بیا با هم...

همه با هم پیش به سوی ظهور

بیا با هم...

همه با هم پیش به سوی ظهور

«اینده از آن متقین است»
متقی باش تا اینده از آن تو باشد

بایگانی
۰۸
خرداد

آیا مسؤولان ما خائن اند؟

هو وقت می خواهیم کمی از ابعاد اتفاقاتی که دارد می افتد توضیح دهیم میگویند: شما منتخب مردم را خائن می دانید... رهبر به آنها اعتماد دارد اما شما ...

امروز اما شاهد سماجت ها و پافشاری های دولتمردان در قبال به نتیجه رساندن مذاکرات هستیم! تا جایی که  چانه زنی می کنند که از دانشمندان بازجویی بشود یا نه؟! (حالا اسمش را می گذارند: مصاحبه علمی!) این را هم در توافق لوزان پذیرفته اند و دیگر نمی توانند زیر آن بزنند!

از طرفی با توجه به موضعگیری های صریح رهبر بزرگوار که با برخی بندهای توافق لوزان مخالفت کردند (مثل بازرسی از مراکز نظامی و بازپرسی دانشمندان هسته ای)

با این وجود آیا می توان دولتمردانی را که همچنان به ادامه ی مذاکرات پایبند هستند خائن دانست؟ مخصوصاً که این سبک فکری (: سازش و تسامح با دشمن) همان طرز تفکّر بنی صدر است که اجازه ی نفوذ دشمنان را با بهانه های واهی به خاک ایران داد!

موضع رهبری در قبال مذاکرات

جواب:

گذشته از این نکته که رهبر انقلاب (و ما هم به تبع ایشان) مذاکره کنندگان را فرزندان انقلاب می دانیم، چند نکته در توجیه کار آنها قابل ذکر است:

1- دولتمردان خطرات و تبعات این توافق به عمل آمده را توجیه می کنند و خطر آن برایشان جدی نیامده! می گویند: حالا چه می شود یک سری بزنند به حوالی مراکز نظامی، نظارت می کنیم، مواظبیم که نگذاریم خراب کاری کنند! حالا چه می شود با دانشمندان هسته ای گفتگو شود، اسرار هسته ای که نداریم! بعداً برایشان محافظ هم می گذاریم!...

اسم این را می گذاریم خوش خیالی، اما نه خیانت!

2- دولتمردان به دلایلی (که برخی از آنها چندان مخفی نیست) برای به سر انجام رساندن مذاکرات عجله دارند و این باعث می شود که: اولاً قدرت چانه زنی کمتری داشته باشند چون عجله دارند و باید زود کار را به سرانجام برسانند، ثانیاً: برخی موارد از چشم آنها پوشیده بماند و دقت نکنند که چه چیزهایی را امضا کرده اند! اینطور می شود که چیزهایی را امضا می کنند که احاطه ی حقوقی نسبت به آن ندارند.

اسمش را می گذاریم بی تدبیری، اما نه خیانت!

3- دولتمردان خودشان را جای آمریکا می گذارند و با خود می گویند: به نفع آمریکاست که از ما حمایت کند و گفتمان ما را در ایران تقویت کند؛ لذا حتماً با ما راه خواهد آمد و در این مذاکرات ما را بی آبرو نخواهد کرد. غافل از اینکه هدف آمریکا تضعیف اصل نظام است و وقتی می تواند به این هدف اعلا دست پیدا کند، چرا به هدف حد اقلی اکتفا کند؟!

اسم این را هم می گذاریم ساده لوحی، نه خیانت! 

4- جهت چهارمی هم قوّت دارد و آن اینکه: دولتمردان که خوب می دانند برای مردم کاری نکرده اند و نتوانسته اند رضایت آنها را جلب کنند، می دانند که بحث هسته ای و آزاد شدن تحریم ها آخرین خشاب آنهاست و اگر این تیر هم خطا برود دیگر شانسی برای باقی ماندن در فضای سیاست ندارند! لذا سعی می کنند تا قبل از انتخابات مجلس و خبرگان به هر قیمتی که شده مذاکرات را به یک نقطه ی ایده آل برسانند، کمی هم تبلیغات چاشنی آن می کنند و آن را به نام «پیروزی تاریخی» به مردم قالب می کنند! غافل از اینکه آمریکا این را فهمیده است و چون دولت را محتاج توافق می داند، ناز می کند و هر روز درخواست امتیازات بیشتر را مطرح می کند...

اسم این را هم می گذاریم: خود خواهی، نه خیانت!

دلیل های دیگر هم می شود بر شمرد. مثلاً اینکه: بعضی از خطوط قرمز به چشم اینها مهم نمی آید. مثلاً حالا چه می شود ناظران بین المللی سرکی به تجهیزات دفاعی ما بکشند؟ ما که تا یادمان می آید کشور امن بوده و هست... داعش کیلویی چند؟! خطر کجا بود؟!...

دولتمردان ما انگار خیلی برای خودشان سهم قائل اند! انگار فکر می کنند امنیت امروز مردم شانسی به وجود آمده! یا شاید فکر می کنند این امنیت، به خاطر راهبرد آنها بوده! اصلاً اینها تصوّری از روز سختی ندارند احتمالاً روزی که خدایی ناکرده، امنیت ما به مخاطره بیفتد، اولین کسانی که خودشان را می بازند همین طیف آقایون هستند...

 

از نگاه رهبری:

اما از دیدگاه رهبری هم روشن است که تیم مذاکره کننده خائن نیستند (گرچه رهبر انقلاب از وجود برخی افراد خائن در داخل بارها خبر داده اند، اما آنها جزو تیم مذاکره کننده نیستند!)

پس چه؟ اسم این تیم مذاکره کننده را چه باید گذاشت؟ اینهایی که اینطور دارند به ضرر اقتدار کشور و امنیت آن کار می کنند؟

رهبر انقلاب در 1/1/94 در حرم رضوی نظر خود را در مورد این خط فکری بیان نمودند و فرمودند: این یکی از دو نظریه ی کلان در بحث اقتصادی است (نگاه به ظرفیتهای درون کشور/نگاه به آن طرف مرزها) و البته این تئوری ناکارآمد است و صاحبان آن باید با کسب تجربه متوجه بشوند که این مسیر منتهی به مقصد نمی شود...

حتماً رجوع کنید.

 

[و امروز (15/7/94) رهبر انقلاب وجه دیگری از این کم کاری را هم ذکر کردند و کسانی که دم از مذاکره می زنند ما ساده انگار، سهل انگار یا بیخیال نامیدند. یعنی به عواقب حرفی که می زنند توجهی نمی کنند و پشت گوش می اندازند]

  • مهدی جهانشاهی
۰۶
خرداد

سختی ها تقصیر کیست؟

واقعاً مشکلات من به گردن کیست؟! خیلی ها هستند که هیچ برایشان مهم نیست تقصیر به گردن کیست! فقط می خواهند یک نفر باشد که تقصیرها را سر او خراب کنند! می خواهد صاحب کار باشد... می خواهد خانواده باشد... می خواهد رهبر باشد یا ....

این مسأله را به لحاظ دو عالم: عالم معنا، و عالم ظاهر و طبیعت جداگانه دنبال می کنیم!

البته نگاهمان به ظاهر هم باید وجهه ی دینی باشد و با معیارهای اسلامی سهم ها را می سنجیم.

****

به لحاظ عالم ظاهر، بخشی از مشکلات قطعاً به خاطر سنگ اندازی های حزب شیطان است! تا بوده شیطان این کارها را می کرده و این قدرتی است که خدا موقتاً به او داده تا بندگانش را امتحان کند، همچنان که شیطان قدرت یافت حضرت ایوب را تحریم کند؛ و خدا به این سبب صبر حضرت ایوب را آزمود.

منابع ما بالاتر از این را می گویند! بنا بر آنچه از آیات قرآن بر می آید هرگاه یک علَم و نشانه ی هدایت سربلند می کند، در مقابل آن دو شیطان سراسیمه دست به کار می شوند تا هرطور شده نگذارند کار آن مرد خدا پا بگیرد و به سرانجام برسد. آن دو شیطان، یکی شیطان انسی است و دیگری شیاطین جنی!

وَکَذَلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نِبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الإِنسِ وَالْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا (انعام 112)

این یعنی ما باید تاوان پس بدهیم! تاوان اینکه گفته ایم می خواهیم از زیر پرچم شیطان بیرون بیاییم و مستقل باشیم! تاوان اینکه دست به کار شده ایم و حکومت ستم شاهی را بیرون کرده ایم و حکومت ولیّ الهی را بر خود پذیرفته ایم! کار ما مشکل است! وقتی گفتیم «خدا» را می خواهیم، تازه باید آماده سنگ اندازی های جبهه ی شیطان باشیم و سعی کنیم شیطنت های او را از سر خودمان دور کنیم.

البته اگر ما اجازه ی نفوذ به شیطان ندهیم او قدرتی بر ما نخواهد داشت. اما به هر حال ما این اجازه را به او داده ایم و در اندازه ای که جای پا باز کرده، توانسته ما را اذیت کند. یعنی ادامه یافتن سختی ها و سنگ اندازی های شیطان فقط به خاطر این است که ما به او اجازه ی نفوذ داده ایم و او را در امور جامعه دخالت داده ایم. (وَلاَ تَرْکَنُواْ إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَمَا لَکُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِیَاءَ ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ: به ظالمین تکیه نکنید که گرفتار آتش می شوید و از جانب غیر خدا دوستی نخواهید داشت و هیچگاه یاری نخواهید شد) (هود 113)

نتیجه ی پذیرش این معنا این می شود که:

اولاً: باید بپذیریم که پیشرفت ما و رفع مشکلات ما به «مبارزه» گره خورده است و این تنها راه است!

ثانیاً: علت کندی برخی از پیشرفتهای ما توجیه می شود؛ چون ما دشمنانی داریم که تمام سعیشان را می کنند تا ما پیشرفت نکنیم و به مقصد نرسیم. برخلاف خیلی از کشورها که جیره خور شیطان هستند و شیطان کاری با آنها ندارد و بلکه در برخی جوانب آنها را کمک هم می کند! ما نباید خودمان را با برخی کشورهای توسعه یافته مقایسه کنیم! شرایطی که ما داریم خیلی متمایز است، و این شرایط را وقتی قبول کردیم که برای حرکت به سمت آزادی و ولایت الله، گام برداشتیم.

در همین راستا بود که مملکت ما سالها زیر سایه ی تحریم سعی و کوشش کرد و طعم پیشرفت درون زا را چشید.

تحریم هایی که به ما تحمیل شد کم چیزی نبود و اگر کمک خدا نبود، می توانست برای سرنگونی ما کافی باشد. یعنی با وجود این تحریم ها نه تنها تعجّب ندارد که وضعیت بازار ما به هم خورده است! بلکه تعجب در اینجاست که چطور کشور ما توانست خودش را در مقابل این تحریم ها واکسینه کند! الآن غرب از ما در تعجّب است که چرا هنوز سر پا هستیم.

خلاصه بخشی از مشکل از طرف غرب و دست اندرکاران شیطان است و این یعنی ما در یک امتحان بزرگ قرار داریم! به هر حال این تحریم ها خیلی مهم و مؤثر بودند.

اما همه چیز این نبود! این درست نیست که چشم بسته همه ی مشکلات را به آن طرف نسبت بدهیم! این هم اصلاً ادعای ما نیست. رهبری فرمودند:

ما ضعف داخلی داریم، همه مشکلات متوجه دشمن نیست/ دانلود

****

بخش دیگر از مشکلات به عهده ی مسؤولین و دست اندرکاران دولتی است؛ رهبری بارها از عملکرد اقتصادی دولت گله کرده و بارها راهکارها و راهبردهای مؤثر را پیش پای آنها قرار داده، اما عملکرد آنها غایتاً نتوانسته رضایت رهبری را تأمین کند و هنوز دستورات متعدد رهبری روی زمین مانده است. فقط هم مقصر دولت مردان نیستند! هرکس به اندازه ای که دستی در کار دارد مسؤول است! از نماینده گرفته تا رئیس جمهور و ...

اما این رئیس جمهور یا نماینده را چه کسی تعیین می کند؟ مردم!

پس انگشت اتهام به طرف خود مردم بر می گردد و آنها باید سهم خودشان را از اشتباه قبول کنند! مردم بودند که به کسانی رأی دادند که خائن به انقلاب از آب در آمدند (امثال بنی صدر و خاتمی و دیگر کسانی که هیچ اعتقادی به رسیدگی به مستضعفان ندارند!) طبیعی است که مردم باید تاوان اشتباهشان را پس بدهند.

****

-  شاید بگویید: رهبر اینجا چکاره است؟ رهبر باید جلوی اشتباهات مردم و مسؤولان را بگیرد!

-  جواب این است که: اتفاقاً قدرت و نفوذ رهبری را هم مردم تعیین می کنند! مردم هر اندازه که در حمایت از رهبری همدل و همزبان باشند، دست رهبری را بازتر خواهند گذاشت تا برای اصلاح مشکلات اعمال قدرت بکند. این در مبانی اسلامی اینگونه تعریف شده است و ائمه ی اطهار نیز آن اندازه ای در امور دخالت می کردند که حمایت مردم اجازه می داد.

حالا خودتان به اطرافتان نگاه کنید و ببینید چند درصد از مردم مطیع امر رهبری هستند و تصمیمات آن بزرگوار را روی چشم می گذارند؟ چند درصد معترض هستند و در مقابل تصمیمات ایشان موضع گیری می کنند؟ این را از هجم کسانی که به جای گوش دادن به سخنان رهبری به حرفهای bbc گوش می دهند و اعتماد می کنند می توانید بفهمید.

اتفاقاً رهبر بیشتر از آنچه که از او توقع می رفته کار کرده و اگر بیشتر از این بخواهد بر دولتمردان فشار وارد کند، دخالت در کار آنها به حساب می آید (در حالی که در مملکت ما وظایف تقسیم شده هستند و کار رهبری تنها مدیریت کلان مسیر انقلاب است). لذا ما نباید توقع داشته باشیم که خرابکاری بکنیم و بعد به گردن رهبر بزرگوار بیندازیم که باید خرابکاری ما را اصلاح کند!

****

اینها به جای خود! اما هنوز یک سهم از اشتباهات باقی مانده است!

مردم هم در این سختی های خودشان سهم دارند! سهم آنها اتفاقاً کم هم نیست! مردم مستقیماً می توانند کاری کنند که مشکلات برطرف شود یا اینکه مشکلات چند برابر شود.

مردم ما فرهنگ تولید ندارند، همت تولید جنس مرغوب را ندارند.

مردم ما فرهنگ مصرف ندارند و إلا با مصرف می توانستند تولید را جهت دهی و مدیریت کنند (همینجا اضافه کنیم که: از رهبر مظلوم نباید توقع بیجا داشت! وقتی خود ما مردم به حرف رهبرمان که دستور داده اند جنس داخلی مصرف کنیم گوش نمی دهیم، از دولتمردان چه توقّع؟!)

مردم ما فرهنگ عرضه هم ندارند! آنقدر دزدی ها و کم فروشی ها زیاد شده که ... بماند!

تا اینجا سه سهم از اشکالات به گردن مردم افتاد و یک سهم به گردن دشمنان و یک سهم به گردن دولتمردان!

اما وارد بُعد معنا می شویم!

آثار گناهدر بعد معنا تماماً تقصیرها به گردن خود مردم است! بله! هرچه می کشیم به خاطر خودمان است! به خاطر گناههای خودمان! این ادعای من نیست! حرفی است که خدا بارها در قرآن تکرار کرده: ما اصابکم من مصیبة فبما کسبت أیدیکم (هرچه بر سر شما می آید به خاطر کارهایی است که با دست خودتان مرتکب شده اید!)

این اولین باری نیست که در طول تاریخ خشکسالی می آید! بارها تکرار شده و هر بار هم علت آن فقط یک چیز بوده، و آن گناه...

البته لازم نیست شما دست به گناه آلوده کنید و اصراف را به اوج برسانید تا عذاب بیاید! کافی است که دیگران گناه کنند و شما تماشا کنید! یعنی امروز ما داریم در آتشی می سوزیم که انسانهای گنهکار جامغه افروخته اند. دلیل این ادعا هم سخن رسول خداست که فرمودند: إن المعصیة إذا عمل بها العبد سراً لم تضر إلا عاملها ، وإذا عمل بها علانیة ولم یغیر علیه أضرت بالعامة (بحار الآنوار ح97 ص75) هنگامی که معصیت در نهان انجام گیرد تنها به صاحب آن ضرر می زند، اما هنگامی که در عیان صورت گرفت و کسی چهره در هم نیفروخت، ضرر آن به همه می رسد!).

می توان نتیجه گرفت: هزار رئیس جمهور و رهبر عوض شود... امام زمان هم بیاید... باز مشکلات ما باقی خواهد ماند و هشتمان گروی نه است... اگر انسانهای پاکی نباشیم!

گناههایی مثل: تنها گذاشتن ولیّ فقیه و علما، دوستی با دشمنان خدا، ندادن خمس و زکات، ترک نماز و روزه، زنا و ... که همه اینها در جامعه ی ما شایع هستند.

اینطور که حساب کنیم دیگر تعجب نمی کنیم که چرا وضع مان خراب است! تعجّب می کنیم که چطور با اینهمه گناه، خداوند ما را زنده نگاه داشته و آن عذاب خانمان سوز را بر سرمان فرود نیاورده...

****

لذا نتیجه می گیریم: وقتی اشکالات خودمان را کوچک دیدیم، باعث می شود که اشکالات دیگران را بزرگ ببینیم و اشکالات را به گردن این و آن بیندازیم.

سؤال دیگری مطرح است و آن اینکه: اصلاً می شود که وضع ما خوب بشود؟

در پست بعد إن شاء الله...

  • مهدی جهانشاهی
۰۶
خرداد

هیچ شهیدی به این اندازه من رو تحت تأثیر قرار داده. این شهید قله ی دست نیافتنی منه.

روایت سردار آبنوش از معاون شهید خودش رو گوش بدید که می دونم نشنیدید.

سردار آبنوشبه طور اتفاقی، این فیلم به دستم افتاد و خدا رو شکر می کنم که از اسرار نهفته ی اون با خبر شدم.

ده دقیقه ی اوّل اوصاف شهید والامقام شهید حمید دهقانی، از زبان همرزم شهیده و بعدش هم چند خاطره ی تاریخی از اون شهید.

 

دانلود فیلم به حجم 75 مگابایت

[برای اینکه حجم کار پایین بیاد و خسته کننده نباشه کمی از اوایل فیلم رو بریدم.]

 

دانلود صدا با حجم 15 مگابایت

 

در قسمتی از فیلم، بُرد نفَس ولایت فقیه رو از زبان یک افسر جنگ جهانی اول می شنوید! این جمله از زبان او مرا یاد حرف سردار سلیمانی انداخت که در جمع خصوصی به ما گفت: من که بر معادلات بین المللی اشراف دارم می بینم که نظریه ی ولایت فقیه چه برد و نفوذ فوق العاده ای دارد (حتی بیشتر آنچه که نظریه ی مرجعیت دینی داشته است)...

  • مهدی جهانشاهی
۰۶
خرداد

انسان و مبارزه با شیطان

وقتی انسان شدی دیگر باید به این بازی تن بدهی! نمی توانی خودت را کنار بکشی و بگویی من نیستم! از پشت سر، شیطان تو را دنبال کرده و در پیش رو، جهنّم منتظر توست! چاره ای نداری جز اینکه بایستی و با شیطان مبارزه کنی!

جرم ما تازه سنگین تر است! چون انقلاب کرده ایم و شیطان را بیرون کرده ایم! حالا اگر بخواهیم عقب گرد کنیم و دوباره عرصه را برای نفوذ شیطان باز کنیم، گناهی نابخشودنی انجام داده ایم.

آنچه که گناه سستی ما را از این هم سنگین تر می کند این است که: ما پیش از این چوب مدارا و مسامحه با شیطان را خورده ایم! حق نداریم دوباره از این سوراخ گزیده بشویم! اگر تجربه شده ها را دوباره بخواهیم تجربه کنیم، عقوبت الهی سنگین تر خواهد بود؛ یکبار عقب نشینی کردیم و فهمیدیم که اشتباه کرده ایم. سال 82 همین تیم مذاکره کننده 2 سال ما را عقب انداخت و فهمید که هر قدر کوتاه بیاید نمی تواند آمریکا را از خود راضی نگه دارد، معلوم است! خدا فرموده که یهود و نصاری از تو راضی نمی شوند تا اینکه تابع آئین آنها شوی...

نرمش حضرت آدم را یادتان هست؟ برای اینکه به حرف شیطان ترتیب اثر داد، نه تنها به آنچه می خواست نرسید، بلکه آنچه را هم که داشت از دست داد! 300 سال گریه های او چه اثری داشت؟ فقط اینکه خدا گفت: گذشته ات را نادیده گرفتم! اما می توانی به جای اوّلت برگردی؟ نه هرگز! برو و از اوّل شروع کن! شاید بتوانی با زحمت آن بهشت را دوباره به دست بیاوری...!

فرزندان آدم! قاعده بر این است که هیچ مدارایی با شیطان نشود! تاریخ «انسان» با مبارزه با شیطان گره خورده است! و خداوند کلید حلّ هیچ یک از مشکلات ما را در دست شیطان قرار نداده است تا بخواهیم با نرمی و مدارا از دست او بگیریم!

مخصوصاً که ما بارها نصرت و یاری خدا را تجربه کردیم و دیده ایم که استقامت و ایستادگی در راه خدا چه برکاتی دارد و چطور ما را جلو می اندازد! خدا به دست مردم مجاهد ایران تا کنون بارها اعجاز کرده! کارهایی که همه می گفتند نمی شود، ما به مدد الهی انجام دادیم و حقیقت «إن تنصروا الله ینصرکم» را نشان دادیم. برای ما زشت است که دوباره بخواهیم با شیطان به چانه زنی بنشینیم!

حکومت اسلامی ما با مقاومت و مجاهدت به همه جا رسید، اما با تسامح و نرمش... هیچ! مثلاً امنیت امروز ما به خاطر چیست؟ امنیتی که کشورهای همسایه همه از آن محروم اند! رئیس جمهور فکر می کند امنیت امروز با تدبیر او میسّر شده؟

ما ایستاده ایم

این حرف امروز رهبر بزرگوار ماست! پشت کردن به این حرف چه عاقبتی دارد؟ همان که در کلام امیر المؤمینن آمده:

أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ مَعْصِیَةَ النَّاصِحِ الشَّفِیقِ الْعَالِمِ الُْمجَرِّبِ تُورِثُ الْحَسْرَةَ، وَتُعْقِبُ النَّدَامَةَ. وَقَدْ کُنْتُ أَمَرْتُکُمْ فی هذِهِ الْحُکُومَةِ أَمْرِی، وَنَخَلْتُ لَکُمْ مَخزُونَ رَأْیِی، لَوْ کَانَ یُطَاعُ لِقَصِیرٍ أَمْرٌ!

من حرف خودم را به شما زده ام، حالا که گوش نمی دهید منتظر حسرت و پشیمانی باشید، چرا که سرپیچی از عالمی که خیر خواه و با تجربه است، عاقبتی جز این ندارد...

  • مهدی جهانشاهی
۰۵
خرداد

چه حکمتی داشت که امسال رهبر بزرگوار روی این نکته تأکید کردند؟ دولت در کنار ملّت، وحدت!

معلوم است که زمینه برای تفرقه بین دولت و ملّت بالا رفته. دولت با شعار اعتدال خیلی‌ها را از خودش دور می کند، ملت هم که پنجاه درصد اصلاً به دولت رأی نداده‌اند! آن‌ها هم که رأی داده‌اند با «گرانی» جواب پس گرفته اند!

 

اما این‌ها برای سال قبل هم بود!

به نظرم نکته‌ی شعار سال «عقب‌گرد!» است. در سال‌های گذشته، اولویت‌های اقتصادی مطرح بود و دغدغه‌ی رهبری رفع این مشکل بود که به نحوی برای اهداف انقلاب یک خطر تلقی می‌شد. اما حالا کار از این حرف‌ها گذشته! خطر تفرقه درونی وجود دارد؛ اگر دولت با این سیاست‌ها جامعه را به آشوب نکشاند، جای شکر دارد.

این شعار در سطح وسیع‌تر و بین‌المللی‌تر در سال 86 تکرار شده بود (سال: اتحاد ملی انسجام اسلامی). اما امسال باید مواظب باشیم که حدّ اقل‌ها را از دست ندهیم...

نکته‌ی دیگر که به ذهن می‌زند این است که: در آستانه‌ی نزدیک شدن به انتهای مذاکرات (یا بهتر بگم: در آستانه‌ی شکست دیپلماسی دولت!) حضرت آقا تمام‌قد، حمایت خودشان را از دولت اظهار می‌کنند تا بعداً مردم- و ماهواره‌ها- نگویند که: مخالفت رهبر نگذاشت مذاکرات به نتیجه برسد! اینجاست که حضرت آقا ملّت را هم به حمایت از دولت تشویق می‌کند تا با دست باز پیگیر مقصود خودشان باشند. حواسمان هست که هدف اعلای رهبر بزرگوار از حمایت از مذاکرات این است که- در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات- مردم به این درک برسند که آمریکا قابل اعتماد نیست و مذاکره با او در هیچ شرایطی کارگشا نیست! این هدف نباید دستخوش تبلیغات غلط قرار بگیرد. پیش از این تجربه‌ی مذاکره چند بار تکرار شده است، لکن برای توده‌ی مردم تجربه و بصیرتی را به دنبال نداشته است...

***

حالا دیگر کار دارد به جاهای باریک می کشد و واقعاً روحانی در دوراهی قرار دارد که یا بگوید: غلط کردم و طئوری من شکست خورده است! و یا اینکه به هر قیمتی که شده از ایده ی خودش دفاع کند و حتّی رهبر بزرگوار را هم در تنگنا قرار بدهد که با این نرمش ها و سازش ها کنار بیاید!

رهبر بزرگوار بارها دولت را (تصریحاً و تلویحاً) به خاطر گفتن حرفهای تفرقه افکنانه توبیخ کرده است و حالا با این شعار حکیمانه او را تشویق به این می کند که دنبال تفرقه و اغتشاش نباشد...

  • مهدی جهانشاهی
۰۵
خرداد

بعضی ها گناهی می کنند که مسیر تاریخ را عوض می کند، اما اصلاً ککشان نمی گزد! انگار مگسی از کنار دماغشان رد شده و آن را از خود دور کرده اند...

یک گناه می تواند مسیر زندگی خود ما را عوض کند، یک گناه می تواند مسیر زندگی دیگری را عوض کند و او را به گمراهی بکشاند. یک گناه هم کلاً دیگری را از ریل زندگی خارج می کند و از صفحه ی وجود محو می کند (: آدم کشی). خداوند در مورد گناه آدم کشی می فرماید: مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا (هر کس یک نفر را بکشد انگار همه مردم زمین را کشته است!).

اما گناه بزرگتر از این هم هست، گناهی که یک موج تاریکی و ظلمت در عالم بیندازد و گروهی از مردم را گمراه کند. از اینجاست که خداوند می فرماید: «الفتنة أشدّ من القتل» (فتنه از آدم کشی هم بدتر است!)

می گویند: پر زدن پروانه روی جوّ اتمسفر تأثیر می گذارد. اما عجیب است که میلیونها نفر به «سازش» رأی می دهند و آب از آب تکان نمی خورد!

هیچ می دانید رأی دادن ما برای کلّ دنیا معنا دارد؟ رأی به مقاومت مستضعفان را تقویت می کند و رأی به سازش روحیه ی مستضعفان را ضعیف و سرخورده می کند.

رهبر بزرگوار در مورد تأثیر انتخابات و آراء، فرمودند: 

به همان شکلی که مقدرات یک انسان در شب قدر ثبت می شود، در انتخابات هم، مقدرات کشور ما و بلکه در یک نگاه دقیق تر، مقدرات و امور «انقلاب » تعیین و مشخص می شود... (24/12/86)

منصفانه قضاوت کنید: قدرت دادن به کسی که اعتقادی به ولایت فقیه ندارد، چقدر می تواند باعث سست شدن بنیان های نظام شود؟ چقدر می تواند امنیت و آرامش آینده ی ما را به خطر بیندازد؟

هیچ می دانید وقتی با رأیمان پیام می دهیم که: ما گرسنه ایم و از ایستادگی در مقابل کفر خسته شده ایم، این کار می تواند در ظهور امام زمان تأخیر ایجاد کند؟

می دانیم در چه وضعیت حساسی قرار داریم؟

یادم هست وقتی در اواخر دوران احمدی نژاد ما ایستادگی می کردیم و تحمّل می کردیم، چقدر نهضتهای دنیا سرزنده بودند و بیداری اسلامی در حال گسترش بود. اما همینکه از بین آن کاندیداها به کسی که شعار نرمش می داد رأی دادیم، انقلابها فرو کش کرد... داعش ها سر بلند کردند... لحن ها وقیحانه و بی ادبانه شد... و یمنها به خطر افتادند؛

کمی احساس مسؤولیت کنید!

حالا چکار کنیم؟

انتخابات دیگری هم پیش رو هست! انتخاباتی که اگر اشتباه ما در آنها تکرار شود اثرات سوء آن خیی زود فضای جامعه را در بر خواهد گرفت...

هشیار باشید...

  • مهدی جهانشاهی
۰۵
خرداد

اسم داعش وقتی سر زبانها افتاد، همه را به تب و تاب انداخت! حالا برخی بیشتر قدر امنیت را می دانند. حالا خیلی ها باور کردند که نا امنی و بی ناموسی چندان هم از آنها دور نیست!

اما داعش کیست؟ به لحاظ تئوری اینها از کجا سر در آورده اند؟!

یک جمله!

وقتی توجه کنید که داعش مسلمانانی هستند که آمریکا به جان دیگر مسلمانها انداخته، شاخک هایتان تیز می شود تا بیشتر دقّت کنید: نکند روزی خودتان مانند داعش دست و بازوی دشمن شوید...

بله داعش خود ما هستیم! اگر گوشمان به حرفهای رهبرمان نباشد! به حرفهای ماهواره باشد...

  • مهدی جهانشاهی
۰۵
خرداد

شهرک غرب یک آدم هیکلی را دیدم که کنار جاده ایستاده بود. ادب کردم و سلام کردم. کمی ایستاد و بعد گفت: حاج آقا! چه سلامی؟ چه علیکی؟ خنده ام گرفت و دل دل گفتم: نکند حق تو را هم من خوردم که چاق شده ام!

به افتخار ایشون این مطلب رو گذاشتم: (مطلب مناسب فضای اواخر دوران احمدی نژاده)

{

نگویید تحریم اثر ندارد! ما را بیچاره کرده است! زمین گیر شده ایم! بچه هایمان اسباب بازی می خواهند، اما نمی توانیم هر روز برایشان اسباب بازی بخریم! زنها شکایتشان بلند شده است، دیگر نمی توانیم هر سال سرویس طلایشان را عوض کنیم...

اعتراض، فقر، مصرف گراییچقدر ما بیچاره شده ایم! مغازه های لباس فروشی خلوت شده اند! مردم لباسی را می پوشند که چند ماه پیش می پوشیدند! فرشهای خانه مان تکراری شده اند، کسی نیست اینها را عوض کند و تِم خانه را تازه کند...

چقدر که تحریم ها اثر کرده! بیچاره همسایه! می خواست جوانش را به خانه ی بخت بفرسند؛ پولش نرسید «تیبا»ی پسرش را بکُند «206»! پیش خانواده ی عروس سرافکنده شد؛ چون آنها توانسته بودند [با هزار قرض و وام]، برای دخترشان یک جهیزیه ی دهن پر کن تهیه کنند!

بعضی ها وضعشان بدتر است! بیچاره ها مجبورند در خانه ی 80 متری زندگی کنند، پول ندارند ماهی 800 تومان اجاره بدهند! بعضی ها حتّی نمی توانند با وسیله ی شخصی سر کار بروند؛ مجبورند از وسایل عمومی استفاده کنند...

داریم خفه می شویم! تحریمها جدی است! یک نفر به فکر ما باشد! گذرم به مغازه ی موبایل فروشی افتاد، مدلهای جدیدی آمده بود؛ خیلی زیبا بود! اما پول نداشتم موبایل کهنه ام را عوض کنم...

نگویید تحریم اثر ندارد! دشمن می شنود بیشتر تحریم می کند! آهسته تر! یکی به فکر ما باشد...

چقدر ما بیچاره ایم، چقدر تحریمها اثر کرده...

}

  • مهدی جهانشاهی
۰۵
خرداد
چشم شما به کدام وعده است؟!
انتخاب با شماست:
وعده های خدا+یاری خدا تا رسیدن به مقصد
یا وعده های چشمگیر شیطان که در ظاهر نقد و زیبا هستند، اما...

راهبرد خدا برای سوق دادن بندگان به کمالات نفسانی و فطری، وعده است، وعده به بهشت و نعمتهای بزرگ آن، وعده به لذتهای معنوی عمیق و پاکیزه، و وعده به همنشینی اولیا و انبیا علیهم السلام و ...

همینطور راهبرد شیطان هم برای اینکه بنی آدم را با خود همراه کند، وعده است!

شیطان البته هنگامی که وعده ای به انسان بیچاره می دهد، هدف او خیرخواهی برای آن انسان نیست و بلکه این وعده ها راهکاری برای جذب آن انسان است.

تفاوت ماهوی وعده های خدا با وعده های شیطان هم همینجاست که خداوند این هدف را دارد که انسان به خیر و سعادت برسد و به انسان راهی را نشان می دهد که به آن خیر و سعادت ختم شود؛ اما در مقابل، شیطان تنها می خواهد انسان را به سمت خودش جذب کند و از این روی هنگامی که به هدف خود برسد دیگر برایش مهم نیست که به وعده ای که داده عمل کند؛ اگر هم گاهی به وعده ی خود عمل می کند برای این است که بتواند یک مرحله ی دیگر انسان را با خود همراه کند و او را بیش از پیش نمک گیر کند!

از این رو در قرآن بارها به این نکته اشاره شده است که نباید به وعده های پوچ شیطان دل بست و فریفته ی آنها شد.

در این آیه به این شگرد شیطان و دیگر شگردهای او اشاره شده:

یَعِدُهُمْ وَیُمَنِّیهِمْ وَمَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا

شیطان به آنها وعده‏ها(ى دروغین) مى‏دهد؛ و به آرزوها، سرگرم مى‏سازد؛ در حالى که جز فریب و نیرنگ، به آنها وعده نمى‏دهد (نساء 120).

در آیه ای دیگر از زبان خود شیطان این نقشه را رو می کند:

وَقَالَ الشَّیْطَانُ لَمَّا قُضِیَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَمَا کَانَ لِیَ عَلَیْکُم مِّن سُلْطَانٍ إِلاَّ أَن دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلاَ تَلُومُونِی وَلُومُواْ أَنفُسَکُم مَّا أَنَاْ بِمُصْرِخِکُمْ وَمَا أَنتُمْ بِمُصْرِخِیَّ إِنِّی کَفَرْتُ بِمَآ أَشْرَکْتُمُونِ مِن قَبْلُ...

و شیطان، هنگامى که کار تمام مى‏ شود، مى‏ گوید: «خداوند به شما وعده حق داد و من هم به شما وعده دادم، و تخلّف کردم! من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید! بنابر این، مرا سرزنش نکنید؛ خود را سرزنش کنید! نه من فریادرس شما هستم، و نه شما فریادرس من! من نسبت به شرک شما درباره خود، که از قبل داشتید، (و اطاعت مرا هم ردیف اطاعت خدا قرار دادید) بیزار و کافرم!»)(ابراهیم 22)

در آیه ای دیگر نمونه ی عینی این شرارت شیطان را نشان می دهد، شرارتی که مسیر تاریخ را عوض کرد:

فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطَانُ لِیُبْدِیَ لَهُمَا مَا وُورِیَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَاتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاکُمَا رَبُّکُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَن تَکُونَا مَلَکَیْنِ أَوْ تَکُونَا مِنَ الْخَالِدِینَ

[در داستان حضرت آدم:] سپس شیطان آن دو را وسوسه کرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشکار سازد؛ و گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت نهى نکرده مگر بخاطر اینکه (اگر از آن بخورید،) فرشته خواهید شد، یا جاودانه (در بهشت) خواهید ماند!».

با یکی دو تا چاشنی قسم و اظهار دوستی هم حرف شیطان به کرسی نشست و کاری که نباید انجام می شد، شد!

شاید وعده ی خدا کمی نسیه بنمایاند، اما حقیقت این است که وعده های شیطان حتّی نسیه هم نیست و کاملاً پوچ و توخالی است. تظاهر می کند که وعده اش نقد است، اما پای عمل که می رسد، انگار نه انگار قول و وعده ای در کار بوده.

رهبر بزرگوار خطاب به دولتمردان فرمودند:

«مطالبه‌ ما از مسئولین این بوده است که گفتیم به طرف مقابل اعتماد نکنید، به لبخند او فریب نخورید، به وعده‌ نقد که می‌دهد ـ وعده‌ نقد، نه عمل نقد ـ اعتماد نکنید، چون وقتی خرش از پل گذشت، برمی‌گردد و به ریش شما می‌خندد! اینقدر اینها وقیحند»(23/1/94)

کنایه از اینکه: دولتمردان ما نباید از وعده هایی که از آن طرفی ها می شنوند ذوق زده شوند...

لذا باید بدانیم کدام وعده الهی است، و کدام وعده شیطانی!؟

اما شیطان از این وعده ها چه هدفی را دنبال می کند؟

مهمترین هدف شیطان این است که از اعتبار وعده های الهی کم کند و آنها را در نظر مردم کمرنگ و بی اهمیت جلوه دهد! یعنی در مقابل آن وعده های واقعی یک نسخه ی قلابی به انسان تحویل بدهد تا انسان را بر سر دو راهی قرار دهد: وعده ی خدا را انتخاب کند یا وعده ی شیطان را؟! 

بعلاوه وقتی انسان وعده های شیطان را انتخاب کند، روشن است که باید از مسیر گناه وارد شود.یعنی هدف شیطان این است که چشم انسان را به مسیر گناه خیره کند!

وعده های شیطانی را از کجا بشاسیم؟ ملاک تشخیص وعده ی الهی از وعده ی شیطانی چیست؟

یک راه ساده این است که: هرکاری که ما بکنیم و خوشنودی شیطان و آمریکا در آن باشد، این کار دل بستن به وعده های شیطانی است! مثلاً اگر ما استقامت را کنار گذاشتیم و بدون حفظ عزّت پای میز مذاکره نشستیم، اینجا رفع تحریمها می شود یک وعده ی شیطانی!

آن زن در کنگره آمریکا گفت: ما سه گزینه برای مانع شدن ایران از رسیدن به بمب هسته ای پیش رو داریم: یکی جنگ نظامی است که به صرفه نیست! دیگری تحریم است که آن هم جواب نداد و ما هرچه بیشتر تحریم کردیم ایرانی ها بیشتر در مسأله ی هسته ای پافشاری کردند و پیشرفت کردند. راه سوّم مذاکره است که جواب داد...!

خلاصه، ماهیت وعده های شیطانی: وعده ای است که عمل به آن مایه ی خوشنودی شیطان باشد!

ویژگی وعده های شیطانی چیست؟ شبطان چه راهبردی را در وعده هایش دنبال می کند؟

از آنجایی که وعده های شیطان تضمین عملی ندارد، برای اینکه انسان را قانع کند تا در برابر وعده های الهی این وعده های پوچ را انتخاب کند، وعده هایی با ویژگی های ذیل در نظر می گیرد:

1. وعده ای می دهد که به ظاهر نقد باشد (می گوید: دروغ بگو تا همین الآن در این معامله سود بیشتری ببری!)

2. وعده ای می دهد که مطابق حس زیاده خواهی و دنیا طلبی انسان باشد. او سعی می کند که انسان را در حسرت آرزوها فرو ببرد تا با تفکر در این خواسته ها حریص و تشنه ی آنها شود (قرآن به این نکته اشاره کرده: یعدهم و یمنیهم: وعده می دهد و در حسرت آرزو فرو می برد). مثلاً شیطان می گوید: قرض نده! اگر قرض بدهی از دستت می رود؛ در عوض ربا بده تا پولت چند برابر شود

3. شیطان وعده ای می دهد که راه آن میانبر باشد! انسان به خاطر حس زرنگی سعی می کند راه را برای خودش نزدیک کند و لذا این راه میانبر را انتخاب می کند! انسان به خاطر اینکه فکر می کند زرنگ است، راه اصلی را رها می کند و سراغ این راه میانبر می رود!  (مثلاً به جای تشکیل خانواده، دنبال گناه جنسی می رود تا زودتر به آن لذتها برسد.)

4. شیطان وعده ای می دهد که الگوی دنیوی داشته باشد و انسان آن را دیده باشد، (مثلاً می گوید: ظلم کن تا به گنج قارون برسی/ بی حجاب باش تا مثل آمریکایی ها به آزادی برسی!)

انسان ساده، فکر می کند پیشنهاد فوق العاده ای دریافت کرده! و لذا وعده ی خدا را رها می کند و دنبال وعده ی شیطان می رود و بعد از اینکه حسابی خودش را خسته کرد، تازه می فهمد که سرش کلاه رفته و علاوه بر اینکه فرصت را از دست داده و به آنچه می خواسته نرسیده، حالا با خدا طرف است و باید جواب پس بدهد...

همه اش از اینجا شروع شد که: به وعده های الهی اعتماد نکرد و وعده های شیطانی را ترجیح داد...

وعده ی خدا یادمان نرود:

«إن تنصروا الله ینصرکم و یثبّت اقدامکم»

خدارا یاری کنید تا خدا شما را یاری کند و صبر و استقامت به شما بدهد.

«و لینصرنّ الله من ینصره» (حج 40)

خدا وعده می دهد: اگر صبر کنید و استقامت داشته باشید نصرت من را به زودی شاهد خواهید بود، همان نصرتی که تا کنون به یاوران خود وعده داده ام و به وعده ام به نحو أحسن وفا کرده ام، خیر شما در همین است و فقط کمی صبر لازم است...

پیشرفت 30 ساله ی ما (در هر زمینه ای که پیشرفت داشته ایم) به خاطر اعتماد به همین وعده های الهی بوده است و هرچه تا کنون شکست و سرافکندگی نصیبمان شده به خاطر فریفته شدن وعده های شیطانی بوده است...

دائم به ما این پیشنهاد ویژه را می دهند که: اگر از حق خودتان کوتاه بیایید پایمان را از روی خرخره تان بر می داریم!

تا کی می خواهیم راه پیشنهادی آمریکا را در پیش بگیریم؟ می گویند: با ما اعتماد سازی کنید تا وضع اقتصادی شما بهبود پیدا کند؛ مقام معظم رهبری در مقابل، می گویند: کلید حل مشکلات در داخل کشور است نه ژنو و لوزان و ...

اما دولمتردان ما معلوم نیست چه دیده اند که اصلاً حاضر نیستند کلید داخلی را انتخاب کنند! کلاً می خواهند دم کدخدا را ببینند! حتی اگر بدانند چیزی به آنها نمی رسد، حتی اگر بدانند امنیت آینده ی ما به خطر می افتد...

دم کدخدا را ببین!

خدا رحم کند...

  • مهدی جهانشاهی
۰۵
خرداد

!امتیاز سوخته!

وعده های شیطان

تا بوده همین بوده که شیطان هرچه وعده داده پوچ و تهی از آب در آمده! مثل وعده هایی که به آدم داد ولی اصلاً به آنچه گفته بود عمل نکرد! لذا خداوند در وصف این وعده ها فرموده: 

یَعِدُهُمْ وَیُمَنِّیهِمْ وَمَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا. (وعده می دهد و در حسرت آرزوها فرو می برد، و وعده هایش جز فریب نیست).

کار که از کار می گذرد شیطان مقابل شما می ایستند و در مقابل اعتراض شما که می گویید: چرا به وعده ات عمل نکردی؟! به ریش شما پوزخند می زند و به تمسخر پاسخ می دهد: کنتور که نمی انداخت! یک چیزی گفتم! تو چرا باور کردی؟! 

وَقَالَ الشَّیْطَانُ لَمَّا قُضِیَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ.

  • آیا شیطان هیچ به وعده ی خود وفا نکرده؟

شاید بگویید: شیطان اینقدری هم بد قول نیست! یک چیزهایی بالآخره می دهد. ببینید غرب را چطور ساخته و پیشرفت داده!

بله اتفاقاً شیطان برای اولیای خود خدمات ویژه ارائه می دهد و خدا این قدرت را به او داده که بتواند اهدافش ر اپیش ببرد! «إنّ الشیاطین لیوحون إلی أولیاءهم» «یوحی بعضهم إلی بعض زخرف القول غروراً». همه ی اینها به خاطر این است که حزب خود را به پا نگه دارد و در مقابل خدا برای خود دستگاه و سازمانی داشته باشد. و البته تمام این دم و دستگاه و تشکیلات برای همین دنیاست و در آخرت جز خدا کسی کاره نیست «مالک یوم الدین».

اما شیطان برای حزب خدا هیچ وعده ی قابل تحقّقی ندارد و هرچه که هست فقط سراب است و سراب.  امتیاز سوخته است! یعنی روغن ریخته شده را نذر امام زاده می کند! مثلاً دو وعده ی دهان پر کن به آدم داد: 1. اگر از میوه ی این درخت بخوری فرشته می شوی 2. اگر از این میوه بخوری مثل خدا جاودانه می شوی!

َوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطَانُ لِیُبْدِیَ لَهُمَا مَا وُورِیَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَاتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاکُمَا رَبُّکُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَن تَکُونَا مَلَکَیْنِ أَوْ تَکُونَا مِنَ الْخَالِدِینَ

(آخر هم می خواست بنشیند و به رسوایی آدم بخندد که به خواسته اش رسید!)

شیطان جوجه تیغی را رنگ کرد و به اسم قناری به آدم قالب کرد: فَوَسْوَسَ إِلَیْهِ الشَّیْطَانُ قَالَ یَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّکَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْکٍ لَّا یَبْلَى... و اینگونه آدم را به یک شرط بندی ساختگی وادار کرد.

فریفته شدن به شیطانآدم اگر کمی فکر می کرد راحت متوجه می شد که: اولاً مقام خودش از فرشته کمتر نیست! او پیش از این مسجود ملائکه بوده است! ثانیاً جاودانگی اگر به معنای خدایی باشد اصلاً امکان ندارد و اگر به این معنا باشد که خدا فیض وجود را از او قطع نکند، این امتیاز را هم حضرت آدم دارا بود! مثل همه ی من و شماها که خداوند وعده داده ما را «خالد» کند؛ یا در بهشت و یا در جهنّم!

پس نتیجه می گیریم، شیطان می خواهد بدون اینکه به انسان خیری برساند، از او امتیاز بگیرد! یعنی حضرت آدم کلاه گشادی سرش رفت و سر هیچ، بهشت برین را از دست داد!

مثل دولتمردان امروز ما که با وعده های پوچ و تهی و سرابی که از آمریکایی ها تحویل گرفتند، همه ی اعتبار و استقلال و عزّت ما را به حراج گذاشتند!

خوب است نگاهی بیندازید و ببینید وعده های شیطانی طرف غربی در توافقات به عمل آمده چقدر برای وضعیت اقتصادی ما مثمر ثمر واقع شد؟ وعده هایی که روز اوّل آنقدر با ارزش می نمایاند حالا چقدر سراب از کار در آمده است؟ در برابر بهای عزّت و غرور ملی، آمریکا مشتری خوبی برای معامله بوده یا نه؟ حقیقت آن است که هر چه بگذرد سراب بودن این وعده ها بیشتر آشکار خواهد شد... 

یادتان که هست... در توافق ژنو چه معامله ی خفّت باری انجام دادیم؟ اولش روحانی گفت: ساختما تحریمها فرو ریخت... اما هرچه گذشت بیشتر فهمیدیم که چه امتیازهای سوخته ای تحویلمان دادند! حتّی تحریمهایی هم که برداشتند، آنهایی بود که هیچ نیازی به برداشته شدنشان نداشتیم.

آخر هم اگر فرضاً آمریکا تحریم ها را بردارد (که بنا بر قاعده ی فوق بر نمی دارد) مال خودمان را به ما بر گردانده است!

***

شبیه این وعده های شیطانی را در وعده های انتخاباتی جبهه ی اصلاحات نیز شاهد بودیم، جبهه ای که افتخار او کسب اعتبار از کدخدای جهان بود! با وعده هایی که هیچ کدام به تحقّق نپیوست! و مردم ما هم به سادگی فریفته ی این وعده ها شدند...


 

در همین زمینه مشاهده کنید: 

 

امتیاز سوخته: تحریم هواپیمایی

امتیاز سوخته: پتروشیمی

  • مهدی جهانشاهی
۰۲
خرداد
 

رهبر مظلوم

آقا چقدر شما مظلومید! کارتان به جایی رسیده که باید یک تنه آستین بالا بزنید و برای اقتصاد جامعه کاری بکنید تا نکند این مردم از جامعه دلسرد بشوند...!

هرچه تأکید کردید که اقتصاد بیمار را بهبود بخشند، کسی گوش نداد! همه در پی خواسته های خود هستند! همه می خواهند خودشان را اثبات کنند و اسم و رسمی به راه بیندازند...

دائماً راه اشتباه را تذکر دادید و راه درست را گوشزد کردید، اما هیچ گوشی بدهکار نبود! دولت فقط می خواهد از شرّ این هسته ای خود را خلاص کند تا کدخدا را از خود راضی نگه دارد. نمی خواهد باور کند که راه برون رفت از مشکلات در داخل مملکت است!

شاخصه های اقتصاد مقاومتی را هم ابلاغ کردید و کلید را در دستان روحانی قرار دادید. اما حاضر نشد آن را امتحان کند! همه ی توانش صرف مذاکره با شیطان شد!

حالا کار به جایی رسیده که دستور را جزئی تر می کنید: «دولت هرگونه مصرف کالاهای ریز و درشت خارجی را در صورت وجود مشابه داخلی، بر خود حرام بداند».

اگر فقط مردم به حرف شما گوش می دادند و جنس داخلی مصرف می کردند...

اگر فقط دولت به حرف شما گوش می داد و از تولید داخلی حمایت می کرد...

اگر برای حرفهای آقا ارزش قائل بودیم و در توجه به دغدغه های ایشان همدل و همزبان بودیم، حالا وضع جامعه اینطور نبود! حالا اسلام در خطر نبود! حالا اینقدر عقب کرد نکرده بودیم! حالا جامعه ی اسلامی اینهمه ذلت را نپذیرفته بود...

آقا من شرمنده ام! من هم نکردم آنچه را که از من توقع داشتید...

آقا چقدر شما مظلومید! همه فکر می کنند ظریف همه ی تصمیماتش را با شما هماهنگ کرده است، اما نمی بینند که دستورهای صریح شما هم روی زمین مانده است.

حالا کار به جایی رسیده که حد اکثر توقع شما از دولت این است که مملکت را به آشوب و تفرقه نکشانند، با ملّت همدل و همزبان باشند...

نبینم کار به جایی رسیده که بفرمایید: «من اجازه نمی دهم!» آقا مگر شما تنهایید؟! من را هم شریک تصمیماتتان بدانید؛ بگویید: ما اجازه نمی دهیم.... 

دست بیعت

با شما هستم... تا پای جان... مثل شهدا

 

  • مهدی جهانشاهی
۰۲
خرداد

شعار امسال «دولت و ملت همدلی و همزبانی» یک فرمان دو سویه به دولت و ملّت است.

همان ملتی که پنجاه درصد آنها اصلاً به این دولت رأی نداده اند و با این حال موظف هستند با این دولت همزبان باشند.

و همان  دولتی که «اعتدال» را پیشه ی خود قرار داده و با این شعار نابجا خیلی از به اصطلاح «افراطی» ها را از خود دور می کند.

وظیفه ی رئیس جمهور این است که (مانند رهبر) راه مدارا و همدلی را با همه ی اقشار جامعه در پیش بگیرد. رئیس جمهور نباید هیچ کس را در مقابل خود قرار دهد و با این کار ایجاد دو دستگی کند!

خلاصه اینکه اعتدال می تواند خیلی خطرناک باشد، آنقدر که آقا امام رضا آن را فتنه ی بدتر از دجال معرفی می کند:

عن الحسن بن علی الخزاز قال : سمعت الرضا ( علیه السلام ) یقول : إن ممن ینتحل مودتنا أهل البیت من هو أشد فتنة على شیعتنا من الدجال ، فقلت : بماذا ؟ قال : بموالاة أعدائنا ، ومعاداة أولیائنا إنه إذا کان کذلک اختلط الحق بالباطل ، واشتبه الامر فلم یعرف مؤمن من منافق . (روایت صحیح السند از وسائل الشیعة ج16 ص179).

«برخی از کسانی که دوستی ما اهل بیت را یدک می کشند، فتنه ای بدتر از دجال برای شیعیان ما دارند» از حضرت سؤال شد: چگونه؟ فرمود: با دوستی دشمنان ما و ابراز دشمنی با دوستان ما! هنگامی که این فتنه پیش آید، حق و باطل مخلوط می شوند و امر مشتبه می شود و هیچ مؤمنی از منافق تشخیص داده نمی شود.

این فتنه دو رکن اساسی دارد:

اوّل اینکه نسبت به دشمنان اسلام ابراز دوستی شود و خط کشی و مرزبندی با آنها کنار برود و با اظهار دوستی آنها مقاصد دنیوی دنبال شود.

دوّم اینکه: با برادران دینی فقط به خاطر اینکه با آنها اخلاف نظر دارند، اظهار دشمنی شود و با برچسبهایی مثل افراطی و عدّه ی معدود، تغذیه شده از جای خاص و ... طرد شوند.

وظایف ما به جای خود و ان شاء الله به آن عمل می کنیم.

اما سؤالمان از رئیس جمهور محترم این است که: آیا آن تفکری که در مجلس شورای اسلامی چندین نماینده دارد، در جامعه ی ما اقلیّت به حساب می آید؟؟؟

چطور ایشان خودشان را ملاک اعتدال معرفی می کنند؟؟؟

 

واکنش رهبری به این فتنه چگونه بوده است:

آنجا که رئیس جمهور نیروهای انقلابی را طرد می کند، رهبری فرمودند: اینقدر جوانهای انقلابی را نکوبند، روزی که برای کشور مشکلی پیش بیاید اینها هستند که سینه سپر می کنند.

و آنجا که رئیس جمهور راه نرمش و مدارا با دشمن را در پیش گرفت، رهبری فرمودند: دولت جواب آمریکایی ها را بدهد. پررویی های آنها را بی جواب نگذارد...

  • مهدی جهانشاهی
۰۲
خرداد

آیا همه جا اعتدال خوب است؟ آیا همه جا زیاده روی بد است؟ مثلاً در خوب بودن زیاده روی معنا دارد؟؟ پیامبر خدا فرمودند: لَا سَرَفَ‏ فِی الْخَیْر (در خوب بودن زیاده روی وجود ندارد!). ملاک چیست؟ زیاده روی در چه چیزهایی بد است؟ اعتدال اصلاً چرا خوب است؟ به نظر می رسد که گاهی استفاده ها از تعبیر اعتدال اصولی نیست و در حدّ یک شعار است که شنونده را شاد و خوشحال کند!!

مثلاً اینکه قرآن وعده می دهد دینِ پیامبر را عالم گیر کند و بر تمام ادیان مسلط گرداند، آیا سخن معتدلانه ای است؟ مثلاً بهتر نیست امام زمان با دیگر ادیان هم کنار بیاید و اینقدر آتش جنگ را برافروخته تر نکند؟؟؟

طبق قواعد سر انگشتی دنیا مثلاً آیا شعار بنی صدر اعتدال گرایانه نبود؟! او با احتساب توان نظامی آن روز جامعه می گفت: جنگ جنگ تا یک پیروزی. شعار امام راحل مثلاً افراط گرایانه نبود؟! می گفت: جنگ جنگ تا رفع فتنه از کلّ عالم! همان که شعار قرآن است (قاتلوهم حتّی لا تکون فتنة)، پس باید قرآن را هم با این حساب افراطی بدانیم!! اما به هر حال بر خلاف باورها، شعار حضرت امام نتیجه داد و همه ی قدرتها در مقابله با این کشور نوپا اظهار عجز کردند...

پس ملاک چیست؟

اگر ما مسلمان و بنده ی خدا هستیم باید ملاک را (دین) قرار بدهیم. هرچه خدا گفت! مثلاً اگر خدا گفت: باشیطان ذره ای مدارا نداشته باشد، این اعتدال است. اگر خدا گفت: زیر بار ذلت نروید، این اعتدال است. اگر خدا گفت: در مورد واجبات و محرّمات ذره ای تسامح نشان ندهید، همین می شود اعتدال به تعریف قرآنی!

لذا در شعار اعتدال هم باید اعتدال داشت!

این شعار اعتدال از زبان دولت مردان ما چند آفت دارد:

1. اوّلین آفت آن این است که این شعار موضع گیری در مقابل دو دسته اهل افراط و اهل تفریط است! گویا دولتمردان خط حصاری دور خود کشیده اند و هرکس از خط آنها خارج باشد را با برچسب غیر معتدل بودن، از خود طرد کرده اند. در حالی که وظیفه ی یک رئیس جمهور این است که به تمام اختلاف سلیقه های داخلی احترام بگذارد. مخصوصاً که یک خط و یک تفکر در جامعه ی ما در مجلس نماینده دارد! چطور می توان اینها را اقلیت افراطی دانست!

لذا به نظر می رسد اعتدال یک شعار تفرقه انگیزانه است!

دولت نشان داده که نسبت به صدای مخالف سعه ی صدر کافی را ندارد، همین تکیه بر اعتدال نیز یکی از مظاهر آن است.

شاید به همین جهت باشد که رهبر بزرگوار ما شعار سال را طوری قرار دادند که اتحاد و همدلی را تقویت کند و این خلأ را جبران کند.

2. دوّمین آفت اعتدال در وادی سیاست و فرهگ است. اگر اعتدال معنایش تسامح نشان دادن نسبت به ناهنجاری ها باشد از نظر دین مردود است. اگر اعتدال معنایش تسامح در برخورد با سران استکبار باشد از نظر دین ردّ است. اگر اعتدال معنایش غیرت نداشتن در قبال آرمانها باشد این برای آینده ی ما خطر است!

دوستان من! نکند پرده ای روی دیدگان ما بیندازند و ما را از آرمانهایمان دور کنند. اگر شما را از «خیلی خوب بودن» دلسرد کنند راه شما را دور کرده اند.

راهی که شهدای ما آغاز کردند و با ادامه ی آن موفقیتهای متعدّدی برای ما به ثمر آوردند راه تسامح و تساهل در مقابل آرمانها نیست!

مقاومت

 

اگر فکر می کنید روزی می رسد که مقابله ی شیطان و بنی آدم به پایان می رسد سخت در اشتباهید! اگر فکر می کنید امروز در وضعیت جنگ نیستیم در خواب عمیقی قرار دارید.

پس بیایید بیدار باشیم! بصیر و بینا...

بیایید این شعار قرآنی را جایگذین کنیم: صبر! ما ایستاده ایم! پای آرمانها! محکم و با صلابت! تا آخر می مانیم! و به امام زمان ثابت می کنیم که در آزمون بلاها صبر خود را از دست نمی دهیم...

إن تنصروا الله ینصرکم. (همه چیز برای نصرت خدا)

  • مهدی جهانشاهی
۰۲
خرداد

منتظران! منتظر چیستید؟یملأ الله به الأرض عدلا و قسطا کما ملئت ظلما و جورا

منتظران! منتظر چیستید؟ امام زمان شما قرار است چطور دنیا را برایتان آباد کند؟ اهداف و رویکردهای اصلی او چیست؟ برای رسیدن به اهدافش چه راهی را در پیش می گیرد؟

به دعای ندبه نگاهی کنید...

اگر اهداف حکومت مهدوی همان اهداف کلان جمهوری اسلامی باشد... اگر شما با اهداف این حکومت همراهی ندارید... پس چطور می توانید خود را منتظر امام زمان بدانید؟؟؟

تصوّر شما از جامعه ی مهدوی چیست؟ از روزگار آن دوران چه می دانید که منتظر آن هستید؟ هر کس که منتظر چیزی هست به خاطر توقّعی است که از نیل به آن دارد و به خاطر نگاهی است که به آن دارد و باعث شده است نسبت به آن شوق پیدا کند.

* شاید بگویید دوران امام زمان دوران خوبی مطلق است و امام زمان برای اصلاح اشکالات و گسترش خوبی ها می آید! در آن زمان همه چیز جای خود است! همه مردم کاری را می کنند که باید بکنند و این راستی و درستی هدف حکومت امام زمان است. به دنبال آن هم خلاصی از مشکلات، رسیدن به راحتی و برکت یافتن زمین در انتظار بشریت است،

وقتی امام زمان می آید زمین ذخائر خود را بیرون می ریزد، همه جا پر از راحتی و آسایش می شود. همچنان که خداوند وعده فرمود: إنّ مع العسر یسراً.

مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار      من گلی دارم که عالم را گلستان می کند

 

گرچه این هدف (فراگیر کردن خوبی ها) هدف بزرگی است اما به اندازه ای ناقص و کلی است که چیزی به دست نمی دهد! امام زمان برای گسترش خوبی ها می آید، اما کدام خوبی ها؟ تعریف شما از خوبی چیست؟ خوبی هایی که امام زمان قصد فراگیر کردن آن را دارد چه معیارها و شاخصه هایی دارد.

امروز هر کسی داعیه ی درست بودن مسیر خود را دارد و از حقّ و حقیقت برای خود تعریف خاصی دارد. حتّی بزرگترین دشمنان ما نیز مثل آمریکا و ... این ادعا را دارند که کاری که آنها می کنند درست است و نگرش دیگران غلط است! امروز آمریکا هم ادعا دارد: نسخه ی نجات بشریت در دست من است! می گوید: آزاد بودن انسان همان خوبی مطلق است! در حالی که تعریف امام زمان از خوبی، این نیست!

لذا این مهم است که بدانیم حقانیت در مکتب کسی که انتظار او را می کشیم چه معیارهایی دارد؟

دقیقاً ارزشهای جاری در حکومت عدل مهدوی چیست و اهداف جزئی آن حضرت چیست؟ این سؤال ماست!

پاسخ این سؤال را من به شما می رسانم: اهداف حکومت مهدوی آنطور که در روایات آمده از این قبیل است: گسترش عدالت (یملأ الأرض قسطاً و عدلاً)، یک پارچه شدن جامعه در کلمه ی تقوا و بندگی خدا (أین جامع الکلمة علی التقوی)، احیای دین به فراموشی سپرده شده (أین محیی معالم الدین و أهله) و از این دست اهدافی که هدف آفرینش و هدف جامع تمام انبیاء الهی بوده است.

اما سؤال دوّم مهم تر است.

* راهبرد امام زمان برای رسیدن به این اهداف متعالی چیست؟ اگر ما قرار است امام زمان را برای رسیدن به این اهداف یاری کنیم، در دستگاه حکومتی ایشان قرار است چه مسیری را در پیش بگیریم؟

در یک مناظره ی انتخاباتی مثلاً همه می گویند قصدشان پایین آوردن توّرم است اما هر یک برای خود راهبرد خاصی دارد و برای رسیدن به اهداف خود راهکار جداگانه ای ارائه می دهد که همین مهم است.

این حرف درستی است که با آمدن امام زمان دنیا آباد می شود، لکن سؤال اینجاست که آیا به محض آمدن امام زمان، همان روزِ اوّل، این همه تحوّل در عالم رخ می دهد؟! چه تصوّر بچگانه ای!

باید به این حقیقت برسیم که رسیدن به راحتی های آن زمان خرج دارد و ما باید بهای آن را پرداخت کنیم تا به آن خوشی ها برسیم! راحتی و آسایش معلول است! باید دید مردم چه کاری انجام می دهند و چه شرایطی مهیا می کنند که خداوند برکاتش را نازل می کند؟ مردم چه کار نیکی انجام می دهند که سزاوار این همه زیبایی می شوند؟ امام زمان چگونه زشتی ها را کنار می زند تا زیبایی ها خودنمایی کند؟

حقیقت این است که ما خود را برای حکومت مهدوی آماده نکرده ایم! چون نمی دانیم در آن زمان چکار می خواهیم بکنیم و چگونه باید امام زمان را یاری کنیم تا آن حضرت عالم را گلستان کنند و عقول را کامل کنند و زمینه ی وحدت کلمه بر کلمه ی تقوا را مهیا کنند!

برنامه های عملی امام زمان که مسیر اهداف آن حضرت را مشخص می کنند، در دعای ندبه آمده است! آنجایی که امام زمان را فرا می خوانیم و می گوییم: کجاست آن امامی که... امامی که چکار قرار است بکند؟ هر یک از این فرازهای "أین..." اشاره به سرفصلهای مهم این حرکت دارد.

اما چیزی که قابل توجّه است اینکه اکثر این فرازهای زیبا اشاره به جهت واحدی دارند که نشان می دهد این جهت مهمترین مرحله و گام اجرایی امام زمان است: با مراجعه به این فرازها و دقّت در آنها روشن می شود که: از 21 فرازی که اشاره به اهداف قیام امام زمان دارد 5 فراز اشاره به اهدف کلی (تجدید و باز گرداندن دین از دست رفته)، و 16 فقره دیگر همگی در خصوص "اهداف سیاسی" این قیام است، از جمله:

مبارزه با: ظلم، أمت و عوج، جور و عدوان، دستگاه شرک و نفاق، اهل فسوق و عصیان و طغیان، گمراهی و شقاق، کذب و افتراء، احزاب سرکش و متمرّد ، اهل تضلیل و ألحاد...

عزّت اسلام و ذلّت کفر، بازگرداندن عزّت از دست رفته و خون خواهی از خون انبیاء و اولیاء الهی.

این اهداف سیاسی همه در یک نقطه متمرکز است و آن: مبارزه با دستگاه شرک و کفر و سلب قدرت از آنها! اهداف ظهور همه اهداف سیاسی و جهانی است و مبارزه با طاغوت سرلوحه ی آن است.

این فرازها را مرور کنید:

این بقیة الله التى لا تخلو من العترة الهادیة

1. این المعد لقطع دابر الظلمة

2. این المنتظر لاقامة الامت والعوج

3. این المرتجى لازالة الجور والعدوان

این المدخر لتجدید الفرائض والسنن

این المتخیر لاعادة الملة والشریعة

این المؤمل لاحیاء الکتاب وحدوده

این محیى معالم الدین واهله

4. این قاسم شوکة المعتدین

5. این هادم ابنیة الشرک والنفاق

6. این مبید اهل الفسوق والعصیان والطغیان

7. این حاصد فروع الغى والشقاق

8. این طامس اثار الزیغ والاهواء

9. این قاطع حبائل الکذب والافتراء

10. این مبید العتاة والمردة

11. این مستأصل اهل العناد والتضلیل والالحاد

12. این معز الاولیاء ومذل الاعداء

این جامع الکلمة على التقوى

...

13. این صاحب یوم الفتح وناشر رایة الهدى

...

14. این الطالب بذحول الانبیاء وابناء الانبیاء

15. این الطالب بدم المقتول بکربلاء

16. این المنصور على من اعتدى علیه وافترى

همین اهداف سیاسی در روایات ما نیز برای قیام مهدوی ذکر شده است: یملأ الأرض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً (پاکسازی زمین از ظلم و جور).

یملأ الله به الأرض عدلا و قسطا کما ملئت ظلما و جورا

این مهمترین هدف قیام مهدوی است. وقتی دستگاه کفر و نفاق که از مهمترین موانع فطرت خداشناسی در زمین است، ضعیف و بی اثر شود، فطرتها خود را نشان می دهند و همه با جان و دل به سمت خدا روی می آورند. کافی است که از سنگ اندازی های جبهه ی شیطان خلاصی یابیم. در آن صورت است که به راحتی خواهیم توانست دستورات خدا را در زمین اجرا کنیم و روح خداپرستی و عبودیت در مقابل او را گسترش دهیم: دیو چو بیرون رود فرشته در آید.

حال اگر منتظر هستیم، باید خود را برای چه کاری آماده کنیم؟ بله! ایستادگی و مبارزه با طاغوت و شیطانیان جهان! همان اهدافی که معمار انقلاب اسلامی ایران برای قیام خود ترسیم کرد...

امام خمینی فرمود: اسرائیل باید از صفحه ی روزگار محو شود. فرمودند: هدف ما دفاع از مستضعفین جهان است...

این اهداف جمهوری اسلامی است، یعنی همان اهداف حکومت مهدوی! ببینید چقدر با این اهداف همراهی می کنید؟ چقدر منتظرید؟؟؟

اگر از استقامت در مقابل دستگاه طاغوت خسته شده اید، اگر مقابله با کفر را با منافع خودتان در تضاد می بینید، اگر غیرت و جسارتی در مقابل دشمن ندارید، شما منتظر امام زمان هم نیستید...

ما در این وضعیت امروزی خود اهداف بلندی داریم و باید به آنها فکر کنیم. ما برای مبارزه با طاغوت قدم به عرصه گذاشته ایم و باید برای چنین هدف بلندی برنامه ریزی کنیم. مسؤولیتی که بر عهده ماست خیلی بزرگ و با ارزش است.

  • مهدی جهانشاهی
۰۲
خرداد

چرا مرگ بر آمریکا؟!

چرا مرگ بر آمریکا

 

دشمنی این شیطان با ما امروز شکل دیگری به خود گرفته به گونه ای که برای عده ای ملموس نیست!

تا جایی که عده ای به شک و شبهه افتاده اند که چرا باید این بنی آدم را نفرین کرد؟

برخی نیز چنین نگاهی دارند که باید گفت: مرگ بر استکبار! و نباید گفت: مرگ بر آمریکا...

با یک نفر برخورد کردم که می گفت: از نماز جمعه بدم می آید چون در آن فحش و فحش کاری زیاد است...

حقیقت جریان چیست؟ فایده ی این کارها چیست؟ جز اینکه به دشمنی ها می افزاید و آمریکا را علیه ما می شوراند؟

*****

در این بحث نگاه ما درون دینی است و با مبنای احساسی برخی که می گویند: فحش دادن به دیگران کار زشتی است! کاری نداریم.

دستگاه کفر و بالخصوص قوم یهود قومی هستند که آیات زیادی از قرآن در مقابله با آنها وارد شده است و موضع گیری های صریح قرآن در مقابل این جبهه از روز روشن تر است. به مقتضای روایات متعدّد، تبرّی از دشمنان خدا جزو شاخصه های اصلی دین است و بدون آن دوستی با خدا خالص و حقیقی نمی شود (هل الدین إلا الحبّ و البغض؟).

آیات قرآن هم مؤید همین سخن است: «هیچ قومى را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمى‏ یابى که با دشمنان خدا و رسولش دوستى کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند» (مجادله 22).

درخواست اهل آتش هم از خداوند این است که: ای کاش به دنیا باز گردیم تا بیزاری بجوییم از سردمداران گمراهی، آنهایی که در دنیا از آنها تبعیت می کردیم! (بقره 167)

خداوند بسیاری از مؤمنین را به جهت دوستی با کافران توبیخ می کند: تَرَى کَثِیرًا مِّنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللّهُ عَلَیْهِمْ وَفِی الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ (مائده 80)

سرسختی در مقابل دشمنان خدا رویه ی قرآن است گرچه گاهی تاکتیک ها به صورت موقتی اقتضا کند که مسلمانان نرمش قهرمانانه از خود نشان دهند و به صلح هدیبیه روی آورند. قرآن در وصف مؤمنان می فرماید:

«اشداء علی الکفار رحماء بینهم»

یعنی مؤمنین همان قدر که نسبت به همدیگر بر پایه ی رحم و دلسوزی رفتار می کنند، اما در مقابل جبهه ی کفر به شدّت سر سخت و متنفّر اند.

(برائة من الله و رسوله)، آیات ابتدائی سوره ی توبه است که صریح در اعلام بیزاری و نفرت است.

تعابیر قران نیز در مورد کفار تعابیری تحقیر آمیز و همراه با نفرت است!

از این رو لزوم برائت و اعلام بیزاری نسبت به اینها هیچگونه جای شبهه و دغدغه ندارد و آیات و روایات متعدد ما در این خصوص صراحت دارند. از این رو امام راحل اعلام بیزاری از کفار را در برنامه حجاج گنجاندند و سنت برائت از مشرکین را به این وسعت ترویج دادند!

با توجه به پیشینه ای که از آمریکا سراغ داریم، و با توجه به شناختی که از سردمداران آن داریم، اعلام می کنیم که: دشمنی با آمریکا یعنی دشمنی با نماد استکباری، یعنی دشمنی با پرچمدار کفر، و دشمنی با آمریکا یعنی اینکه می دانیم زیرساخت های این کشور بر پایه ی دشمنی با خدا و یاری شیطان پی ریزی شده است. آمریکا شیطان بزرگ است و با قوّت تمام اهداف شیطان را به پیش می برد. قرآن هم نسبت به وجود «شیاطین انسانی» ما را بیداری داده!(انعام 112)

در ایامی که این دشمن خونخوار در مقابل ما صف کشیده بود و جوانان ما را به خاک و خون می کشید هیچ کس در لزوم تبری و اعلام بیزاری نسبت به او تشکیک نمی کرد و همه می دانستند که باید این دشمن خون آشام را به دشمنی بشناسند.

اما حقیقت این است که لزوم تبرّی از این دشمن آشکار امروز بیشتر و حساس تر است و نیاز ما به این ابراز دشمنی ها بیشتر است. امروز که او از درِ دوستی وارد شده است و در لباس دوست می خواهد با جنگ نرم ما را از اهدافمان دور کند باید بیشتر به خود توجّه بدهیم که این همان دشمن دیروز است که دیروز با زور شمشیر قصد مقابله با ما را داشت و امروز تغییر استراتژی داده است و اهداف او همچنان پابرجا است.

نکند به خواب غفلت گرفتار شویم و وسوسه های این شیطان مجسّم در دل ما مؤثر واقع شود که در آن صورت دیگر نیازی نخواهد داشت تا برای تسخیر ما لشکر کشی کند و با جسم و بدن ما مقابله کند.

امروز که این دشمن با ابزار هنر و حربه ی اقتصادی و تبلیغات ماهواره ای و اینترنتی می خواهد ما را نسبت به جامعه ی خودمان دلسرد کند، تلفات ما رو به افزایش است و عدّه ای گرفتار این پروژه ی گام به گام او می شوند که لازم است ما توطئه را در همان گام نخست خنثی کنیم. هنگامی که دشمن ما را نسبت به بیزاری جستن از جبهه ی خود دلسرد و بی غیرت کند معلوم می شود که دشمن گام نخست را با موفّقیت به پیش آمده و روشن است که پیشروی در گامهای بعدی برای او سهل و میسّر تر خواهد بود. پس امروز روزی است که با صدای بلند باید گفت: مرگ بر آمریکا! مرگ بر همان کسانی که هیچگاه قصد خیرخواهی ما را نداشته اند و تمام همّ و غم آنها این است که برای شیطان یارگیری کنند و جبهه ایمان را ضعیف و بی یاور بگردانند.

برخی می گویند: در بین مردم آمریکا مردمی نیکو سرشت پیدا می شوند که نباید آنها را لعن و نفرین کرد، بهتر این است که به جای مرگ بر آمریکا بگوییم: مرگ بر استکبار!

جواب این است که این شعار مرگ بر استکبار را هر انسان بی سر و پایی بر زبان جاری می کند و حتّی اگر از خود اوباما بپرسید که نظر شما در مورد استکبار و سلطه جویی چیست، خواهد گفت: مرگ بر استکبار!

چرا مرگ بر آمریکا

یعنی آنچه مهم است گذشته از این روحیه ی دشمن ستیزی و استکبار ستیزی، بصیرت داشتن کافی و دشمن شناسی است. دشمن ستیزی باید با دشمن شناسی همراه باشد. باید چشمان خود را باز کنیم و به درستی تشخیص دهیم و بدانیم که امروز سردمدار کفر، آمریکا و حکومت او و اعوان و انصار اوست.

حتّی مردم آمریکا به جهت اینکه از لحاظ فقهی «کافر حربی» به حساب می آیند، از نظر دین اسلام هیچ احترام و جایگاهی ندارد و لذا لعن و نفرین آنها بلا مانع است.

البته این تشکیکها نشانه این است که کسانی که این حرفها را می زنند گرفتار پروژه ی گام به گام شیطان شده اند و شیطان با توجیه های متعدّد توانسته است تا حدودی در وجود اینها نفوذ پیدا کند و تا حدودی دشمن ستیزی آنها را کمرنگ کند. همه این نفوذها از کمرنگ شدن روح استکبار تیزی شروع شده است، از نگفتن «مرگ بر آمریکا»!

فراموش نکنیم که مبارزه با شیطان و ستمگران عالم جزو بلندترین اهداف جمهوری اسلامی ماست. هنگامی به اهدافمان دست یافته ایم که «اسرائیل از صفحه روزگار محو شود».

پاسخ به یک شبهه:

می گویند: با مرگ و نفرین بر آمریکا، آنها را تحریک می کنید تا بیشتر به معارضه با ما اقدام کنند و مثلاً ما را تحریم کنند! این کار خلاف تعامل سازنده با دنیاست!

جواب:

اولاً: در سیاست خارجه همه چیز بر مدار منافع است و حرف زدن ها هیچ تصمیمی را عوض نمی کند! اگر تحریم کردن ایران از جهت اقتصادی برای کشورهای دیگر هزینه باشد، آمریکا به صِرف اینکه مردم ایران آنها را نفرین می کنند، متحمّل این هزینه نخواهد شد! لذا علّت تحریم ها را باید در جای دیگر جستجو کرد...

ثانیاً: اینکه ما یک جمله می گوییم: مرگ بر آمریکا! بدتر از این نیست که بارها آمریکا به مملکت ما خیانت کرده و خون جوانان ما را حلال شمرده! اگر چیزی در بین باشد که با «تعامل سازنده» منافات داشته باشد اینهمه پیمان شکنی ها و ظلمهایی است که آمریکا در حق ما روا داشته است!

ثالثاً: شاید این جمله ضرراتی در رابطه ی ایران و آمریکا داشته باشد، اما منافع آن برای تقویت مظلومین و مستضعفین جهان به مراتب بیشتر است! و همین چیزی است که به خاطر آن هر هزینه ای را حاضریم تحمّل کنیم!

یادمان نرود که روزی اگر کسی به آمریکا «تو» می گفت، شلوارش را خیس می کرد! اما امروز به دنیا اثبات کرده ایم که این قدرت پوشالی در مقابل عزم ملی و نصرت الهی لحظه ای تاب تحمّل ندارد...

  • مهدی جهانشاهی