی اسرائیل و امت پیامبر اسلام چیزی نمی دونید؛

اگر دنبال یه ادبیات متفاوت برای جهاد تبیین هستید؛

اگر دلتون برای امام زمانتون تنگ شده؛

و اگر دلسوز آینده ی کشورتون هستید، حتماً این کتاب رو از دست ندید.

 

دریافت صوت: (مجموعاً دو ساعت)

 

هفت دقیقه اول

🔹از سنت‌های قرآن در مورد امت‌ها چه می دانید؟
🔹آیا می‌توانیم داستان خودمان را با داستان امت‌های پیشین مقایسه کنیم و جای خودمان را در تاریخ پیدا کنیم؟
🔹آیا مسئله‌ی انتظار و فرج هم در قالب سنت‌های قرآن می‌گنجد؟

 

هفت دقیقه دوم

🔹آیا قرآن در مورد امتهای پیروز هم صحبت کرده؟
🔹کدام امتها از دست خدا آفرین گرفته اند؟
🔹داستان امت ما مسلمانان شبیه کدام الگوی قرآنی است؟

 

هفت دقیقه سوم

🔹شباهت جریان حضرت موسی و حضرت محمد (ص)؛
🔹زحماتی که به ثمر ننشست؛ نعمت بادآورده‌ای که به باد رفت؛
🔹وقتی ولیّ خدا تنها می‌ماند...

 

هفت دقیقه چهارم

🔹معامله‌ی استثنائی بین خدا و فرزندان حضرت ابراهیم؛
🔹چه شد که بنی اسرائیل در عمل به وعده ی الهی ناکام ماندند؟

 

هفت دقیقه پنجم

🔹تغییر شرایط و سخت‌گیری خدا پس از وفات رسول خدا (ص) تا زمان رسیدن به فرج؛
🔹از ما چه انتظاری می رود؟ در این دوران «گذار» دنبال چه می‌گردیم؟

 

هفت دقیقه ششم

🔹بخش‌هایی از دعای ندبه که کمتر به آن توجه می‌شود؛
🔹کار نیمه‌تمام پیامبر خدا(ص) را چه کسی باید تمام کند؟
🔹کار نیمه‌تمام حضرت موسی(ع) را چه کسی تمام کرد؟

 

هفت دقیقه هفتم

🔹نمای کلی از جریان فتح داودی
🔹جریان فتح مهدوی چقدر به جریان فتح داودی شبیه است؟
🔹عدد کلیدی 313
🔹نقیب دوازدهم در کلام شیخ صدوق

 

هفت دقیقه هشتم

🔹انتظارات نامعقول کسانی که صحنۀ امتحانات را باور ندارند
🔹آیا صحنۀ غربال و امتحانات الهی سراشیبی سقوط است؟ 
🔹خدا از سخت‌گیری بر مؤمنان چه هدفی را دنبال می کند؟
🔹افتخار کارهای بزرگ برای انسان‌های بزرگ

 

هفت دقیقه نهم

🔹خان اول چیست؟ اولین شرط قدم نهادن در مسیر فرج چیست؟
🔹 امام زمان (عج) برای چه نوع مشکلاتی به کمک شیعیان می آیند؟
🔹 مقایسه ای بین چهار قوم در عیار دشمن ستیزی
🔹 طبق آیات قرآن کریم، مردم ایران در دشمن ستیزی چه نمره‌ای دارند؟
 

 

هفت دقیقه دهم

🔸گام دوم به سمت ظهور: دعوت و بیعت با امام
🔸دعوت‌هایی که پیش از این دردسر ساز شدند
🔸چطور باید از امامی که نمی‌بینیم دعوت به عمل آوریم؟
🔸از مفاد عهدی که در دعاها با اماممان برقرار می‌کنیم چه می‌دانیم؟
🔸معنای سلام دادن در روایت امام صادق(ع)

 

هفت دقیقه یازدهم

🔸مقایسه بین سه الگو از منتظران
🔸سوء تفاهم در معنای انتظار 
🔸سیمای منتظر واقعی در جریان عاشورا

 

هفت دقیقه دوازدهم

🔸پردۀ سوم از هفت خان رسیدن به ظهور
🔸مسئولیت پذیری و مرد عمل بودن
🔸پاسخ امام باقر(ع) به این تفکر که با آمدن امام زمان یک‌شبه همه چیز درست می‌شود!
🔸نیت‌های متعالی اصحاب حضرت مهدی و اثر آن در همت‌های بلند

 

هفت دقیقه سیزدهم

🔸پردۀ چهارم: ولایت‌پذیری از یک انسان معمولی!
🔸وقتی آب هست، تیمم چرا؟!
🔸چرا خدا یک‌باره «بقیة الله» را به داد مردم نرساند؟
🔸معیارهای ارزش‌گذاری من و شما چیست؟
🔸سطح ریزش‌ها در پردۀ ولایت‌پذیری چقدر است؟

 

هفت دقیقه چهاردهم

🔸پردۀ پنجم و ششم حرکت به سمت ظهور
🔸شرایط کشورهای منطقه در عصر ظهور چگونه خواهد بود؟ اقتدار شیعیان در چه سطحی خواهد بود؟
🔸نگاه جهانی و فرامرزی یاران منجی در پردۀ پنجم
🔸پردۀ ششم: آزمون شکم یا آزمون از خود گذشتگی یا ...
🔸نهری که در داستان طالوت آمده برای یاران حضرت مهدی (عج) چگونه تکرار خواهد شد؟

 

هفت دقیقه پانزدهم

🔸آخرین پرده از هفت خان رسیدن به ظهور
🔸تقابل دو گفتمان: ترس و ناامیدی، یا ایمان به وعده‌های الهی
🔸آن‌جایی که بدون جهاد تبیین کار پیش نمی‌رود
🔸چطور انسانی‌هایی می‌توانند بر دیو نامرئی «ترس» غلبه کنند

 

هفت دقیقه شانزدهم

🔸نتایج مقایسۀ جریان مهدوی و داوودی
🔸آیا ظهور زمان مشخصی دارد؟
🔸منجی چطور به مردم معرفی می‌شود؟
🔸کاراکتر کلیدی «سفیانی»
🔸اتفاق ظهور چقدر باید واضح و روشن باشد؟
🔸علت عجله‌های شیعیان نسبت به امر ظهور

 

هفت دقیقه هفدهم

🔸از فتنه های آخر الزمان چطور عبور کنیم؟
🔸راه‌هایی مطمئن برای تشخیص مدعیان دروغین از اهل حق و حقیقت
🔸5 ملاک قرآنی برای تشخیص حق از باطل

 

✍️بخشی از متن کتاب #خان_هفتم_در_طلیعۀ_ظهور 

 

🔻فردی از اصحاب امام صادق(ع) به محضر ایشان شرفیاب شد و عرض کرد: فدایت شوم! من به خدا شما و دوست‌داران شما را دوست دارم. آقای من، چقدر شیعیان شما زیاد هستند! حضرت فرمود: «آن‌ها را نام ببر.» گفت: زیادند. فرمود: «می‌توانی آن‌ها را به شمارش درآوری؟» گفت: بیش از این مقدار هستند که به شمارش درآیند.
🔹امام(ع) فرمود: «اگر تعداد مشخص ـ سیصد و اندی ـ کامل شود، حتماً آنچه در پی آن هستید [:فرج] محقق می‌شود؛ لکن [هر کسی را نمی‌توان شیعه نامید]، شیعۀ ما کسی است که صدایش از گوشش فراتر نمی‌رود و خشمش از جوارح خودش عبور نمی‌کند و در ستایش ما غلو نمی‌کند و با اولیای ما به مجادله نمی‌نشیند و با عیب‌جویان ما هم‌نشینی نمی‌کند و با بدگویان ما هم‌سخن نمی‌‏شود و با دشمنان ما دوستی نمی‌کند و با دوستان ما دشمنی نمی‌ورزد.»
🔻عرض کردم: پس چه کنم با این شیعیان صدرنگ که گویند ما بر طریق تشیع هستیم؟
🔹فرمود: «اینان بر اثر امتحانات دچار تفکیک و پاک‌سازی می‌شوند و تبدیل و جابه‌جایى در میانشان رخ خواهد داد و به قحطى و کمبودی که نابودشان سازد (مبتلا شوند) و شمشیرى که خونشان بریزد و اختلافاتى که پراکنده‌‏شان کند. همانا شیعۀ ما کسى است که همچون سگان پارس نکند و همانند کلاغ حرص نورزد و نزد مردم به گدایى دست نیازد، اگرچه از گرسنگى بمیرد.»
🔻عرض کردم: فدایت شوم! چنین افرادى را با این اوصاف در کجا جست‌وجو کنم؟
🔹فرمود: «آنان را در گوشه و کنار زمین بجوى. آنان کسانى هستند که زندگى ساده‌ای دارند و خانه‌به‌دوش در حرکتند. اگر [در جمع] حاضر شوند شناخته نمی‌‏شوند و اگر غایب شوند کسى جویای حال آنان نمی‌‏شود. اگر بیمار شوند عیادت نمی‌‏شوند، و اگر خواستگارى کنند کسی به ازدواج آنان رضایت نمی‌دهد، و اگر وفات یابند بر جنازۀ آنان کسى حضور نیابد. آنان کسانی‌‏اند که در اموالشان با یکدیگر مواسات می‌‏کنند و در آرامگاه خود با یکدیگر دیدار و ملاقات دارند. خواسته‌‏هایشان با یکدیگر اختلاف ندارد، هرچند از شهرهای متفاوت باشند.»

#اوصاف_سیصدوسیزده_یار

  • مهدی جهانشاهی
۰۷
اسفند

بلایی که ماهواره‌ها سر پامنبری!هاشون آوردن ...

اولاً حق حیات رو ازشون گرفتن

دوماً حق انتخاب رو ازشون گرفتن

 

نسل پاماهواره‌ای‌ها کاملاً چراغ‌خاموش! در حال انقراضه. از بس که توی ماهواره تک‌فرزندی و بی‌فرزندی و سگ‌فرزندی! رو تبلیغ کردن!

این اولاً

وثانیاً همون چند تا پاماهواره‌ای هم که باقی مونده، حق شرکت در انتخابات رو ندارن و با انواع بهونه‌ها ـ مثل رأی فایده نداره و نتیجه از قبل مشخصه ـ پاشون رو از صندوق رأی کوتاه کردن. به همین راحتی کــــلّ حکومـــــت، افتاده دست غیر پاماهواره‌ای‌ها!

 

 

به نظر شما این هم کار خودشونه؟؟

 

شاید خود آخوندها ماهواره رو راه انداختن تا نسل مخالفین خودشون رو منقرض کنن

و بدون درگیری از صحنۀ سیاست حذفشون کنن!!!!

  • مهدی جهانشاهی
۰۵
اسفند

آیا رأی دادن هم می تواند اعتراض باشد یا رأی ندادن فقط اعتراض است؟؟

 

رأی ندادن آن کار آسان است که افراد تنبل سراغ آن می روند. کار سخت تر و مفیدتر این است که افراد نا سالم را شناسایی کنیم و با رأیمان از دور  انتخابات حذف کنیم. در حالی که با رأی ندادن ممکن است آن کسی که نباید روی کار بیاید، باز هم بیاید، هرچند با رأی کمتر.

مثلاً چه کسانی را با رأی دادن از دور انتخابات خارج کرده ایم؟ مثلاً رئیس مجلس را که لاریجانی بود، کاری کردیم که دور بعد اصلاً در انتخابات شرکت نکند. یک زمان حتی هاشمی رفسنجانی را با رأیمان از عالم سیاست کنار گذاشتیم، هرچند دوباره سراغ او را گرفتیم و به کار درست قبلمان «غلط کردم» گفتیم! این است قدرت انتخاب!

  • مهدی جهانشاهی
۰۵
اسفند

زبان حال کسایی که با صندوق رأی قهر می کنن:

طرف درست امتحان نداده و تجدید شده. لج می کنه و ترک تحصیل می کنه! خب، می خواستی درست درس بخونی!

 

ما که سعی کردیم درست رأی بدیم، خیرش رو هم کم کم داریم می بینیم. آینده اش از این هم قشنگ تره، شما خرابش نکن!

 

طرف خونه می خواد بسازه تحقیق می کنه. دکتر می خواد بره پرس و جو می کنه. اون وقت نماینده می خواد انتخاب کنه بدون تحقیق می گه: چه فرقی دارن. همه شون مثل هم اند! بگذار به این فامیل و همشهری خودم رأی بدم! بعد که کار خراب میشه، میگه: تقصیر نظامه. ریشه خرابه!

  • مهدی جهانشاهی
۰۵
اسفند

بالآخره قراره همه چیز گرون بشه. قراره همه ی اینها جا خوش کنن و حقوق نجومی بگیرن. قراره آدم های خودشون رو بیارن سر کار و به ریش نداشته ی ما بخندن! مشکلات ما اگه قرار بود حل بشه تا حالا حل شده بود...

 

  • خدا وکیلی بگو ببینم نگاه کردی ببینی دونه دونه هر مسئول چکار می کنه و چطور کار می کنه؟ از قانون های تمیز و گره گشایی که توی همین چند ساله تصویب شده خبر گرفتی؟ یا اینکه چون مسیرت به مسیر مجلسی ها نمی خوره از کارهاشون بی خبری! بچه لاتـه به آخونده می گه: حاجی! کجایی؟ نیستی؟ آخونده جواب می ده: هستیم، نه اونجاهایی که شما هستی!
  • خیلی زشته که چون یه نماینده یا یه رئیس جمهور، منتخب خودمون نبوده، به کارهای خوبش هم بی‌توجهی کنیم و سراغ کارهای خوبش رو نگیریم.
  • می گن: «نماینده ها همه مثل هم اند. همه سر و ته یه کرباس اند.». عیبی نداره. دلگیر نشو. به ما آخوندها هم که می رسن جمع می بندن و می گن: شما آخوندا... آخوندا خراب شدن‌! خدا وکیلی نه من مثل داداشم هستم و نه ما دو تا شبیه آخوندهای دست‌اندرکار دولتی!
  • رفته‌گر با رفته‌گر فرق داره و در حد خودش تأثیر داره. اصلاً آبدارچی های این ارگانها توی روند کارها تأثیر دارن، مثلاً می تونن ضیراب قشنگی از کارکنان مجموعه پیش رئیس مجموعه بزنن. اون وقت چطور می گید نماینده با نمایند فرق نداره! بدتر از اون چطور روتون می شه بگید رئیس جمهور با رئیس جمهور تفاوتی نداره! ما که هرچی نگاه می کنیم این سید با اون شیخ اصلاً هیچ شباهتی نداره! نه سیاست هاشون مثل همه، نه همت و تلاششون مثل همه و نه حتی برکت دستشون مثل همه!

 

اگه با هم فرق دارن پس چرا وضع ما همونه که بود؟ چرا تأثیرش رو نمی بینیم؟

  • باز که اشتباه قبل رو تکرار کردید؟ تحقیق کردید و گفتید وضع بهتر نشده؟ یا همینطور چشم بسته از دور قضاوت کردید؟ از کجا می دونید، شاید وضع شما بهتر نشده باشه، اما وضع خیلی های دیگه بهتر شده باشه! یه نگاه به رشد اقتصادی بندازید، یه نگاه به آمار بیکاری، یه نگاه به جهش تولید مسکن، اون وقت قضاوت کنید! همه ی آمارها هم در دسترسه، فقط یه دل دلسوز می خواد که وظیفه ی خودش بدونه در این زمینه تحقیق کنه.
  • به علاوه، طبیعیه که خراب کردن خیلی سریع تر و راحت تر از ساختن و درست کردنه، مثل خراب کردن و پایین آوردن یه ساختمون. اما همین ساختمون اگه بخواد بازسازی بشه، ذره ذره و آجر آجر بالا می ره. اون وقت یکی نگاه می کنه و می گه: توی یک هفته این ساختمون چند متر بالا رفته؟ چرا کاری نشده! توی کار سیاست و عالم اقتصاد هم هشت سال خراب کاری و تعطیل کردن کارخونه ها و متوقف نگه داشتن اقتصاد به امید گلابی های برجام، چقدر طول می کشه تا برگرده سر جای اولش؟؟

حالا تو بگو:

  • اگر رأی ندیم چی می شه و چه فرقی می کنه؟ گفتی اگه رأی بدیم وضعیت فرقی نمی کنه. اما مطمئنی اگه رأی ندی باز هم وضعیت فرقی نمی کنه؟ فکر نمی کنی وسط درگیری جنگیم و اسرائیل منتظره که بعد از انتخابات از خجالت حمله های ما در بیاد؟ اگه مشارکت پایین بیاد حتماً حادثه ی کرمان تکرار می شه؛ این بار بیخ گوش خودمون!
  • می گن: می تونی قول بدی که سال بعد تورم نداشته باشیم؟! می گم: تو قول می دی که آمار مشارکت بالا باشه؟ اگر آمار مشارکت توی انتخابات بالا باشه من قول می دم تورم به شیب نزولی خودش ادامه بده، وگرنه ... از ماست که بر ماست.
  • مهدی جهانشاهی
۰۳
اسفند

شاید یکی از شبهاتی که وقتی انقلابی های ما هم باهاش مواجه می شن، لکنت زبان می گیرن، اشکال فسادهای دولتی باشه. گاهی بعضی آمارها و آمارنماها هم به کمک این اشکال میان.

اما واقعاً دعوا سر چیه؟ سر اینکه فسادی هست یا نیست؟ بر منکرش لعنت! اصلاً مگه میشه جایی پول باشه و فساد نباشه؟ فساد اونقدر سوراخ و سنبه داره که از هر طرف جلوش رو بگیری از جای دیگه می زنه بیرون.

پس دعوا سر چیه؟ دعوا سر سطح و حجم فساده. دعوا سر اینه که فساد از دست در رفته یا اینکه هنوز داره باهاش برخورد می شه؟ سر این که آیا ایران رتبه ی اول فساد دنیا رو داره؟ دعوا دقیقاً همین جاست.

ذهن ما به طور طبیعی چند تا #خطای_شناختی داره به نامهای خطای تعمیم و خطای شکاف (از کتاب factfullness)؛ و معناش اینه که اولاً با جزئیاتی که به چشممنون میاد نتیجه گیری کلی و کلان می کنیم و تحلیل کلان نمی تونیم داشته باشیم؛ و ثانیاً سعی می کنیم صفر و صدی به ماجرا نگاه کنیم و همین که یه فساد می بینیم و می شنویم فکر می کنیم نمره مون صفر شده و بدترین کشور دنیا هستیم. لابد فسادهای ما از دوران شاه هم بیشتره!

جالب قضیه اینجاست که هر وقت خبر یه فساد بیرون میاد 300 تا ماهواره ی فارسی زبان داریم که 300 بار اون رو جار می زنن و توی چشم ما فرو می کنن. اما وقتی یه برخوردی با فساد می شه فقط صدا و سیما ـ اون هم با روش کاملاً غیر حرفه ای ـ اون رو انعکاس می ده. اون وقت مردم فکر می کنن که فساد توی کشور ما 300 برابر کشورهای دیگه است. کدوممون فهمید توی قضیه ی سه هزار میلیارد زمان احمدی نژاد چند نفر اعدام و حبس شدن؟ کی فهمید عاقبت اختلاس 90 هزار میلیاردی پارسال چی شد؟ از بس که توی حرف زدن و صحبت کردن با مردم ضعیفیم!

توی همین قضیه ی چای دبش مثلاً فساد توی زمون دیگه ای رخ داده بود و این دولت شناسایی و برخورد کرد. یعنی همون کاری که قول داده بود و باید می کرد رو کرد. اما برای مردم طوری جا افتاد که انگار این دولت مقصر این فساده و همه چیز به پای دولت رئیسی نوشته شد. عجیب نیست! آیا اصلاً کسی از این فساد خبری داشت؟ اگر دولت خودش لو نمی داد کسی چیزی می فهمید؟ چرا هیچ کس از دولت فعلی ممنون نشد؟

 

اما روش صحیح تحلیل و ارزیابی اقتصادی

برای اینکه یه تحلیل کلان دستمون بیاد و ارزیابی واقعی از اقتصاد کشورمون داشته باشیم، مثلاً باید به چه شاخص هایی توجه کنیم؟

مثلاً یه نگاه به وضعیت بودجه سالانه می تونه تحلیل کلان دستمون بده. مقدار کسری بودجه، و اینکه چه مقدارش صرف هزینه های عمرانی می شه و چه مقدارش صرف هزینه های جاری می شه. این می تونه سلامت ساختار بودجه رو نشون بده. گزارش تفریق بودجه سالانه هم که نشون می ده چه مقدار از بودجه وصول شده و کجاها از بودجه ی مصوب تخلف شده.

زمون احمدی نژاد مثلاً بودجه های عمرانی رفت بالای 70درصد. اما زمون روحانی اومد پایین 30 درصد!

زمون شاه که اصلاً نگو! کشور اصلاً عمران نداشت. جمعیت هم نداشت. صادرات نفت هم که چند برابر الآن بود. باز فیلم بازرس دربار (فردوست) توی نت موجوده که می گه: اینقدر فساد زیاد بود که با کسری بودجه مواجه شدیم!  وقتی هم که فسادها رو به دربار گزارش می دادیم، چون همه فامیلهای شاه بودن شاه پشت گوش می انداخت.

یا مثلاً اگه می خواید تحلیل کلان داشته باشید به آمار فاصله ی طبقاتی نگاه بکنید، که در این جهت هم کشور ما آمار نسبتاً قابل قبولی داره.

یا مثلاً به آمار پولدارترین های آسیا نگاه کنید، که حتی یک نفرشون هم ایرانی نیستن. یعنی حرام یا حلال اصلاً آدم اونقدر پولدار نداریم!

 

حالا از دولت ها برای مقابله با فساد چه کارهایی بر میاد و دولت و مجلس فعلی در این باره چه کار کرده؟

یه کار خوبشون برخورد با فساد بوده. یعنی هرجا فسادی پیدا شده بی تفاوت از کنارش رد نشدن. از پسر رئیس جمهور گرفته تا برادر رئیس جمهور تا رئیس دفتر قوه قضائیه و ...

یه کار قشنگ دیگه حرکت به سمت دولت الکترونیک بوده. بهترین مثالش الکترونیکی شدن مجوزهای کسب و کاره که قبلاً توی انحصار افراد خاص بود.

یه کار دیگه پلکانی شدن مالیات و مالیات گرفتن از اقشاری بود که قسر در می رفتن.

یه کار دیگه که دولت از سر مجبوری انجام داد حذف ارز ترجیحی و تک نرخی کردن ارز و واقعی شدن بعضی قیمت ها بود که اختلاف قیمتش با قیمت واقعی زمینه ساز فساد بود. همین واقعی شدن قیمت ها باعث شد که فساد برای فسادگرها به‌صرفه نباشه.

 

اما حرف آخر درمورد نقش خودمون این وسط...

 

دولت برای برخورد با فساد به حمایت ما نیاز داره. به این واقعیت توجه داریم؟ مثلاً دولت خواست از طلافروش ها مالیات بگیره. تحصن کردن. آیا دولت از حمایت مردمی خیالش راحت بود تا بتونه جلوی این افراد زیاده خواه بایسته؟؟

یه جاهایی هم خواستیم با یکی برخورد کنیم، طرف شاخ و شونه کشیده و گفته: من رأی مردم رو دارم و پشتم به حمایت مردمی گرمه! نفس کش!

رأی دادن ما اثرش رو اینجاها نشون می ده...

  • مهدی جهانشاهی